عموجان استالین و توهم توطئه و تحلیل فوتبال
نویسنده: علیرضا عبدی
علی میرمیرانی (ابراهیم رها) در «عموجان استالین» به سراغ سرزمینی رفته که ایرانیها تخصص ویژهای در آن دارند: توهم توطئه و تحلیل فوتبال.
«عموجان استالین» روایت پیرمردی آلزایمری و بدبین است که به خودش «ما» میگوید، چون خیلی مهم است. پزشک به او میگوید برای جلوگیری از آلزایمر باید هر روز خاطره بنویسد.
عموجان از این فرصت استفاده میکند و تصمیم میگیرد تحلیلهای «دقیق، فنی و کارشناسانه» خود را از جام جهانی فوتبال ۲۰۱۸ روسیه ثبت کند تا «به جهانیان ثابت کنیم هم دفاع خطی مزخرف است هم گواردیولا و آنچلوتی و مورینیو هیچچی از فوتبال سرشان نمیشود».
اما بزنگاه اصلی داستان اینجاست: عموجان به همه چیز بدبین است. از بیرانوند و سردار آزمون تا عادل فردوسیپور و کیروش. حتی ووووزلا زدن بهرام رادان در یک مهمانی هم از چشم او پنهان نمیماند.
تحلیل او از مسابقات ساده است: پشت هر شوت و گلی، یک توطئه جهانی وجود دارد. او با قاطعیت میپرسد: «این ووووزلاها از کجا خط میگیرند؟ سرمنشأ این همه ووووزلازنی کجاست؟ اینها عروسکِ خیمهشببازی کی هستند؟»
کتاب عموجان استالین
نویسنده: ابراهیم رهاانتشارات: چشمهتعداد صفحه: 158سری چاپ: سومقطع کتاب: رقعی
نقاط قوت: نگاه اول شخص جمع و جنون تحلیل
۱. راوی «ما» و تمسخر خودبزرگبینی: شگرد اصلی کتاب این است که عموجان هرگز از کلمه «من» استفاده نمیکند. او «ما» است، انگار به تنهایی یک حزب سیاسی یا یک گروهک فکری است. این «اول شخص جمع» نهتنها نشانه توهم عظمت اوست، بلکه نیشی است به تمام کسانی که به نام «ما» به جای خودشان حرف میزنند.
۲. طنز کلامی شیوا و بازی با کلمات: رها در این کتاب نشان داده که در طنز کلامی تبحر خاصی دارد. استفاده از اصطلاحات فوتبالی در بستری از توهم توطئه، موقعیتهای خندهدار بیشماری خلق کرده که حتی اگر فوتبالی نباشید هم از خواندنش لذت میبرید.
۳. فضای برابرنگر و نقد ضدانحصار: تمسخر همه نیروهای فوتبال (داخل و خارج) و نگاه برابریخواهانه به همه آنها، یکی از ویژگیهای اصلی طنز رهاست. عموجان از بیرانوند ملی میگوید، از کیروش پرتغالی و از گواردیولای اسپانیایی. همه در برابر نگاه او یکسان و احمق هستند.
نقاط ضعف: وقتی حرف تکراری میشود!
۱. ساختار تکراری و یکنواختی روایت: کتاب در بیست و دو فصل کوتاه نوشته شده است. اما بنده معتقدم فرم تکراری است: در هر فصل، عموجان همان نگاه توهمزدایی خود را با مثال جدید تکرار میکند.
شخصیت اصلی کمی یادآور داییجان ناپلئون است اما عمق و گستردگی آن رمان را ندارد و در همان بستر شوخیهای فوتبالی باقی مانده است. خواننده بعد از فصل دهم ممکن است از تکرار همان الگو خسته شود.
۲. طنزهای سیاسی سطحی و یکبعدی: نگرش سیاسی نویسنده در برخی جاها تکبعدی و همراه با یکجانبهنگری است. به عبارت دیگر، گاهی شوخیهای سیاسی آنقدر تکراری و قابل پیشبینی هستند که دیگر خندهدار نیستند و به کلیشه تبدیل میشوند.
۳. شخصیتپردازی سطحی عموجان: خود عموجان بهجز «پیرمرد آلزایمری با توهم توطئه»، شخصیت دیگری ندارد. عموجان بیشتر یک ماشین شوخیسازی است تا یک شخصیت واقعی با لایههای درونی.
۴. وابستگی بیش از حد به زمان انتشار: کتاب در تابستان ۱۳۹۷ و بلافاصله پس از جام جهانی روسیه نوشته شده. حالا چند سال از آن ماجرا میگذرد. خیلی از شوخیها و ارجاعاتش برای مخاطبی که آن روزها را به خاطر نمیآورد، دیگر بهاندازه کافی خندهدار نیست. گویی تاریخ انقضای طنز آن تمام شده است.
اما…
«عموجان استالین» کتابی است که در لحظه خواندنش، بیشک چندین بار شما را میخنداند. فرم راوی «اول شخص جمع» ایدهای بکر و اصیل در طنز فارسی است و شوخیهای فوتبالیاش مو به مو نشان میدهد چطور میتوان از «بیمعنیترین رویداد ورزشی جهان» برای نقد «معنیدارترین باورهای اجتماعی» استفاده کرد.
با این حال، کتاب در عمقبخشی به شخصیت اصلی و تنوع بخشیدن به ساختار روایی موفق عمل نکرده است. عموجان یک بُعد بیشتر ندارد و حرفش در صفحه اول هم تمام میشود.
اگر طرفدار فوتبال هستید و میخواهید یک بعدازظهر را با خنده بگذرانید، «عموجان استالین» انتخاب خوبی است. اما اگر از رها انتظار یک اثر عمیق و ماندگار دارید، شاید بهتر باشد از این کتاب عبور کنید. «عموجان استالین» یک میانوعده دلپذیر است، نه یک غذای اصلی.
پایان
بخش نقد و بررسی «کتاب» دفتر طنز را دنبال کنید




