به نظر شما مشکل عمدهاي که در حال حاضر در انشار مطالب طنز وجود دارد، چيست؟
رسانهها گسترده شدند و از سوي ديگر اقبال چنداني به نقد جدي طنز و پژوهش در زمينه طنز وجود ندارد و اين دو مورد باعث ميشود شکاف بين اتفاقي که در حوزه آکادميک و پژوهش و نقد طنز ميافتد با انشار آن در رسانهها بيشتر شود. در زمان گذشته فردي مانند سعدي خود رسانه محسوب ميشد و اثر وي بلافاصله بعد از توليد منتشر ميشد. اما در حال حاضر با اينکه فرايند انتشار روز به روز تسهيل ميشود و دسترسي به رسانهها براي عموم بيشتر و راحتتر است به دليل انقباضي که در محافل جدي ما و جود دارد فاصله روز افزوني بين نقد و پژوهش طنز با انتشار آن در رسانهها داريم.
وجود رسانههاي متعدد که بايد به نفع انتشار مطالب طنز باشد!
رسانههاي متعددي در حال فعاليت هستند و رسانههاي پابليک در حوزه اقتصاد به دنبال مشتري هستند و در حوزه سياست از دردسر دوري ميکنند. اگر نسيم شمال به زبان عاميانه شعر ميگفت و به پديدههاي بد سياسي و اجتماعي حمله ميکرد واقعيت اين است که روزنامه خود را منتشر مي کرد اما امروز ما سازمانهاي رسانهاي داريم که صاحبان منافع آن دنبال دردسر نميگردند. رويکرد جدي و انتقادي و پژوهشي به طنز روز به روز در اين موجهاي رسانهاي که طنز ديگري را به خاطر مخاطبان خود عرضه ميکند درحال کمرنگ شدن است. حواس بسياري از منتقدان ما و کساني که توليد کننده طنز هستند به اين نيست که حوزههاي رسانهاي جديد، حوزههاي جدي و مهمي براي انتشار محتوا هستند.
منظور از حوزههاي جديد انتشار، کدام رسانههاست؟
عرصه وبلاگها، اينترنت، موبايل و اس ام اس را بيشتر از قبل عرصه جدي انتشار است. اگر اين عرصهها را جدي نگيريم علاوه بر اينکه نميدانيم مخاطب چه ميخواهد تا حرف او را به زبان امروزيتر مخاطب بزنيم، روز به روز نيز اين فاصله توليد محتوا تا انتشار بيشتر خواهد شد. بازانديشي محققان در زمينههاي جديد انتشار محتوا مهمترين اتفاقي است که بايد درحال حاضر در حوزه طنز رخ دهد. افرادي که هم به حد کافي سواد رسانهاي داشته باشند و هم تجربه جديد رسانهاي کم هستند. تعداد کمي روزنامهنگار آنلاين داريم؛ کساني که حوزههاي تازه انتشار محتوا مثل اينترنت و موبايل يا رويکردهاي جديد راديو و تلويزيون و سينماي ما را بشناسند و بدانند با چه زباني بايد مخاطب را در قلاب انداخت و حرف خود زد. اغلب هم اگر اتفاقي در اين زمينه بيافتد از سوي جواناني است که تحصيلات آکادميک دارند و با حوزه رسانههاي جديد هم آشنا هستند. از همين رو معتقدم مهمترين اتفاق برقراي پيوندي بين نهادهايي مانند دفتر طنزو نسل قديمتر که تجربه رسانهاي دارند و نسل جديدتري که تجربه آکادميک دارند است تا تجربههاي هر دو نسل منتقل به هم منتقل شود. تا اين اتفاق نيافتد ما روز به روز شاهد گسست بيشتري بين نسلهاي اديب و کساني که کار رسانه ميکنند هستيم و همچنين بين آنچه در محافل طنز توليد ميشود و آنچه انتشار مييابد.
ليلا باقري ـ دفتر طنز


