طنز و ديگر گونه‌هاي شوخ‌طبعي (قسمت نهم)

 

گفتيم که در اين مقال برآنيم تا گونه‌هاي شوخ‌طبعي، يعني «طنز» و همسايه‌هاي خنده‌رويش «هزل»، «هجو» و «فکاهه» را بررسي کنيم و از اين رهگذر، با در کنار هم قرار دادن تعريف‌ها، ويژگي‌ها، تفاوت‌ها، هدف‌ها و کارکردهاي اين گونه‌ها، به آنچه از مفهوم «طنز» در نظر داريم، نزديک شويم. در يادداشت اول، از «طنز» گفتيم، در يادداشت دوم، به «هزل»، «هجو» و «فکاهه» پرداختيم، در يادداشت سوم، از «ويژگي‌هاي طنز» نوشتيم، در يادداشت چهارم، از «تفاوتِ گونه‌هاي شوخ‌طبعي» گفتيم، در يادداشت پنجم، بررسي گذراي برخي از «روش‌هاي طنزپردازي» را آغاز کرديم، در يادداشت ششم، به برخي از اين روش‌ها پرداختيم، در يادداشت‌هاي هفتم و هشتم، برخي ديگر از اين روش‌ها را مرور کرديم، و در اين يادداشت، به دو روش ديگر مي‌پردازيم.

 

روش‌هاي طنزپردازي/ پنج

 

بيان معکوس معاني

از ديگر شيوه‌هاي طنزپردازي، بيان معکوس معاني و مفاهيم است. طنزپرداز در اين شيوه، با برعکس‌گويي خود، خوبي‌ها را بد جلوه مي‌دهد و بدي‌ها را خوب؛ يا به ستايش از افراد ناشايست و رفتار ناپسند آن‌ها و از طرفي نکوهش افراد شايسته و رفتار پسنديده ايشان مي‌پردازد. وارونه‌گويي طنزپرداز در اين شيوه، منجر به ايجاد طنز مي‌شود.

دکتر سيروس شميسا در فصل تعليل و توجيه کتاب «نگاهي تازه به بديع»، به يکي از شيوه‌هاي ايجاد طنز اشاره مي‌کند که شايد بتوان آن را از قبيل بيان معکوس دانست. شيوه‌اي که او نام مي‌برد «دليل عکس» است و درباره‌اش مي‌نويسد: «براي مطلبي دليل و توجيهي بياورند که کاملاً برخلاف انتظار و مخالف عرف و عادت باشد و اين يکي از شيوه‌هاي ايجاد طنز است.

من و انکار شراب اين چه حکايت باشد

غالباً اين‌قدَرم عقل و کفايت باشد

(حافظ)

حاشا که من به موسم گل ترک مي‌کنم

من لاف عقل مي‌زنم اين کار کي کنم؟!

(حافظ)

حال آن‌که برحسب عرف و عادت و انتظار، حکم عقل، ترک مي‌نوشي است.» (شميسا، 1383: 180)

يکي از نمونه‌هاي عالي بهره‌گيري از روش «بيان معکوس معاني» براي طنزآفريني در ادبيات روزگار ما، کتاب «التفاصيل» مرحوم فريدون تولّلي است. او اين کتاب را بر سياق برخي متون کهن نوشته و ضمن استفاده از شيو? نقيضه‌پردازي، از بيان معکوس معاني هم در خلق طنز، بهره برده است. بخشي از «التفاصيل» را با عنوان «اختلاس» بخوانيد:

«… و اختلاس بر وزن اسکناس، اندر لغت سرقت را گويند و اخصّ آن سرقتِ ديوانيان است از خزانه، و در تسمي? اين کلمه عقايد متفاوت است. زمره‌اي کتابت آن با «صاد» کرده و ريش? آن‌را «خلوص» دانسته‌اند و حجت ايشان اين‌که مأمور مختلس را ارادت و اخلاص چنان است که کيس? خويش از خزان? ديوان فرق ننهد و جدايي در ميانه نبيند. چنان‌که شاعر فرمايد:

[قطعه]

خلوص نيت و اخلاص چون به پيش آمد

ز جيب خويش منه فرق، جيب دولت را

ببر ز کيس? ديوان و قصر و کاخ بساز

به خويش راه مده خواري و مذلت را…

خواجه علي طفيلي در رسال? «مصباح‌المختلسين»، اختلاس اندک را تحريم فرموده و حجتي که آورده اين است که چنين مختلس را ياراي ارضاي فراتران خود نيست و گاه باشد که مغرضين بر وي حسد برند و به زندانش اندازند.

[قطعه]

در پي دانه مرو همچو کبوتر، که تو را

عاقبت بهر يکي دانه به دام اندازند

صيد کن شيرصفت، نيم بخور، نيم ببخش

تا به هرجا که رَوي، بر تو سلام اندازند!

و بر مختلس است که در امرِ اختلاس، همت بلند دارد و از مسروقات خويش، بخشي گران نثار فراتران کند و بق?ّت آن به‌نام خويش و پيوند به کار ابتياع ضياع زند و عمر در شادکامي به‌سر آورد که گفته‌اند:

[شعر]

تو دزدي مي‌کُن و در کيسه انداز

که دزدان راست در اين ره سرودي

اگر دزدي نباشد در ادارات

در استخدام دولت، نيست سودي!» (توللي، 1348: 274)

 

نقل قول مستقيم

طنزپردازان گاهي براي انتقاد از افراد صاحب قدرت و نفوذ، و حتي گاهي براي به سخره گرفتن ايشان، از نقل قول مستقيم استفاده مي‌کنند؛ بدين ترتيب که با يافتن و در کنار هم قرار دادن برخي جملات‌شان که حتي صِرف نقل مستقيم آن‌ها هم خنده‌آور و حاکي از نسنجيدگي کلام ايشان است، آن‌ها را مورد نقد و استهزا قرار مي‌دهند.

«معمولا مردم از بزرگان و صاحبان قدرت هميشه انتظار حرف‌هاي سنجيده و حساب‌کرده و پرمعني را دارند، در صورتي که آن‌ها نيز انسان هستند و مانند تمام افراد بشر در طول زندگي خود کم و بيش سخنان بي‌معني و بيهوده بر زبان مي‌رانند… اکثراً امر بر خود آن شخص نيز مشتبه مي‌شود و تصور مي‌کند هرچه از دهان او خارج مي‌شود لزوماً بايد نکته‌اي بکر و پر از معني باشد. طنزنويس اگر بتواند از اين موضوع استفاده کند، بايد با گلچين کردن مضحک‌ترين حرف‌هاي آن شخصيت، از او انتقاد کند.» (جوادي، 1384: 42)

اين روش را مي‌توان براي طنز مطبوعاتي مناسب دانست؛ خاصه طنزهاي روزان? روزنامه‌اي که مبتني بر اتفاقات روز نوشته مي‌شوند و طنزپرداز مي‌تواند در آن‌ها از نقل گفته‌هاي صاحبان قدرت و مسئولان استفاده کند. البته نويسند? آثاري از اين دست، بايد بر اين نکته وقوف داشته باشد که طنزهاي اين‌چنيني غالباً تاريخ‌مصرف‌دار خواهند بود و با گذشت زمان، کارکرد پيشين خود را از دست خواهند داد.

در صفحات طنز روزنامه‌ها، مثال‌هاي زيادي از بهره‌گيري طنزپردازان از روش نقل قول مي‌توان ديد. براي نمونه، طنزي از شهرام شکيبا با تيتر «ريزنمرات کارنامه دولت نهم»، چند سال پيش در خبرآنلاين منتشر شد که حاوي جدولي بود با نمره‌ها و دلايل شوخ‌طبعان? کسب نمره‌ها. شکيبا در مقدمه‌اش نوشته بود: «مسعود زريبافان، معاون رئيس‌جمهور و رئيس بنياد شهيد، به عملکرد دولت، نمره بيست داده است. پيش‌تر هم حيدر مصلحي، وزير اطلاعات، در اولين روز هفته دولت، به عملکرد دولت نمره بيست داده بود.» او با اين نقل قول از دو مسئول دولتي، ادامه مي‌دهد: «پس از انتشار اين دو نمره، سؤالات زيادي در اذهان شکل گرفت و بسياري از مردم خواستار انتشار ريزنمرات دولت شدند. لذا کارنام? دولت دهم با تفکيک نمرات تقديم مي‌شود.» و طنزپرداز از اين طريق، اثر طنز خود را مي‌آفريند.

براي نمونه، دليل کسب نمر? بيست براي دوتا از درس‌ها را بخوانيد:

«مواد درسي: فارسي/ نمره: 20/ دلايل و توضيحات: براي احاطه بر ادبيات فولکلور و استفاده از ضرب‌المثل، به‌ويژه در ماجراي «لولو»، و ضمناً به خاطر سرايش شعر و اشاره به اين‌که «ما از تبار رستم و فرهاد و آرشيم» که منجر به استعفاي علي معلم دامغاني از شاعري شد.

 زبان انگليسي/ نمره: 20/ دلايل و توضيحات: به‌خاطر سخنراني کوبنده و نطق غرّاي مهندس علي‌آبادي، سرپرست وقت وزارت نفت، در اجلاس سالان? اوپک». (شکيبا، 1390)

 

منابع:

– توللي، فريدون، التفاصيل، انتشارات کانون تربيت شيراز، چاپ سوم، تهران، 1348.

– جوادي، حسن، تاريخ طنز در ادبيات فارسي، انتشارات کاروان، چاپ اول، تهران، 1384.

– شکيبا، شهرام، مطلب طنز «ريزنمرات کارنامه دولت نهم»، سايت خبرآنلاين، ????.

– شميسا، سيروس، نگاهي تازه به بديع، انتشارات فردوس، چاپ چهاردهم، تهران، 1383.

 

دفتر طنز حوزه هنري

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید