بررسی بلاغت و طنز پنهان حافظ در گردهمی طنزآمیز

طنزآمیزبررسی بلاغت و طنز پنهان حافظ در گردهمی طنزآمیز

بررسی بلاغت و طنز پنهان حافظ در گردهمی طنزآمیز

شصت‌وهشتمین گردهمی تخصصی «طنزآمیز» با محوریت بررسی طنز در غزل‌های حافظ، عصر دوشنبه ۳۰ شهریورماه با حضور دکتر اسماعیل امینی، استاد دانشگاه، شاعر و پژوهشگر ادبیات، در سالن دکتر طاهره صفارزاده حوزه هنری برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی دفتر طنز حوزه هنری، امینی در ابتدای این نشست با آسیب‌شناسی نگاه سنتی و معاصر به طنز در ادب کهن، گفت: «طنز در دهه‌های گذشته بیشتر پدیده‌ای رسانه‌ای و مطبوعاتی تلقی می‌شد و نوعی مقدس‌انگاری نادرست و نگاه صرفاً متافیزیکی به متون کلاسیک، مانع پذیرش شوخ‌طبعی در آثار بزرگان ادب شده بود؛ درحالی‌که طنز نه یک شوخی سطحی، بلکه از نیرومندترین شگردهای دانش بلاغت برای تأثیرگذاری بر مخاطب است که شواهد آن حتی در متون دینی نیز به چشم می‌خورد.»

او با اشاره به لزوم آگاهی از بسترهای فرهنگی و زبانی عصر آفرینش متون کهن افزود: ـفهم دقیق شعر بزرگانی چون عطار، نظامی، سعدی و حافظ در گرو شناخت روزگار آن‌هاست تا از خوانش‌های شتاب‌زده، سطحی و خرافه‌زده فاصله بگیریم. مبنای خوانش ابیات در این جلسه نیز تصحیح شادروان دکتر رشید عیوضی (انتشارات امیرکبیر) است.»

بررسی بلاغت و طنز پنهان حافظ در گردهمی طنزآمیز

این استاد دانشگاه در ادامه با ورود به تحلیل غزل‌های حافظ، به شرح غزل با مطلع «به دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است / بکش به غمزه که اینش سزای خویشتن است» پرداخت و تصریح کرد: «در بیت «به جانت ای بت شیرین من که همچون شمع / شبان تیره مرادم فنای خویشتن است»، با پارادوکس عجیبی روبه‌رو هستیم که در آن عاشق مانند شمع در شب تیره، با لحنی طنزآلود و تسلیم‌گرایانه، تمنای سوختن و فنای خودخواسته را طلب می‌کند.»

امینی با اشاره به مصراع «مکن که آن گل خودرو (خندان) به رای خویشتن است» یادآور شد: «تعبیر «خودرو» طعنه‌ای بسیار ظریف و طنزآمیز به استبداد رأی، تسلیم‌ناپذیری و قانون‌گریزی معشوق است که هیچ نصیحتی را نمی‌پذیرد.»

این پژوهشگر ادبیات در بررسی غزل «لعل سیراب به خون‌تشنه لب یار من است / و از پی دیدن او، دادن جان کار من است»، ابتدا به ویژگی‌های ساختاری زبان پرداخت و بیان داشت: «زبان فارسی به سبب انعطاف‌پذیری نحوی و خودسامانی ارکان جمله، این امکان را به شاعر می‌دهد که جایگاه ارکان را برای برجسته‌سازی معنا تغییر دهد.»

او با تشریح ترکیب «لعل سیراب به خون‌تشنه» اظهار کرد: «در این ترکیب یک تناقض‌نمایی درخشان و طنزآمیز شکل گرفته است؛ لعل از سویی سیراب و آبدار است و از سویی دیگر تشنه ریختن خون عاشق، که این تضاد، لذت زیباشناختی پدید می‌آورد.»

امینی همچنین با اشاره به بیت «شربت قند و گلاب از لب یارم فرمود / نرگس او که طبیب دل بیمار من است» گفت: «در سنت ادبی، چشم (نرگس) همواره خمار و بیمار است؛ نکته طنزآمیز در این تصویرسازی آن است که طبیب خودش بیمار است و برای درمان دل عاشق، نسخه شربت قند و گلاب می‌پیچد که کنایه از بوسه خود اوست.»

وی افزود: «در بیت «کآب گلزار تو از اشک چو گلنار من است»، واژه «آب» دارای ایهام است و هم‌زمان معنای آبیاری و «آبرو و رونق بازار» را تداعی می‌کند.»

مدرس این گردهمی در ادامه به غزل «روزگاریست که سودای بتان دین من است / غم این کار نشاط دل غمگین من است» پرداخت و با توضیح اینکه «سودا» در طب سنتی ریشه وهم و جنون ناشی از غلبه اخلاط اربعه است، خاطرنشان کرد: «قرار دادن سودازدگی در جایگاه دین، شگردی طنزآمیز است.»

امینی با اشاره به بیت پایانی این غزل ادامه داد: «شاعر در این مقطع نیز با حشمت تاریخی خسروپرویز شوخی کرده و آن را در برابر «خسرو شیرین من» ناچیز جلوه می‌دهد که ایهام تناسبی با داستان خسرو و شیرین خلق می‌کند.»

او در پایان با قرائت غزل «زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست و برفت / راه هزار چاره‌گر از چارسو ببست»، خاطرنشان کرد: «مبالغه اعجاب‌انگیز در بستن هزار دل با یک تار مو و تشبیه معشوق به ماه نو که با جلوه‌گری شتابان رخ پنهان می‌کند، از قله‌های بلاغت و طنز پنهان حافظ به شمار می‌رود.»

پایان

اخبار برنامه‌های دیگر دفتر طنز را دنبال کنید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید