رمان شماره ۸۸۸ و مرز باریک خیال و واقعیت

رمان شماره ۸۸۸ و مرز باریک خیال و واقعیت

رمان شماره ۸۸۸ و مرز باریک خیال و واقعیت

نویسنده: سارا ملاعباسی

داستان‌ها و رمان‌های دفاع مقدس معمولاً جنبه‌های معنوی زیادی دارند که مرز خیال و واقعیت را کمرنگ می‌کنند، اما در رمان شماره ۸۸۸ این مرز کمرنگ کاملاً جنبه مادی و گاهی کمدی دارد و حتی صاحبش را هم نجات می‌دهد.

رمان شماره ۸۸۸ نوشته حمید بابایی، از زبان اسیر جنگ تحمیلی ایران و عراق روایت می‌شود. اسیری که توانسته از دست بعثی‌ها فرار کند و خودش را به لب مرز برساند اما چون حین فرار مجبور شده لباس سرهنگ عراقی را بپوشد، توسط نیروهای خودی مورد بازجویی قرار می‌گیرد و داستانش را تعریف می‌کند.

داستان، گویا و در عین حال پرکشش دنبال می‌شود. چرا که واقعیتِ اسارت در دست نیروهای بعثی یک موضوع تلخ و جدی است، ولی نویسنده نه تنها با زبان طنز از واقعیت به حقیقت معنوی آن می‌رسد بلکه با خواب‌های شخصیت اصلی که راه و چاه فرار را به او نشان می‌دهد، رنگ و بوی طنز و کمدی به آن می‌بخشد.

کتاب شماره ۸۸۸

نویسنده: حمید بابایی
ناشر: سوره مهر
قطع: رقعی
تعداد صفحه: 214
نوبت چاپ: اول

نثر رمان کاملا روان نوشته شده طوری که انگار واقعاً یک نفر وبروی مخاطب نشسته و از خاطراتش تعریف می‌کند.

هرچند با توجه به اینکه شخصیت اصلی در حال پر کردن فرم بازجویی است، خبری از ترس وجود ندارد و در حتی بعضی قسمت‌ها بازجو را مورد خطاب قرار نمی‌دهد که این به نوعی ضعف محسوب می‌شود. همچنین پایان‌بندی کمی عجولانه به نظر می‌رسد اما می‌تواند ادامه‌دار باشد و یک بار داستان از زبان شخصیت اصلان روایت شود.

یکی از نکات مهم رمان شماره ۸۸۸ سپردن قضاوت به دست مخاطب است. شخصیت اصلی یا به نوعی بگوییم نویسنده، تا جایی که می‌تواند همه چیز را تعریف می‌کند و اینکه برای مخاطب باورپذیر هست یا خیر را به او می‌سپارد. برای همین معلوم نمی‌شود آیا واقعاً خواب پدر او باعث نجاتش شد یا اصلان یا دست تقدیر؟

در خلال این رفت و آمدها بین خواب و بیداری، شیوه زندگی اسیران آن سال‌ها و وضعیت زندگی‌شان هم توصیف می‌شود. این توصیفات آنقدر دقیق هستند که مخاطب به راحتی می‌تواند تصورشان کند و حتی وقتی کتاب تمام شد همه چیز برایش معنا پیدا می‌کند؛ از معنای شماره ۸۸۸ تا عکس خربزه روی جلد کتاب.

کتاب ابعاد مختلفی دارد؛ هم به نوعی تاریخی است، هم فانتزی است، هم کمدی است و هم عناصر داستانی آن به خوبی رعایت شده است.

به همین دلیل نمی‌توان رمان شماره ۸۸۸ را کتابی خاطره محور و طنز دانست. بلکه کتابی است که بُعد داستانی آن بر اتفاقات و توضیحات راوی اثرگذار است. کتابی که به خاطر ابعاد مختلفش بعد از خواندن به راحتی فراموش نمی‌شود و تا مدت‌ها در ذهن مخاطب ماندگار می‌شود.

پایان

بخش نقد و بررسی «کتاب» دفتر طنز را دنبال کنید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید