به گزارش خبرنگار دفتر طنز، دگرخند پنجاه و سوم دوشنبه، 28 فروردين، به نقد و بررسي «طنز داستاني موسيقايي» نوشته جهانگير داناي علمي پرداخت.
در اين نشست که با حضور سيد عليرضا ميرعلينقي؛ نويسنده و پژوهشگر برگزار شد مولف کتاب اظهار داشت که در زمان تحقيق و پژوهش با موضوع مردم شناسي در تنکابن درباره مردم با روستاييان آشنا شده و دريافته است که چگونه مسائل و مفاهيم را با اشعار طنز محلي بيان ميکنند و همين امر ايده نوشتن کتابي بر اساس مفاهيم موسيقي را به وي داده است.
سيد عليرضا ميرعلينقي؛ نويسنده و پژوهشگر درابتداي بحث درباره تعريف طنز عنوان کرد: طنز بيش از آنکه با لفظ سر و کار داشته باشد با موقعيت درگير و به نوعي جا به جايي موقعيت است به نحوي که مخاطب را با شوک مواجه کند. گاهي نيز با موقعيتها و طنزهاي تلخي مواجه خواهيم بود.
وي اولين گام نشر مطلب درباره موسيقي را مطالب دهخدا دانست که با امضاي موسيقي دخو به چاپ ميرسيد و گفت: مطالب دهخدا آيينه تمام نماي اوضاع جامعه بود و اکنون نيز شاهد اولين کتاب مستقل طنز در موسيقي در يک گرايش تخصصي هستيم.
وي ادادمه داد: در حالي که اغلب ناشران به بازگشت سرمايه فکر ميکنند ناشر اين کتاب مشوق چاپ چنين کتابي بوده و اين رخدادي ارزشمند است.
اين منتقد افزود: طنز همواره با بي اخلاقي همراه بوده که البته در اين سالها با حضور افرادي چون کيومرث صابري اين وجهه طنز کمرنگ شد و آقاي داناي علمي هم با حجب و حيايي که در نوشتن اين کتاب داشتند نسل بعد را به ناچار وادار به پيروي از اين عفت کلام ميکنند.
داناي علمي در ادامه نشست درباره روند تاليف کتاب گفت: داستانهاي رايج بين مردم را جمع آوري کردم و همچنين به مراسمهاي آييني هم که خالي از اسطوره نيست پرداختم و براي برقراري ارتباط خوب با خواننده نيز از قالب داستان نويسي استفاده کردم.
ميرعلينقي نيز در نقد داستانهاي کتاب عنوان کرد: مخاطب اين کتاب نبايد انتظار شخصيت پردازي داستاني داشته باشد و تمام داستانها استوار بر شخصيتي با نام «مراد» است. مراد نيز مرا ياد شاهنامه مياندازد و ايهامي بر وضعيت موسيقي کشور است. اين کتاب با حجم کمي که دارد بيش از اينکه طنز داستاني باشد يک مقاله علمي درباره موسيقي است.
وي ادامه داد: اين کتاب به جز طنز زباني که مخاطب عام را بهره مند ميکند سندي است براي آيندگان ما تا دريابند در اين سالها به سر موسيقي کشور چه گذشته است.


