به گزارش خبرنگار دفتر طنز، کارگاه اسرار و ابزار طنزپردازي با حضور «سيدعلي ميرفتاح» عصر ديروز، اول آذرماه، با حضور جمعي از طنزپردازان و طنزدوستان در حوزه هنري برگزار شد.
سيدعلي ميرفتاح؛ طنزپرداز و روزنامهنگار با بيان اينکه مسئولان در اين سالها دريافتند طنز ابزار خوبي است و از همينرو ميبينيم که گاه از سوي ديگر بام ميافتند، ادامه داد: استفاده از طنز تا جايي پيش رفته که علاوه بر سينما و تلويزيون در اخبار هم مزهپراني ميکنند. قديميها طنز را مترادف ملاحت ميدانستند؛ به اندازه و کم. اگر در استفاده از طنز زياده روي شود خود به خود مطالب بينمک ميشود.
اين طنزپرداز ادامه داد: در طنز ميتوان به بيان مسائل بهظاهر ساده و پيش و پا افتادهاي پرداخت که با لحن جدي چندان قابل گفتن نيست. ما براي طنز نوشتن دو منفعت و ابزار بزرگ داريم و مسلط بودن به اين دو ابزار نوشتن طنز را آسان ميکند. اول، زبان فارسي که هرچند تهديگ اين زيبان به ما رسيده اما با اين وجود هنوز ظرفيتهاي حيرت انگيزي دارد که هم ميتوان با آن نامه عاشقانه نوشت و هم حماسي، هم از فلسفه گفت و هم ادبيات.
وي روحيه طنازانه ايراني را نيز ظرفيت دوم براي نوشتن اين سبک ادبي دانست و افزود: مردم ايران به دليل روحيه طنزي که دارند در هر جايي و با هر موضوعي شوخي ميکنند و کدهاي شوخي را ميگيرند. مثلا نوع علم فقه و ويژگيهاي آن به صورتي است که نميتوان با آن شوخي کرد. در زمانهاي گذشته نيز با اينکه حاکميت ديني وجود نداشت اما فقها از قدرت زيادي برخوردار بودند و به راحتي حکم تکفير افراد را صادر ميکردند اما با اين وجود شاعراني داريم که با اين مسائل نيز به ظرافت شوخي کردند و اتفاقي هم برايشان رخ نداده است.
ميرفتاح در ادامه جلسه درباره چرايي اقبال به طنز به چشم سرگرمي عنوان کرد: در گذشته افراد به دليل مشغله زياد وقت چنداني نداشتند و از اساس مسئلهاي به نام اوقات فراغت وجود نداشت. اما هرچه زندگي بيشتر ماشيني شد و توليد انبوه معناي پررنگتري گرفت افراد وقت بيشتري پيدا کردند و اوقات فراغت معنا يافت. اوقاتي که هنوز هيچ کسي در هيچجاي دنيا نميداند بايد با آن چه کند.
وي ادامه داد: دوره جديد به هر دليلي انسان را افسرده کرد و گفتند نياز به وسيلهاي دارند براي ايجاد غفلت و در جهان وقتي ديدند مردم علاقه به خنديدن دارند براي پر کردن اين خلا به سراغ طنز رفتند و حتي اوايل اختراع صنعت سينما ميبينيم که سينما در تسخير فيلمهاي کمدي است.
اين طنزپرداز با اشاره به اين بيت مولانا که «استن اين عالم اي جان غفلت است/ هوشياري اين جهان را آفت است» ابراز کرد: فرد هشيار ميگويد که در اين دنيا چند سالي بيشتر نخواهد زيست و از اين رو به انجام هر کاري نميپردازد و اين فرد غافل است که به طور مثال اهرام ثلاثه مصر را ميسازد. از همين روست که ميبينيم اغلب آثار هنري ماندگار را غير مسلمانان ساختند و هنر اسلامي وقتي شروع ميشود که مسلمانان به سمت دنياطلبي رفتند. شايد يکي از علتهايي که علما با خنده زياد موافق نيستند همين غافل شدن است.
ميرفتاح ادامه داد: اما هنر ايرانيان بود که از همين ابزار خنداندن و مطايبه هم براي هشياري استفاده کردند. هيچ شاعري به اندازه سعدي از مرگ و يادآوري اين اتفاق نگفته و هيچ شاعري هم به اندازه او سرزنده و شاد نبوده است. به عکس حافظ از زندگي زياد گفته اما حزين است.
وي افزود: در دوره جديد هم برخي بزرگان اين سنت را دريافتند و ما هم براي نوشتن طنز بايد هدف خود را بدانيم و دريابيم قرار است مردم را سرگرم کنيم يا هشيار.
اين طنزپرداز با تاکيد بر لزوم دانستن آداب شوخي، تصريح کرد: ماندگارترين جملات و حرفها از طريق طنز و مطايبه بيان شده اما بايد توجه کرد که توقيف شدن و زندان رفتن از طريق نوشتن نيازي به هيچ هنري ندارد، هنر آن است که طوري بنويسي که دچار مشکل نشوي و آداب شوخي را بداني. چراکه ما امروز علاوه بر نهادهاي قدرت کشوري با نهاد قدرتي با نام مردم مواجه هستيم.
ليلا باقري ـ دفتر طنز


