ردیابی سیاه بازی از قم تا لاله زار

ردیابی سیاه بازی از قم تا لاله زار

ردیابی سیاه بازی از قم تا لاله زار

گفت‌وگو و تنظیم: محمدرضا زروندی

پیش از ظهور رسانه‌های مدرن، تیزترین نقدهای اجتماعی اغلب از صحنه نمایش شنیده می‌شد. در ایران، «سیاه بازی» صدای انتقادی مردم بود؛ یک تئاتر کمدی و مردمی که از لاله‌زار تهران تا مجالس عروسی قم رواج داشت.

امروز این هنر تقریبا به دست فراموشی سپرده شده است. در این مقاله، ابتدا به تاریخچه این کمدی منحصربه‌فرد می‌پردازیم و سپس در گفتگویی با حسین سلیمان‌زاده، تعزیه‌چی نامی قم، خاطرات پدرش، اسماعیل سلیمان‌زاده، یکی از آخرین سیاه‌بازهای محله عربستان قم را مرور می‌کنیم.

سیاه بازی یک نمایش سنتی و کمدی محبوب ایرانی در قدیم بود که در اواخر دوره قاجار شکوفا شد. این نمایش بر پایه بداهه‌گویی، موسیقی، رقص و آواز بود.

چیزی که سیاه بازی را مشخص می‌کرد حضور شخصیت اصلی یعنی سیاه بود که اغلب مبارک نام داشت. ریشه‌های این هنر به آیین‌های باستانی مثل کوسه‌برنشین (برای استقبال از بهار) و میر نوروزی (برای نقد موقت قدرت) برمی‌گشت.

جذابیت اصلی سیاه‌بازی در تقابل کلامی و طبقاتی دو شخصیت اصلی بود: سیاه و ارباب. ارباب یا حاجی، نماد طبقه پولدار و صاحب قدرت بود.

او اغلب ریاکار و خسیس بود و با زبان رسمی حرف می‌زد. اما سیاه، با لباس قرمز و چهره تیره، نماینده طبقه پایین و صدای مردم بود.

سلاح اصلی سیاه زبانش بود؛ او با لهجه‌ای خاص و بازی با کلمات و واژگون گفتن حرف‌ها (مثل گفتن «قبران» به جای «قربان») ابهت ارباب را به شکلی رندانه می‌شکست.

سیاه‌بازی در قدیم فقط یک سرگرمی ساده نبود، بلکه رسانه انتقادی مردم بود. شخصیت سیاه نوعی مصونیت داشت و می‌توانست حرف‌های مگو را بزند. او ناهنجاری‌های اجتماعی و فساد طبقه حاکم را بی‌پرده نقد می‌کرد.

درباره ریشه چهره سیاه نظرات مختلفی وجود دارد. برخی آن را اساطیری و بازمانده سیاوش می‌دانند که از جهان مردگان بازگشته است. برخی هم آن را اجتماعی و تقلیدی از غلامان و خواجگان آفریقایی دربار قاجار می‌دانند که اغلب «مبارک» نام داشتند. این هنر را اساتید بزرگی مثل مهدی مصری و سعدی افشار به کمال رساندند.

این پیش‌زمینه تاریخی ما را به بررسی ریشه‌های این نمایش در شهر قم و سرنوشت آن ترغیب کرد.

ردیابی سیاه بازی از قم تا لاله زار

مدتی پیش در گفتگویی با حسین سلیمان‌زاده، یکی از تعزیه‌چی‌های نامی قم، بحث به پدرشان، مرحوم اسماعیل سلیمان‌زاده، کشید که از سیاه‌بازهای معروف قم قدیم بودند.

آنچه در ادامه می‌خوانید، بخش مربوط به سیاه‌بازی از گفتگوی ما با ایشان است.

گفتگو با حسین سلیمان‌زاده؛ از روحوضی در عروسی‌ها تا سفر به لاله‌زار

* در گفتگو به پدرتان، مرحوم اسماعیل سلیمان‌زاده، اشاره کردید که از سیاه‌بازهای معروف قم بودند. ما شناختی از سیاه‌بازی در قم نداشتیم. لطفاً کمی درباره سابقه این نمایش و حال و هوای اجرای آن در قم قدیم برایمان بگویید.

بله، در دوره قدیم در مراسم‌های عروسی، نمایش «روحوضی» اجرا می‌شد. روی حوض حیاط، تخت‌های چوبی می‌گذاشتند و روی آن‌ها نمایشی کمدی به نام سیاه‌بازی اجرا می‌کردند. همچنین دیوار خانه‌ها را با قالی‌های ابریشم آزین می‌بستند و سری لامپ‌های رنگی به دورتا دور حیاط می‌زدند.

* این نمایش‌ها متن مشخصی داشتند؟ یا بازیگران به صورت بداهه اجرا می‌کردند؟

بازیگران نمایش روحوضی همه از سر ذوق دست به بازی می‌زدند و چیزی به نام متن یا سناریو نداشتند. در بازی‌اشان بداهه‌گویی می‌کردند و دست روی حکایت‌های مشهور و بامزه می‌گذاشتند.

همه چیز این نمایش روی ذوق بازیگرانش پیش می‌رفت. ‌این نمایش بسیار مورد علاقه مردم عوام بود و قبل از آن‌ هم نمایش پیش پرده‌ای برقرار می‌شد.

* می‌توانید نمونه‌ای از این حکایت‌های بداهه که موضوع نمایش می‌شد را به یاد بیاورید؟

مثلاً یکی از نمایش‌های معروف درباره یک حاجی بازاری بوده که زنش را سه طلاقه می‌کند و بعد پشیمان می‌شود. برای ازدواج مجدد با همسرش، سراغ جوان مفلوکی در کاروانسرای شهر می‌رود که «محلل» شود و بلافاصله زنش را طلاق دهد.

آن جوانِ هیچی‌ندار که مسافر شهر بوده، ازدواج به دهانش مزه می‌کند و دیگر راضی به طلاق و جدایی نمی‌شود! بعضی از نمایش‌ها هم صرفاً بازی‌های لفظی و شاعرانه به گویش قمی بوده است.

* کمی بیشتر درباره پدرتان، مرحوم اسماعیل سلیمان‌زاده، بگویید. ایشان شغل اصلی‌شان چه بود و چقدر به این هنر علاقه داشتند؟

پدرم از اهالی محله عربستان و شغلشان نجار بود. ایشان هرکجا که بود، همه چیز را رها می‌کرد و برای سیاه‌بازی خودش را می‌رساند. شور و علاقه عجیبی داشت.

حتی در برهه‌ای برای کار به شرکت نفت رفته بود، اما هر بار که نمایش برپا می‌شد، کار را رها می‌کرد و از سمنان به قم ‌می‌آمد.

* این هنر را از کجا آموخته بودند؟ آیا در قم استاد خاصی داشتند؟

پدرم برای تماشای سیاه‌بازی به لاله‌زار تهران می‌رفت و کار را به نوعی از دست سیاه‌بازهای معروف تهران می‌آموخت.

* در آن دوره، نگاه جامعه به هنرمندان سیاه بازی چطور بود؟ آیا جایگاه اجتماعی مقبولی داشتند؟

متأسفانه نه. سیاه بازی در جامعه شکل جالبی نداشت و مردم سیاه‌بازها را به نوعی «مطرب» خطاب می‌کردند.

امروز دیگر نه از سیاه‌بازی در عروسی‌های قم خبری هست و نه از صدای رندانه‌ی اسماعیل سلیمان‌زاده. هنری که روزی رسانه انتقادی مردم کوچه و بازار بود، اکنون به خاطره‌ای دور در سینه امثال حسین سلیمان‌زاده تبدیل شده است

پایان

بخش «گفت‌وگو» دفتر طنز را دنبال کنید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید