به گزارش خبرنگار دفتر طنز، در ادامه سلسله نشستهاي «نور، صدا، دوربين، خنده» (نمايش، نقد و بررسي فيلمهاي سينمايي، سريالهاي تلويزيوني طنز ايران و جهان) فيلم سينمايي زنان ونوسي و مردان مريخي به کارگرداني کاظم راستگفتار در روز چهارشنبه بيستم مهر ماه، ساعت 17 در تالار سوره هنري حضور کاظم راستگفتار و نيما حسنينسب مورد بررسي قرار گرفت.
در ابتداي نشست، راستگفتار؛ کارگردان «زنان ونوسي، مردان مريخي» گفت: بخشي از موفقيت فيلمهاي من به اين برميگردد که سعي ميکنم با مردم صادق باشم. بخش ديگر هم به روال طبيعي سينماي ايران برميگردد که بعد از انقلاب به شدت رياکار شد؛ کارگردان بودجه ميگيرد و فيلمي را شش ماه تا يک سال فيلمبرداري ميکند و انواع و اقسام جوايز را دريافت ميکند که در نهايت در ارتباط با مخاطب توفيقي ندارد.
وي تصريح کرد: به نظرم مردم از سيماي فاخر و معناگرا خسته شدند. سينمايي که هيچ کس در آن حرف سطح پايين نميزند و سيگار نميکشد و… اما اين حقيقتي که روي پرده نشان داده ميشود براي مردم عيان است و من سعي ميکنم با مخاطب ساده و صميمي باشم و تا اين لحظه هم که از استقبال مردم بيبهره نبودم.
نيما حسنينسب؛ منتقد سينما در ادامه بحث با تصريح اين نکته که راستگفتار ويژگي خاصي درباره «زنان ونوسي و مردان مريخي» عنوان نکرد و تنها اتهاماتي کلي و بدون مصداق به سينما وارد کرد، گفت: اينکه فيلمساز به آمار فروش و استقبال مردم تکيه کند اتفاق خطرناکي بوده که در سينما بعد از راهکاري که مسعود دهنمکي نشان داد در حال افتادن است. تکيه و استناد کردن و اعتبار خريدن از مردم پاشنه آشيل خطرناکي است براي کسي که محصول فرهنگي ميسازد.
وي همچنين با اشاره به گفتگوهاي راستگفتار با رسانهها مبني بر اينکه منتقدان فيلمهاي او را نميفهمند، تصريح کرد: همچنين تکيه بر صداقت و راستگويي و اين اتهام که بقيه فيلمها دروغ ميگويند و راستي درشان نيست نيز ايجاد قصه ميکند. اساسا فيلم خوب فيلمي نيست که راست بگويد چون فيلم از اساس دروغ است و پس بهتر است گرفتار اين اصطلاحات نشويم در فيلم راست و دروغ تعريفي ندارد.
راستگفتار در پاسخ اظهار کرد: من از اين کلمات استفاده نکردم. من گفتهام منتقدان بر يک روالي هستند که با من که نوع فيلمسازيام فرق ميکند، ناسازگار هستند. همچنين گفتم نوعي نگرش در سينماي ايران به وجود آمده که مبتني بر «ريا»ست و فيلم من صداقت دارد و صداقت هم هممعناي راستگفتاري نيست.
وي افزود: وقتي فيلمسازي با تمام قلب و احساس خود وارد فيلمسازي ميشود، فيلمي هنرمندانه خلق ميکند که با مخاطب ارتباط ميگيرد. درحالي که اگر بر خلاف تفکر خود بسازد اين ارتباط برقرار نميشود.
سازنده فيلم «عروس خوشقدم» ادامه داد: يکي از دلايل اضمحلال فرهنگي سينما اين است که فيلم رياکار ميشود و در کنار مردم قرار نميگيرد. اگر فيلمساز بتواند بدون رانت دولتي اثر خود را بسازد اين مشکل حل ميشود.
راستگفتار تصريح کرد: قبول دارم که فيلم صددرصد خوب نشده است، چون تحت شرايط استانداري ساخته نشد؛ اما آن را با صداقت و صميميت ساختم و فيلم حداقل کاري که ميکند اين است که براي مردم شادي به ارمغان ميآورد و از بار فشار و افسردگي ميکاهد و سعي کردم تمام تجربه و دانش فني خودم را براي ساخت آن به کار گيرم.
حسنينسب نيز گفت: يکي از دلايل استقبال از اين فيلمها همين اضمحلالي است که دچار آن هستيم و اين فيلمها نماينده آن است. مصداق صداقت در اين فيلم اين است که فيلم در شرايط بغرنج ساخته شد و مردم به دليل اضمحلال فرهنگي سطح لذت بردنشان از فيلم پايين آمده و ما براي چرخاندن چرخ صنعت سينما ناچاريم اين فيلمها را بسازيم. شما گفته بوديد با تماشاي اين فيلم 60 درصد طلاق کاهش مييابد و منتقدان اين فيلمها را نميفهمند و … بايد بدانيم اين حرفهاي شما بر چه اساسي است؟
راستگفتار در پاسخ به حسنينسب ضمن تکذيب حرفهاي خود در رسانهها به صراحت گفت: مکانيزم خبرنگاري در ايران زياد صحيح نيست. بعضي وقتها دوستان يک سوالي ميپرسند و بر اساس فهم خود ويرايش و چاپ ميکنند و خدا نکند با کارگردان مشکلي داشته باشند. همين الان ما بر يک کلمه راست و دروغ و معناي دقيق و درست آن با هم مشکل داريم!
وي با اشاره به جريان ساخت فيلم و تعهدي که به تهيهکننده براي ساخت يک اثر داشت، گفت: اگر از اول اين فيلمنامه براي ساخت به من پيشنهاد ميشد آن را نميپذيرفتم؛ اما به دليل قراردادي که با تهيهکننده داشتم و تعهد خود تحت شرايطي مجبور شدم اين فيلمنامه را از تهيهکننده قبول کنم. هدفم اين بود که قرارداد تمام شود و آزاد شوم. فيلمنامه از طرف تهيهکننده پيشنهاد شد و من ديدم بيضرر است و اگر سودي نميرساند، ضرري هم ندارد و اگر در جهت پيشرفت نيست پسرفت هم ندارد و مجبور نيستم به وجدان خودم جواب بدهم. فکر ميکنم اگر فيلمي خوب روايت شود و قشنگ باشد، تاثير خوبي ميگذارد و مردم خوشحال از سينما بيرون ميآيند. سينما سرگرمي است و مخاطب بايد از پولي که براي بليط ميپردازد راضي باشد. بايد فيلمي ساخت که اعتقادات و بيانات شخصي خودمان را وارد کنيم.
حسنينسب منتقد سينما در ادامه صحبتهاي کارگردان، عنوان کرد: اين خيلي خوب است که آقاي راستگفتار ميگويند که اين فيلم گريبانگيرشان شده و آن را ساختند که از زير بار تعهد آزاد شوند و اين خيلي خوب است که ايشان به تعهد خود عمل ميکنند چون در خاطرات اغلب فيلمسازان تعهدات عمل نشده و پيش پرداختهايي است که گرفتند و فيلم را نساختند. حالا در چنين شرايطي که فيلم ساخته شده براي اينکه فيلمساز رها شود، ميشود از کيفيت حرفي زد؟ آيا اين فيلم اصلا قصه داشت يا تنها چند موقعيت کوتاه از شوخي با تنوع کيفيت بود از گلچين کردن پلانهايي از سريالهاي مختلف که بدون هيچ منطقي پشت سر هم شيفت شده بودند؟ از قطام و سوسانو گرفته تا اسپانسر آب معدني و البته تصاوير عجيب و غريب و طراحي لباس و آرايشهاي حيرتانگيز بدون نگاه بصري به ثبات گرافيکي؛ تنها به اين دليل که شگفتانگيز است. ايشان از نظر اخلاقي تعهد کردند که بسازند و دستمريزاد که ساختند!
راستگفتار در پاسخ، ضمن بيان اينکه اين حرفها استنباط منتقد است، گفت که فيلم گريبانگير او شده اما يک کمدي درست و درمان ساخته است و بعد به تعريف قصه از زبان ارسطو پرداخت و قصه فيلم خود را طبق اين تعريف بيان کرد و همچنين در تعريف کمدي نيز گفت: کمدي تعريف رفتار آدمهايي است که همواره در فيلم از بيننده فروتر هستند و تماشاگر بايد همواره احساس کند که با آدمي پايينتر از خودش طرف است و به کنش نيز آگاه است.
حسنينسب نيز جواب داد: آنچه درباره قصه گفتيد تنها طرح کلي بود و درباره کمدي هم تعريف شما تنها بخشي از تعريف کمدي است و پرتاب کردن الفاظ براي اين فيلم و اسم بردن از ارسطو تنها خلط مبحث ميآورد. سوال اين است که آيا از اينهمه تنوع گريم و لباس راضي هستيد؟
راستگفتار پاسخ داد: سينما را اصولا سرگرمي ميدانم که به عنوان محصول فرهنگي ارائه ميشود که ميتواند موافق و مخالفاني داشته باشد. اشکال اينجاست که وقتي در سينماي تجاري کارگرداني وارد ميشود و فيلم موفق ميسازد تمام تهيهکنندگاني که ميخواهند فيلم بفروش بسازند به او فيلمنامههاي مشابه پيشنهاد ميدهند و اين اتفاقي بود که بعد از عروس خوشقدم براي من افتاد.
حسنينسب در پايان و در پاسخ به سوال يکي از مخاطبان که گفت وي نبايد براي نقد چنين فيلمي دعوت ميشده است، گفت: فيلم را قبلا نديده بودم وگرنه دعوت دوستان را براي فيلم ديگري ميپذيرفتم. اصولا نقد براي يک شاکله است و متن است. در اين فيلم هنوز اتفاقي نيافتاده و کلامي منعقد نشده است که بتوان آن را نقد کرد. مطمئن هستم آقاي راستگفتار در زمان ساخت فيلم هم هيچگاه به اين موضوع فکر نکردند که قرار است جايي بنشينند و به سوالات درباره فيلم خود پاسخ دهند.


