فضای مجازی؛ رقیب والدین در تربیت فرزندان
نویسنده: سمیه رستمی
احترام به والدین در فرهنگ ما اینقدر عمیق است که نوعی ضمانت اجرایی محسوب میشود.
مثلاً همین که همه میدانند اگر بگویند «بر پدر و مادر کسی که اینجا آشغال بریزد لعنت!». دیگر خیالشان راحت است با ذرهبین هم سر سوزنی آلودگی آن حوالی پیدا نمیکنند!
البته این سطح از احترام برای دهه شصتیهایی بود که همیشه یک حسی در درونشان وِر میزد اینها پدر مادر واقعی تو نیستند. این حس نه بهخاطر رفتار والدین که بیشتر تحتتأثیر کارتونهای آن دوران بود.
بس که در فیلم و کارتونها، شخصیت اصلی، آخر داستان بالاخره صاحب یک جفت ننه بابای پولدار شیک و خفن پرومکس میشد، بچههای آن دوره هم با صدای هر زنگی منتظر بودند والدین راستراستکی خودشان بودند.
دلیل هم داشتند؛ در عکس زیارتی دستهجمعی، چهرهنگاری میکردند؛ ببینند چقدر شبیه پدر مادرشان نیستند. باز بااینحال پایشان را جلوی والدینی که رفتارشان با زن تناردیه مو نمیزد دراز نمیکردند.
بچههای الان که دیگر مطمئن هستند بچهسرراهی هستند. بس که پدرو مادرها عمل زیبایی و کاشت و برداشت چش چال، لب وگونه، چک و چونه، خطوخال انجام دادهاند. حقیقتاً این بچهها به چه امیدی با اینها زندگی میکنند. قسمت دردناکش این است که از یکدیگر کپی پیست کردهاند.
یعنی اصغر سبیل سر کوچه با غلام جگرکی سر گذر با منیژه خانم آمپولزن و منیره خانم بندانداز فقط در داشتن و نداشتن، شال و روسری فرق دارند. آنوقت بچه امروزی برای تشخیص هویت واقعی اینها باید انگشتنگاریشان کند. در کل هیچچیز مثل سابق نیست.
قبلاً ابزار تربیتی در سطوح پایین تخسی؛ وعده حضور چندین رأس یک سر و دو گوش و لولو خُرخُره بود. خیلی که دیگر درجه تخسی بیشتر میشد، ابزار تربیتی ارتقا پیدا میکرد به دسته جارو هونگ و شلنگ و دیگر مرحله آخر کلنگ. ولی بعدها ابزار تربیتی دمپایی طبی شد آن هم بگیر نگیر داشت. به هدف اصابت کند یا نه.
کمی که گذشت دمپایی پاشنه چوبی شیفت کرد به دمپایی ابری. بعدتر گفتن بگویید بچه برود در اتاقش به کارهای بدش فکر کند. الان این مامان بابا هستند که باید بروند در اتاق به کارهای بد بچه فکر کنند و مزاحم مدیتیشن فرزندشان نباشند.
والدین امروزه در عرصه تربیت فرزند، رقیب چغر بد بدنی دارند به نام گوشی و فضای مجازی.
بهقدریکه بچهها از این گوشی جِز سیپییو زده، حرفشنوی دارند از والدین خود ندارند. حتی مورد بوده گوشی به بچهها گفته: شِیرمو حلالت نمیکنم.
بچهها هنوز چشمشان باز نشده، گوشی را روشن میکنند. گوشی بی شارژ بماند، قلب اینهاست که از تپش شانه خالی میکند. انگار گوشی عاقشان میکند. مثلاً این قدری که نت برای گوشی میخرند نان برای خانه نمیخرند.
جوری دستشان میگیرند طوری که شیشه عمرشان است. جدیداً هم که به زبان فضای مجازی حرف میزنند
زبان فارسیزبان نامادریشان است مثلاً میگویند: «من دگ نمت!» یعنی من دیگر نمیتوانم ادامه بدهم! یا میگویند: «نمد! به معنای من نمیدانم» س، ج، ش، ز. اینها اسامی اختصاری اختلاسگران گرامی نیست. بلکه رمزنگاری شده کلماتی مثل سلام، جواب، شماره، زنگزدن، هست که فقط به قرینه محتوا و زمان و مکان گفتگو میتوان متوجه شد.
اگر فردوسی اینها بشنود فرهای اول اسمش میریزد و بعید نیست پیغام بدهد به افراسیاب اَفی بیا خاک ایران را به توبره بکش!
نفوذ گوشی ممکن است حتی کادوی روز مادر هم تحت شعاع قرار دهد. اگرچه مادرها اصرار دارند کادو نمیخواهند و همین که بچهشان آدم باشند کافی است.
بگذریم که کادو دادن به مادران هم جزو آدمیت محسوب میشود و مادرها خیلی زیر پوستی دارند میگویند هدیه را باید بگیرند؛ اما بچههای امروزی به مناسبت روز مادر؛ برای گوشیشان قاب و گلس نو هدیه میگیرند و برایش شعر میخوانند: ای گوشی عزیز که جانم فدای تو؛ قربان اسپیکر و رّم ایرپاد تو.
البته این را هم بگوییم بعضی از مادران بزرگوار امروزی هم که بیشتر از اینکه در واقعیت مامان باشند در فضای مجازی مادری میکنند. یعنی از لحظه مثبت شدن بیبی چک، پیج میسازند، بچه را همان جا بزرگ میکنند. گزارش لحظهبهلحظه هم میدهند. باز جای شکرش باقی است که از این زمان شروع میکنند نه قبلش.
پس از آن هم که جشن پشت جشن تا پیج رو بالا بیاورند و تبلیغ بگیرند که خرج و مخارج لاکچری بازیشان در بیاید. یعنی بچه که به دنیا میآید بهقاعده مهران رجبی رزومه کاری دارد. شاهکارش آنجاست که بچه یککفدست حریم خصوصی ندارد.
بهمحض اینکه فرق شمارگان محصولات جانبیاش را بفهمد جشن گودبای پمپرز میگیرند که: بچهمان مستقل شده! خودش میرود دستبهآب! جوری که انگار رفته کره ماه. انصافاً اگر کاتالونیا از اسپانیا اعلام استقلال کند هم اینجوری جشن نمیگیرند که این عزیزان برای استقلال بچهشان از پوشکش؛ بزنوبکوب راه میاندازند.
چنان در فیلمگرفتن و بازی حرفهای میشوند که جایزه اسکار حق مسلمشان است. البته همین مادر اگر بچهاش را خارج از قاب دوربین گوشی و بدون فیلتر ببیند نمیشناسد.
بههرحال نباید اجازه داد گوشی تلفن هوشمند جایگاه والدین را تصرف کند. مخصوصاً که دور از انتظار نیست؛ چند روز دیگر بر درودیوار بنویسند: «لعنت بر گوشی و اکانت کسی که اینجا اشغال بریزد».
پایان
برای مطالعه سایر مطالب اینجا کلیک کنید



