طنز کتاب اتحادیه ابلهان چند لایه است
نویسنده: علیرضا عبدی
معرفی نویسنده؛ نابغهای که هرگز چاپ کتابش را ندید!
جان کندی تول (John Kennedy Toole) نویسنده آمریکایی متولد ۱۹۳۷ در نیواورلئان بود. او رمان «اتحادیه ابلهان» را در سال ۱۹۶۳ نوشت. اما هیچ ناشری حاضر نشد آن را چاپ کند. تول که از این ناکامی به ستوه آمده بود، در ۳۲ سالگی با گاز اگزوز خودرویش به زندگی خود پایان داد.
اما مادرش دست از تلاش برنداشت. او یازده سال پیدرپی نسخهی دستنوشته را به ناشران مختلف برد تا اینکه سرانجام واکر پرسی، نویسنده سرشناس، شیفته آن شد و شخصاً برای انتشارش اقدام کرد.
کتاب نهایتاً در سال ۱۹۸۰ منتشر شد و یک سال بعد، جایزهی پولیتزر را از آنِ خود کرد. تول اما هرگز ندید که شاهکارش چگونه جهان را تسخیر کرد؛ شاید تلخترین طنز تاریخ ادبیات همین باشد که یک کمدیِ ناب، فقط پس از مرگ خالقش به رسمیت شناخته میشود.
فیلسوفی که با مادرش زندگی میکند و از همه بدم میآید!
«اتحادیه ابلهان» (A Confederacy of Dunces) را نشر چشمه با ترجمهی پیمان خاکسار در ۴۶۷ صفحه منتشر کرده است. عنوان کتاب از جملۀ جاناتان سویفت گرفته شده: «وقتی نابغهای حقیقی در دنیا پیدا میشود، میتوان او را از این نشانه شناخت: تمام ابلهان علیهاش متحد میشوند».
کل داستان در دههی ۱۹۶۰ در شهر نیواورلئان میگذرد؛ شهری که خودش یکی از شخصیتهای زندهی رمان است، با کوچههای فرنچ کوارتر، بارهای دودی، و جنون همیشگیِ خیابانهایش.
شخصیت اصلی، ایگنیشس جی. رایلی (Ignatius J. Reilly) است؛ مردی ۳۰ ساله، چاق، بدلباس، تنبل و در عین حال فوقالعاده باهوش که با مادرش زندگی میکند. او متخصص ادبیات قرون وسطی است، مدام از فلسفهی بوئتیوس حرف میزند، و از جامعهی مدرن، فرهنگ مصرفگرایی و همهی آدمهای اطرافش بهشدت بیزار است.
ایگنیشس کلاهش را با افتخار میگذارد روی سرش و با همان کلاه سبز شکارچی، به جنگ تمام ابلهان میرود؛ جنگجویی که سلاحش فلسفهی قرون وسطایی و شکم بزرگش است!
مادرش او را مجبور میکند برای پیدا کردن کار از خانه بیرون برود. ایگنیشس در این مسیر، با انبوهی از آدمهای عجیب و غریب روبهرو میشود: یک کارگر سادهدل سیاهپوست، یک پلیس فاسد، یک زن اغواگر، یک فروشندهی هات داگ، و مادری که مدام با او کلنجار میرود. و ایگنیشس، در تمام این مدت، یک کار را عالی انجام میدهد: همه را ابله خطاب کردن!
کتاب اتحادیه ابلهان
نویسنده: جان کندی تولمترجم: پیمان خاکسارانتشارات: چشمهتعداد صفحه: 467سری چاپ: چهلمقطع کتاب: رقعی
طنز کتاب اتحادیه ابلهان؛ از کمدیِ جسمی تا نقدِ فلسفی
طنز «اتحادیه ابلهان» از چند لایه تشکیل شده است:
۱. کمدی جسمی (Slapstick): ایگنیشس یک موجودِ فیزیکیِ تمامعیار است. او مدام آروغ میزند، شکمش غر میزند، عرق میریزد، و کلاه سبز شکارچیاش را محکم روی سرش میکشد.
یکی از منتقدان خارجی میگوید: «این کتاب پر از سیلیزدن و آروغ زدن و فحشهای رکیک است». طنزی که از دلِ بدنِ یک فیلسوفِ چاق بیرون میزند، شاید صریحترین نقد به «جداانگاریِ ذهن و جسم» در کل ادبیات باشد؛ ایگنیشس فکر میکند نابغه است، اما شکمش هر لحظه یادش میآورد که او هم یک موجودِ خاکیِ مضحک است.
۲. کمدی کلامی: ایگنیشس مدام از فلسفه و الهیات حرف میزند، اما درست در همان لحظه، هاتداگ میخورد یا با مادرش دعوا میکند.
دیالوگهایش ترکیبی از داناییِ آکادمیک و بیادبیِ محض است. این شکاف میان «حرفِ بزرگ» و «رفتارِ کوچک»، منبع اصلی کمیک در کتاب است.
۳. طنز موقعیت: ایگنیشس در موقعیتهایی گیر میکند که یک فیلسوفِ قرون وسطایی هیچگاه نباید در آن باشد: کار در یک کارخانهی تولیدی، دستزدن به دستگاههای مدرن، و مواجهه با پلیسهای نیواورلئان در یک بارِ زیرزمینی.
این تضاد میان ذهنیتِ قرونوسطایی ایگنیشس و واقعیتِ خشنِ نیواورلئانِ دههی شصت، ستون فقراتِ طنزِ کتاب است.
۴. نقد اجتماعی: در لایهی عمیقتر، کتاب یک هجویه تمامعیار علیه جامعهی مدرن، مصرفگرایی، و روانپزشکیِ بالینیِ عصر خود است. تول از زبانِ یک دیوانه، به نقدِ «دیوانگیِ» جامعه میپردازد؛ این بزرگترین شوخیِ کتاب است.
نقاط قوت:
۱. شخصیتپردازی بینظیر: ایگنیشس جی. رایلی یکی از ماندگارترین شخصیتهای ادبیات قرن بیستم است. او آنقدر عجیب، بداخلاق و در عین حال بامزه است که تا صفحهی آخر او را فراموش نمیکنید.
۲. طنزِ چندلایه: کتاب همزمان هم کمدیِ جسمی دارد، هم کمدیِ کلامی، هم نقدِ اجتماعی. برای هر سلیقهای چیزی در آن هست؛ از خوانندهی عام تا روشنفکرِ حرفهای.
۳. ترجمه روان: پیمان خاکسار، مترجم کتاب، کارش را بهخوبی انجام داده است. زبانِ فارسی، لحنِ طنزآمیز و سیاهِ کتاب را بهخوبی منتقل میکند.
نقاط ضعف:
۱. نبودِ پیرنگِ کلاسیک: بعضی منتقدان معتقدند کتاب «هیچچیز دربارهی هیچچیز» است. داستان فقط مجموعهای از اتفاقهای پراکنده است که حولِ ایگنیشس میچرخد؛ اگر به دنبال یک روایتِ خطی و منسجم هستید، شاید این کتاب برایتان خستهکننده باشد.
۲. شخصیتهای آزاردهنده: ایگنیشس و بقیهی کاراکترها همگی «آزاردهنده» هستند. این نقطهی قوت کتاب است، اما برای برخی خوانندگان، همین نقطهی ضعفِ بزرگ هم محسوب میشود؛ چون با هیچکدام نمیتوان همذاتپنداری کرد.
۳. طنزِ اغراقآمیز: بعضی منتقدان معتقدند طنز کتاب بیش از حد «پرادعا» و در برخی بخشها خستهکننده است.
«اتحادیه ابلهان» یکی از آن کتابهایی است که یا عاشقش میشوید، یا از آن متنفر. هیچکس در میانه نمیماند. ایگنیشس جی. رایلی، با کلاه سبز شکارچی و فلسفهی قرون وسطاییاش، یک ضدقهرمانِ تمامعیار است که هرگز از حماقتِ دیگران دست نمیکشد. شاید در پایان، او هیچکس را نجات ندهد، اما حداقل ما را از ته دل خنداند.
اصلا شاید بزرگترین درسِ این کتاب این باشد: در جهانی که پر از ابله است، تنها راهِ زنده ماندن، تبدیل شدن به بزرگترین ابلهِ همه است. اما ایگنیشس هرگز این را قبول نمیکند؛ و همین، او را به بزرگترین ابلهِ تاریخ ادبیات تبدیل کرده است.
پایان
بخش نقد و بررسی «کتاب» دفتر طنز را دنبال کنید




