شهر ما خانه ما نباشد بهتر است

شهر ما خانه ما نباشد بهتر است

شهر ما خانه ما نباشد بهتر است

نویسنده: بنیامین نوری

از بچگی این شعار را در گوش ما خوانده‌اند که شهر ما، خانه ماست. ظاهراً بعضی‌ها فکر کرده‌اند که این شعار یعنی هر کاری که دلمان بخواهد را می‌توانیم انجام دهیم.

وقتش رسیده این شعار را با ذره‌بین، میکروسکوپ (و اگر لازم شد با سی‌تی‌اسکن) بررسی کنیم تا ببینیم منظور اصلی‌اش چیست؟

شهر ما، خانه ما، معنی‌اش این نیست که خیابان، پارکینگ شخصی ماست. اگر نگاهی به کتاب آیین‌نامه راهنمایی و رانندگی بیندازید، متوجه می‌شوید که ما چیزی داریم تحت عنوان پارک دوبل.

منظورم آن پارک دوبلی نیست که هنگام امتحان شهری، افسر به شما می‌گوید بین دو خودرو پارک کنید. (درحالی‌که فاصله آن دو خودرو اندازه یک ارزن است.) پارک دوبل یعنی اگر خودرویی کنار خیابان پارک شده است، شما بیایید و کنار همان خودرو پارک کنید.

شاید با خودتان بگویید: «من فقط دو دقیقه می‌رم از سوپر مارکت یه چیزی می‌خرم و سریع برمی‌گردم.» ولی تجربه نشان داده تا پایتان را در سوپر مارکت می‌گذارید، ناگهان پسر عمه دختر خاله پدرتان را می‌بینید که کلی با او خاطره داشته‌اید.

آنقدر گرم صحبت می‌شوید که یادتان می‌رود خودرو را جای بدی پارک کرده‌اید. وقتی برمی‌گردید، می‌بینید انبوهی از خودروها پشت خودروی شما جمع شده‌اند و دارند ارادت خاص‌شان را نسبت به بستگان نسبی و سببی شما نشان می‌دهند.

شهر ما خانه ما نباشد بهتر است

شهر ما خانه ما، معنی‌اش این نیست که دیوار محله برای خودتان است. فرقی نمی‌کند که همبرگر سی هزار تومانی با گوشت صددرصد می‌فروشید یا گلس پانزده هزار تومانی از جنس فولاد؛ شما حق ندارید هر تبلیغی را روی دیوار نصب کنید.

شاید بگویید ما به فکر آن عاشقی هستیم که می‌خواند: «رو در و دیوار این شهر… همه‌ش از تو یادگاره.» می‌خواهیم با نصب آگهی کاری کنیم که این عاشق، یادگاری‌های معشوقش را نبیند و ناراحت نشود. اینکه شما به فکر عشاق این شهر هستید، ستودنی است ولی بهتر است به او دختری معرفی کنید که اهل زندگی باشد و با درآمد کم بسازد.

جا دارد اینجا از همه لوله‌بازکن‌های عزیزی که شماره‌شان را روی درِ خانه ما می‌چسبانند، عاجزانه درخواست کنم روش‌های دیگر بازاریابی را هم امتحان کنند.

اگر هم می‌بینند ما برچسب‌هایشان را می‌کَنیم، فکر نکنند خدای نکرده ما آن برچسب‌ها را دور می‌اندازیم. ما همه آن‌ها را به ترتیب حروف الفبا نگهداری کرده‌ایم. منتها این لوله‌های بی‌شعور ما هفته‌ای یک‌بار گرفته نمی‌شوند تا با یکی از این عزیزان تماس بگیریم.

شهر ما خانه ما، معنی‌اش این نیست که صندلی مترو یا اتوبوس، مبلمان منزل ماست. یک‌بار وقتی سوار مترو شدم، شهروندی را دیدم که با رکابی و شلوار آبی‌وسفید راه‌راه، روی صندلی مترو دراز کشیده بود.

ایشان درحالی‌که جای پنج نفر را اشغال کرده بود، داشت قلیان می‌کشید و تخمه میل می‌کرد. فقط کم مانده بود دمپایی لاانگشتی‌اش را هم پرت کند وسط راهرو و به بچه‌ها بگوید: «روی این فرش پا نذارید، تازه شُستمش.»

خلاصه که شهر ما خانه ما نباشد بهتر است. شهر ما شهر ماست. هیچ چیز دیگر ما هم نیست. اگر قرار است شهر ما خانه ما باشد و اوضاع‌مان اینگونه باشد، همان بهتر که شهر ما خانه نباشد تا اوضاع‌مان اینگونه نباشد.

بیشتر از این به پایان‌بندی مطلبم آب نمی‌بندم، چون  این روزها کمبود آب هم داریم.

پایان

بخش «متن طنز» را در دفتر طنز دنبال کنید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید