هیچکس تنها نیست دیوار مشترک

هیچکس تنها نیست دیوار مشترک

هیچکس تنها نیست، دیوار مشترک

نویسنده: الهه ایزدی لای‌بیدی

نرخ مصالح ساختمان روزبه‌روز سربالایی می‌رود و سازنده‌ای که شکل دندان‌هایش گِرد شده، هر روز بیشتر حال‌و‌احوال جیبش را می‌پرسد.

در نتیجه، دیوار مشترک آپارتمان‌ها هر روز قلمی‌تر و پوست‌پیازی‌تر می‌شوند. تقریبا دیگر کاربردشان را از دست داده‌اند و از دیوار تبدیل شده‌اند به پادکست! انواع و اقسام صوت‌های درخواستی و غیردرخواستی از آن‌ها بیرون می‌زند، از جمله:

۱ـ سرفه‌های خرکی همسایه در ترکیب با عطسه‌های کش‌دار با صدای «او» انتهایی، به‌مدت حداقل ۱۰ ثانیه.

۲ـ دعوای خانوادگی با زیرنویس نامرئی که دو دسته‌اند: کاملا واضح‌ طوری که کلمات بدون هیچ تلاشی برای شنیده شدن، وارد دروازه گوش می‌شوند. دسته دوم کمی ناواضح‌ که شنونده‌ باید کلمات محذوف را با ذوق خودش و بسته به موضوع و شدت خشونت بحث، پر کند‌.

۳ـ کوبیدن درها به چارچوب، روزی حداقل ده دوازده بار.

۴ـ کشیدن مبل و صندلی‌ها از راست به چپ و برعکس.

۵ـ تمرین آواز، اکثرا ساعت ۱۰ شب به بعد و اکثراتَر، زیر دوش و روی کاسه توالت هنگام یبوست.

۶ــ تمرین ساز، ساعت ۲ ظهر و ساعت‌های نزدیک به استراحت.

۷ـ جاروبرقی و سشوار کشیدن در ساعت ۶ صبح یا ۱۲ شب.

۸ـ تعدادی اسب خانگی نعل‌نشده در رنج سنی ۵ تا ۹ سال، با قدرت جیغ‌زنی بنفش و رکورد شکستن دیوار صوتی.

۹ـ خالی کردن بادهای داخلی بدن همراه با خروپف شبانه.

۱۰ـ چند قلاده حیوان غیرخانگی که به‌زور خانگی شده‌اند، وحشی و ترجیحا گربه که شب‌ها خواب ندارد.

هیچکس تنها نیست، دیوار مشترک

دیوار مشترک کاری کرده‌ که مفهوم قدیمِ همسایگی رخت‌هایش را جمع کند و تن به مهاجرت بدهد و دیگر همسایه‌، سایه همسایه‌ را با تیر بزند!

این موقعیت را در نظر بگیرید: یکی صبح زود رفته است سر کار، دیروقت برگشته و رفته خرید لوازم ضروری. بعد تن بی‌رمقش را به‌زور کشانده پای سفره و با یک چشمِ بسته تندتند شام خورده که زودتر سرش را به متکا برساند.

تا پلک‌هایش گرم شده، با صدای جیغ گربه همسایه‌ سه‌متر پریده بالا و تپش قلب گرفته و این برنامه حداقل هفته‌ای سه‌بار تکرار می‌شود. این آدم می‌تواند با سایه همسایه‌اش دست بدهد؟ این بنده خدا هرچقدر کلاس کنترل خشم برود، باز نمی‌تواند مچ خشمش را بخواباند.

بی‌خوابی و استرس جوری با پاشنه‌بلند می‌رود روی سرامیک‌های مغزش و قیافه‌اش را شبیه غیرآدمیزاد می‌کند که خودش را توی باکیفیت‌ترین آینه‌ها هم نمی‌شناسد! همین که این بنده خدا فردا صبح توی آسانسور با مشت نمی‌گذارد توی دماغ همسایه، جای تقدیر و تشکر دارد.

قدیم‌‌ها می‌گفتند: «دیوار موش داره، موش گوش داره»، اما الان بسازبفروش‌های نسبتا محترم، با حذف واسطه «موش»، خودِ دیوار را مستقیما به گوش تبدیل کرده‌اند،

آن هم یک گوش چند متری. وضعیت عایق صوتی دیوارهای مشترک، شبیه خالی نبودن عریضه است! حریم خصوصی دیگر تبدیل به نوستالوژی شده و جایش را به حریم عمومی داده. کم‌کم، حریم هم جایش را به چیز دیگری می‌دهد!

البته می‌شود از یک زاویه دیگر هم به ماجرای دیوار مشترک نگاه کرد. سازنده‌ها با حذف آجر و عایق‌های اضافی و بی‌مورد، به ارتباطات انسانی روح تازه‌ای دمیده‌اند.

دیوار‌ مشترک کاغذی، به پل‌های فرهنگی تبدیل شده‌اند و رفته‌رفته دارند بین مردم جا می‌افتند. صدا که به‌اندازه کافی هست، اگر سازنده‌ها فکری به‌حال تصویر هم بکنند، سرگرمی جالبی می‌شود. دیگر کسی اشتراک فیلیمو و نماوا و غیره هم نمی‌خرد، چی واقعی‌تر از ماجرای زنده همسایه بغلی؟

وقتی سیفون طبقه بالا کشیده می‌شود، توی اتاق‌های طبقه پایین صدای پرواز بوئینگ ۷۴۷ می‌پیچد و لوله‌کشی ساختمان طوری طراحی شده که آب کل محله از وسط سقف خانه رد شود تا به فاضلاب برسد!

همه این‌ها باعث سرگرمی و تنوع است و نیاز به تفریح برون‌ساختمانی را کم می‌کند. دیوارهای مشترک پوست‌پیازی، باعث بالا رفتن اطلاعات عمومی جامعه می‌شوند. الان نصف مردم به‌واسطه هم‌جواری با همسایه، تکنیک‌های فروش بیمه عمر، پکیج‌های لاغری و یادگیری زبان در ده روز را یاد گرفته‌اند.

با دیوارهای مشترک، هیچ‌کس احساس تنهایی نمی‌کند. آن‌ها نماد معماری نوین‌‌ و یک رسانه جمعی هستند، بدون سانسور، با پوشش ۲۴ ساعته اخبار همسایه‌ها.

در آخر، خطاب به همسایه بغلی خودمان: «عزیزم! ساناز جون کار مِش و رنگش اصلا خوب نیست، موهات رو می‌سوزونه. الکی نرو فردا کلی بهش پول بده!»

پایان

بخش «متن طنز» را در دفتر طنز دنبال کنید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید