صد و هشتاد و هشتمین در حلقه رندان برگزار شد
صد و هشتاد و هشتمین جلسه شب شعر طنز در حلقه رندان، روز یکشنبه 30 دی ۱۴۰۳ به همت دفتر طنز در تالار سوره حوزه هنری برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی دفتر طنز حوزه هنری، شاعران و طنزپردازانی از سراسر کشور چون مهدی استاداحمد، سید عبدالجواد موسوی، اکبر کتابدار، مهدی صدرمحمدی، امین شفیعی، زهرا حسینی، زهرا محمودی، حسن صفاری، محمد سلامی و احمد سنایی، مهمان شب شعر طنز در حلقه رندان بودند.
اجرای در حلقه رندان ۱۸8 بر عهده سعید بیابانکی بود.
در ابتدا، پس از پخش آیاتی از قرآن کریم و سرود ملی، سعید بیابانکی ضمن خوشآمدگویی، شاعران و طنزپردازان را معرفی کرد و شعری از نیما یوشیج خواند.
مهدی استاداحمد به عنوان اولین شاعر به شعرخوانی پرداخت که بخشی از آن را با هم میخوانیم:
«در شگفت از نرخ نامعمول سیب
میخورد انسان بالغ گول سیب
سیب اینجا قیمت آلوچه بود
دام شاید پهن توی کوچه بود
من نخوردم گول قیمت را، بله
دل ندادم تا نیفتم در تله
دل اگر میدادم، اکنون در تله
داشتم با خویش کلی مسئله»
در ادامه زهرا حسینزاده از تبریز چند رباعی و دو شعر طنز خواند که در ادامه بعضی از آنها را میخوانیم:
«با آینه گرمیم به خوشگل بازی
گرمیم به سرخابه و ریمل بازی
آنقدر دفرمه آفریده است مرا
انگار که می کرده خدا گل بازی»
**
«گفتند که حالتان اوکی خواهد شد
اوضاع شما مثل دوبی خواهد شد
گفتیم مبارک است کی خواهد شد؟
گفتند که «وقت گل نی» خواهد شد»
پس از آن نیز احمد سنایی از همدان شعری طنز درباره پیکان خواند. بعد از آن ویدیویی از کتابهایی که به تازگی توسط دفترطنز و انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است پخش شد.
سپس سید عبدالجواد موسوی شعر طنزخواند و زهرا محمودی نیز به نثرخوانی طنز درخصوص مترو پرداخت. نثر طنز او اینگونه آغاز میشود:
«تو تاریخ خیلی از پادشاهها نتونستن جانشین خودشونو انتخاب کنن ولی تو مترو خیلیها قبل از بلند شدن یکیو انتخاب میکنن که جاشون بنشینه و خلاصه که بدون تاج تو قلمرو نیم در نیم خودشون جوری پادشاهی میکنن که نادر نکرد؛ البته با وجود انقراض سلسلههای پادشاهی مختلف هنوز نوادگان اونها تو مترو رویت میشن، مثلا نوادگان اَفِشاریه که دائما فشار میدن تا جا باز بشه نوادگان صفویه که اونور خط زرد صف میکشن، نوادگان زندیه که منتظرن دعوا بشه بزنی دیه بگیرن و نوادگان آل بویه که از بوی عرقشون تمام سلولهات بالا میارن….»
در ادامه اکبر کتابدار هم به رسم برنامههای پیشین قسمت «چم و خم طنز» را اجرا کرد و برای حضار از شگردهای طنزنویسی گفت.
سپس مهدی صدرمحمدی از تبریز استندآپی با موضوع «سربازی» اجرا کرد و با استقبال مخاطبان همراه شد.
در ادامه نیز امین شفیعی شعر طنزی با موضوع تورم خواند که در بخشی از آن میخوانیم:
«روزی آمد پسرم گفت به منظور تعلم
که پدر جان عزیزم چه بود نرخ تورم
گفت و بشکافت قدامی و تالاموس من از هم
پیچ شد مغزم و حیرانی عقلم به تتمم
یللی تللی مخچه به گوشم طنین انداز
اکسیپیتال مخم دور نگاهم به ترنم
سرفه ای کردم و شد حاصل تجمیع حواسم
پاسخی سخت تر از مبحث فیزیک کوانتوم»
محمد سلامی نیز شعر طنزی با موضوع مترو خواند که در ابیات اول آن آمده است:
«نمیدانم چرا اینقدر ناهنجار میخندم
شبیه عاشقی دیوانه و بیمار میخندم
مهندس هستم و دارم دوسه تا دکتری اما
از این بابت که ماندم این چنین بیکار میخندم
ننم میگفت باید زن بگیری تا شوی آدم
و حالا با زن و شش بچه بالاجبار میخندم
سرم درگوشی و فکرم هزاران جای دیگر ول
و در خلوت به این افکار مورد دار میخندم»
همچنین کلیپهایی از هویج مدیا پخش شد و در ادامه حسن صفاری به عنوان آخرین طنزپرداز شعر طنز خواند که بخشی از آن را با هم میخوانیم:
«خواب بودم که ناگهان پدرم
داد زد بر سرم که ای پسرم
مثل خرس اینقدر نخواب، بس است
کار کن ای جوان بیثمرم
کم مباش از درخت سایه فکن
ای پسر جان بترس از تبرم
بس که ترسیدم از صدای پدر
پاره شد چرت و ریخت کرک و پرم
گفتم آب از سرم گذشته پدر
مگذار ای عزیز سربهسرم
یک تومن را هزار باید کرد
آری اما چکار باید کرد؟»
صد و هشتاد و هشتمین جلسه از شب شعر طنز در حلقه رندان با پخش کلیپهایی از هویجمدیا، قرعهکشی و اهدای جوایز متفاوت به کار خود پایان داد.
شبهای شعر طنز «در حلقه رندان» به ابتکار و همت زنده یاد ابوالفضل زرویی نصرآباد، نخستین مدیر دفتر طنز حوزه هنری بر پا شد و مرداد ماه ۱۳۸۰ حوزه هنری شاهد اولین حلقه شعرخوانی شاعران طنزپردازان بود.
پایان
برای آگاهی از برنامههای دیگر دفتر طنز اینجا کلیک کنید.



