طنز و ديگر گونه‌هاي شوخ‌طبعي (قسمت چهارم)

 

 

گفتيم در اين مقال برآنيم تا گونه‌هاي شوخ‌طبعي، يعني «طنز» و همسايه‌هاي خنده‌رويش «هزل»، «هجو» و «فکاهه» را بررسي کنيم و از اين رهگذر، با در کنار هم قرار دادن تعريف‌ها، ويژگي‌ها، تفاوت‌ها، هدف‌ها و کارکردهاي اين گونه‌ها، به آنچه از مفهوم «طنز» در نظر داريم، نزديک شويم. در يادداشت اول، از «طنز» گفتيم، در يادداشت دوم، به «هزل»، «هجو» و «فکاهه» پرداختيم، در يادداشت سوم، از «ويژگي‌هاي طنز» نوشتيم، و در اين يادداشت، از «تفاوتِ گونه‌هاي شوخ‌طبعي» مي‌گوييم.

 

تفاوت‌ گونه‌هاي شوخ‌طبعي

در يادداشت پيشين گفتيم با بررسي نظراتِ ارائه‌شده در زمين? «طنز»، درمي‌يابيم که چند نقطة مشترک دربار? آن وجود دارد: انتقاد و اعتراض، پرداختن به جامعه و دقت در مسائل اجتماعي، گوشزد کردن ناهنجاري‌ها و زشتي‌ها با بياني هنرمندانه و طنزآميز. اکنون با در نظر گرفتن اين ويژگي‌ها، مي‌توانيم به تفاوت گونه‌هاي شوخ‌طبعي (طنز، هزل، هجو، فکاهه) بپردازيم. اسماعيل اميني در اين‌باره مي‌نويسد: «طنز با هزل و هجو فرق کلي دارد، طنز شکننده و سازنده است، هزل و هجو مخرب و مسخ‌کننده. هدف طنز، پاک‌سازي محيط زندگي و چشم‌اندازش عمومي است و قصد هزل و هجو، غرض‌هاي شخصي و کوته‌نظرانه. در کاربرد عمومي‌تر خود، يک اثر هزل‌آميز هرقدر آميخته با روح انتقاد باشد، جز تأثير تفريحي نتيجه‌اي ندارد، ولي يک اثر طنزآلود مي‌تواند در تغيير وضع موجود مؤثر باشد.» (اميني، 1385: 14)

نويسنده کتاب «دربار? طنز» با نگاهي به معاني و مفاهيم گونه‌هاي شوخ‌طبعي، به تفاوت آن‌ها مي‌پردازد: «هزل، شوخي نامطبوع به‌ منظور تفريح، نشاط و سرگرمي در سطحي محدود و خصوصي است. فکاهه، شوخي معتدل به منظور تفريح و نشاط در سطحي نامحدود را مي‌گويند. هجو، به منظور تنبيه و از روي غرض شخصي، معايب را به تمسخر مي‌گيرد. طنز نيز به تمسخر گرفتن عيوب به منظور تنبيه و از روي غرض اجتماعي است.» (حري، 1387: 36)

علي‌اصغر حلبي درباره فرق طنز و هجو مي‌نويسد: «طنز در حالي که غالباً با استهزاي بسيار و کنايه‌هاي بي‌شمار همراه است و اغلب از هجا مؤثرتر است، اما صراحت تعبيرات و مفاهيم هجو را ندارد؛ يعني اغلب غيرمستقيم و به تعريض و تلويح، عيوب يا نقايص کسي يا جمعي را بازگويي مي‌کند.» (حلبي، 1373: 2)

بنا بر اين عقيده، حلبي علاوه بر ساير تفاوت‌ها، «عدم صراحت» را ويژگي‌اي مي‌داند که طنز را از هجو متمايز مي‌کند.

دکتر نکوبخت نيز در تفاوت ميان طنز و هجو، اشاره مي‌کند: «در هجو، غلبه بر تصريح، وضوح و تيزي و تندي است، در طنز پوشيدگي، کنايه و تعريض. در هجو، اغراض شخصي حاکم است نه آرمان‌خواهي، و در طنز، مقاصد اصلاح‌طلبانه. مقصود از هجو، مردم‌آزاري است و از طنز، اصلاح و تزکيه. هجو از دشمني مايه مي‌گيرد و طنز از دوستي.» (نکوبخت، 1380: 95)

اگر بخواهيم براساس ويژگي‌ها و تفاوت‌هايي که تاکنون بيان شد، تعريفي کلي از طنز داشته باشيم، بايد گفت: طنز اثري هنري است که با بياني غيرمستقيم و با شيوه‌اي تمسخرآميز، به انتقاد از ضعف‌هاي اخلاقي، فساد اجتماعي و اشتباهات بشري مي‌پردازد که هدف از آن ايجاد تحولي سازنده است. در کنار پوشيدگي و عدم صراحت، همين هدف‌مداري در جهت اصلاح، در برخي نظريه‌پردازي‌هاي مربوط به تفاوت گونه‌هاي شوخ‌طبعي مورد دقت قرار گرفته و به عنوان وجه تمايز طنز مطرح شده است.

 

هدف‌ها و کارکردهاي طنز

با توجه به تعريف‌ها و تفاوت‌هاي بيان‌شده در زمين? گونه‌هاي شوخ‌طبعي، اکنون با مرور نظرات صاحب‌نظران، هدف‌ها و کارکردهاي طنز را به صورت جداگانه و ويژه بررسي مي‌کنيم.

«هدف طنز و شوخ‌طبعي است که به آن هويت و حيثيت و اعتبار مي‌بخشد نه صورت و مضامين آن. دربار? اين مرزبندي و ميزان اعتبار آن، البته پراکندگي آرا وجود دارد. برخي عفيف بودن کلام را از بنيان‌هاي هنر طنزپردازي مي‌دانند. ابوالفضل زرويي نصرآباد در تعريف طنز مي‌نويسد: شايد ساده‌ترين تعريفي که بتوان از طنز ارائه داد اين باشد: بيان انتقادات تلخ به گونه‌اي شيرين، کنايي و خنده‌آور، اما عفيف و منصفانه.» (اميني، 1385: 45،44)

بهاءالدين خرمشاهي در حافظ‌‌نامه، صيانت از حريم‌ها را امتياز طنز حافظ مي‌داند و مي‌نويسد: «طنز حافظ برعکس بزرگاني چون سعدي و عبيد زاکاني، هرگز به هزل نمي‌رسد تا چه رسد به هجو و بدزباني و دريدن پرده‌هاي عفاف که هرقدر هم هنري باشد نهايتاً غيرهنري است. کمتر شاعري با اين‌همه طمأنينه و طنز و اعتماد به نفس و نکته‌گويي و شيرين‌زباني، با معشوق خود روبه‌رو شده است.» (خرمشاهي، 1367: 14)

در مقابل اين ديدگاه که مرز ميان طنز و هزل و هجو را براساس تملک نفس و عفاف قلم ترسيم مي‌کند، ديدگاه ديگري هست که انگيزه و هدف را اصل قرار مي‌دهد و به اين ترتيب، پرده‌دري‌ها و بي‌پروايي‌ها را وقتي که در خدمت هدفي والا باشند، پذيرفتني تلقي مي‌کند. (اميني، 1385: 45)

اگر تهاجم به حريم‌هاي ممنوعه (تابوها) را به عنوان آماج مشترک گونه‌هاي مختلف طنزپردازي محسوب کنيم، بر اين اساس مي‌توان هدف‌هاي طنز را به چند بخش اصلي تقسيم کرد.

دکتر شادروي‌منش دربار? اهداف طنز و تقسيمات آن مي‌نويسد:

1. گاهي طنز، ظاهر نازيبا يا ناخوشايند کسي را هدف تمسخر خويش قرار مي‌دهد.

2. گاهي طنز، خصلت‌هاي ناپسندي را هدف انتقاد قرار مي‌دهد که جنب? شخصي و فردي دارند.

3. گاهي در طنز، خصلت‌هاي ناپسندي هدف انتقاد قرار مي‌گيرند که جنب? اجتماعي دارند و ناظر به روابط اجتماعي هستند.

4. گاهي هدف انتقاد طنز، يک قشر يا گروه اجتماعي است. در اين‌گونه موارد، ويژگي مشترکي در ميان آن گروه وجود دارد که طنزآفرين را آزار مي‌دهد.

5. گاهي طنز، متوجه روابط سياسي حاکم بر جامعه يا حکومت‌هاي ستم‌پيشه است.

6. گاهي نيز، طنزپرداز لب? تيز حمل? خود را متوجه کل بشر مي‌کند و هم? انسان‌ها را به باد استهزا مي‌گيرد، و اين خود به دليل ديدگاه خاصي است که نويسنده يا شاعر طنزپرداز به انسان دارد.

7. گاهي هدف انتقاد طنز، بعضي امور يا اعتقادات ديني يا مذهبي است؛ يعني اموري که نهادهاي رسمي جامعه، در آن‌ها تشکيک روا نمي‌دانند. طنزآفرين در اين‌جا ممنوعيت را نمي‌پذيرد و آن اعتقادها را مورد انتقاد قرار مي‌دهد… (به نقل از: اميني، 1385: 130،129)

 

ادامه دارد

 

منابع:

– اميني، اسماعيل، خندمين‌تر افسانه (جلوه‌هاي طنز در مثنوي معنوي)، انتشارات سوره مهر، چاپ اول، تهران، 1385.

– حري، ابوالفضل، دربار? طنز، انتشارات سوره مهر، چاپ اول، تهران، 1387.

– حلبي، علي‌اصغر، تاريخ طنز و شوخ‌طبعي، انتشارات بهبهاني، چاپ اول، تهران، 1373.

– خرمشاهي، بهاءالدين، حافظ‌نامه، انتشارات علمي فرهنگي، چاپ دوم، تهران، 1367.

– نکوبخت، ناصر، هجو در شعر فارسي، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول، تهران، 1380.

 

مجتبي احمدي – دفتر طنز حوزه هنري

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید