به گزارش خبرنگار دفتر طنز، کارگاه آسيبشناسي طنز امروز در حاشيه چهارمين جشنواره طنز خارستان با حضور طنز پردازاني چون محمدباقر نجفزاده بارفروش، ناصر فيض، سيدعلي ميرفتاح، جلال سميعي، سيدعبدالجواد موسوي، سيدعبدالرضا موسوي، عباس حسيننژاد، اميد مهدينژاد و… بيستم بهمن در شهر بم برگزار شد.
بنابراين گزارش دکتر نجفزاده بارفروش در حاشيه اين جشنواره و در کارگاه آسيبشناسي طنز يکي از مقدمات ورود به حوزه طنز را چه نوشتاري و چه تصويري، آشنايي با ادبيات دانست و افزود: دومين مسالهاي که طنزپردازان بايد با آن آشنا باشند پيام و رسالت طنز است که متاسفانه اغلب آن را درنيافتند و نميدانند در گسترهي طنز بايد چه کنند. طنزپردازان دريافت کاملي و تعريف درستي از اين مقوله ندارند و از سوي ديگر منابع کاربردي نيز وجود ندارد.
وي بيان کرد که جامعه ما جامعهاي ارزشي و پر از زيبايي است و در دوراني قرار دارد که نميتواند عريان گوييهاي گذشته را داشته باشد اما با سر و سامان دادن به برخي از محدوديتها ميتوان طنز را وارد بستري ارزشي که کرد نيازمند حمايت مسئولان است.
ناصر فيض نيز با بيان اين نکته که طنزپرداز بايد معيار طنز را بشناسد و با جرات حرف خود را بزند، ادامه داد: نکته مهم چطور گفتن مسئله است که در عمل اين اتفاق کمتر ميافتند، چرا که شناخت درستي از معيارها و بستري که در آن زندگي کنيم وجود ندارد. آنهم درحالي که در جامعهاي زندگي ميکنيم که ارزشها و مفاهيم در هر نقطهاي با هم فرق ميکند.
وي ادامه داد: مسئولان براساس تعريفهاي خود خط قرمزهايي دارند و طنزپرداز گمان ميکند نبايد به اين خط قرمزها نزديک شود در حالي که معتقدم با نزديک نشدن به اين خط قرمزها طنزي اتفاق نميافتد اما مهم چگونه نزديک شدن است. درواقع اين خطوط قرمز، خطوطي هستند که عقل ما ترسيم ميکند و بايد با ابزار خودمان به آن نزديک شويم. خط قرمزي که حکومت تايين ميکند نيز مشخص است؛ هيچ حکومتي اجازه نميدهد به هر شکلي نقد شود و طنزپرداز بايد مطيع باشد وگرنه راهي به جز پخش کردن شبنامه براي او نميماند.
در ادامه اين نشست، سيد علي ميرفتاح نيز با اشاره به اتفاق نظر همگان براي جدي کار کردن روي مقوله طنز گفت: مسئولان براي طنز هزينه ميکنند اما چون اتفاق نظري درباره طنز وجود ندارد در نهايت محصولات حوزه طنز چهارچنگولي، خنده بازار و … است.
وي تصريح کرد: عدهاي نيز گمان ميکنند طنز يعني هرچه ميخواهي بگويي، حتي فحش. گاهي نيز مسئولان عنوان ميکنند طنزهايي درباره آمريکا و اسرائيل يا حکومت برانداخته شده بنويسيد اين در حالي است که ما هيچ گفتمان طنزي در اين موارد نداريم. ميتوان آنها را هجو کرد يا ناسزا گفت اما گفتمان طنز براي مواردي است که ما طرف مقابل و مسئول را دوست داريم و ميخواهيم به بهترين و ظريفترين شکل ممکن حرف خود را بزنيم و کمترين هزينه را بپردازيم.
وي افزود: ما طنزپردازان در عين اينکه برادري خود را اثبات ميکنيم ممکن است مسئولان ظرفيت پذيرش طنز را نداشته باشند که اين مورد دست طنزپرداز نيست و مسئولان بايد دانش بيشتري داشته باشند زيرا دانش بيشتر باعث سعه صدر بيشتر ميشود. آنچه به طنزپرداز مربوط ميشود يافتن ادبياتي براي چگونه گفتن است.
وي با بيان اينکه اغلب طنزپردازان هنوز نتوانستهاند ادبيات مناسبي براي بيان حرف خود پيدا کنند، تصريح کرد: طنزپردازان تعهدي دارند و تنها قصدشان تفريح و خنداندن نيست و بايد با ملاحت قلم حرف خود را به صورت تاثير گذار بزنند اما متاسفانه ما گاهي فراموش ميکنيم کجا ايستادهايم.
اين روزنامهنگار و طنزپردازان با تصريح اين نکته که يافتن ادبيات مناسب براي طنز کار سادهاي نيست گفت: براي يافتن اين ادبيات بايد زحمت کشيد و فکر کرد تا عرصه طنز نويسي را براي خود و ديگران تنگ نکنيم و البته بايد بگويم به کار بردن ادبيات مناسب به اين معني نيست که هرچه مسئولان گفتند گوش دهيم. بايد راهي پيدا کنيم که با مسئولين رده بالا شوخي کرد بدون اينکه متضرر شد. اما بعضي اوقات طنز نويسان ما فقط ميخواهند با نمک بنويسند، بدون اينکه به ابزار مجهز باشند.
وي تاکيد کرد کسي که کار طنز انجام ميدهد نميتواند تا حدي با دانش روز و مسائل روز چون جامعه شناسي، علوم سياسي، فلسفه، فقه و… آشنا نباشد.
سيدعبدالرضا موسوي نيز در ادامه نشست عنوان کرد: طنزپردازها امروز تبارنامه روشني از خود ندارند. از گذشته خود بياطلاع هستند و طي گرفتن يک معدل ساده مشخص ميشود اغلب طنزپردازان درباره گدشته خود دچار کم دانشي هستند.
وي وظيفه اين تبار شناسي را برعهده دفت طنز دانست و گفت: در اين دوره يا بايد بزرگاني مانند ابوالقاسم حالت را به عرصه طنزنويسي بياوريم يا طنزپردازان ما مانند آنها بزرگ شوند.


