دهخدا از چهره های ماندگار ادبیات فارسی است
نویسنده: علیرضا عبدی
اگر بخواهیم چهرههای ادبی ماندگار ایرانزمین را در یک کلمه خلاصه کنیم، بیگمان نام علیاکبر دهخدا بر صدر خواهد نشست.
او نه فقط یک ادیب یا پژوهشگر، که یک نسلِ تمام بود در قامت یک مرد؛ نسلی که طنز را تیغی برنده برای مبارزه با استبداد ساخت و پژوهش را پناهگاهی برای حفظ هویت فرهنگی این مرز و بوم.
علیاکبر دهخدا در سال ۱۲۵۷ خورشیدی در تهران و در محله سنگلج چشم به جهان گشود. پدرش خانباباخان، از ملاکان متوسط قزوین، هنگامی که او نه ساله بود درگذشت و مادرش با همت بلند خود، تربیت او را بر عهده گرفت.
دهخدا تحصیلات مقدماتی و علوم قدیمه را به مدت ده سال نزد استادانی چون شیخ غلامحسین بروجردی و حاج شیخ هادی نجمآبادی فراگرفت. سپس در مدرسه علوم سیاسی که به تازگی تأسیس شده بود، به تحصیل پرداخت و با علوم جدید و زبان فرانسه آشنا شد.
پس از فارغالتحصیلی، به خدمت وزارت خارجه درآمد و در سفری دو ساله به اروپا، دانش خود را در زبان فرانسه تکمیل کرد.
از «دخو»ی انقلابی تا علامهای خستگیناپذیر
دهخدا در روزگار پریشانی مشروطه، با نام مستعار «دخو» وارد میدان شد. او در روزنامهٔ صوراسرافیل، چنان نثری آفرید که پیش از او بیسابقه بود؛ زبانی شکسته و صمیمی که از دل کوچههای تهران برمیخاست، اما حامل پیچیدهترین مفاهیم انتقادی بود.
او با قلمش نشان داد که میتوان بیآنکه شمشیر زد، از ظلم و عقبماندگی روایت کرد و دل ملتی را بیدار نگه داشت.
اما این همه ماجرا نیست. روزگار تلخ تبعید و خاموشی مطبوعات، دهخدا را از صحنه سیاست دور کرد، اما او را به گوشهای انزوابخش نبرد.
در آن روزها، او با عزمی راسخ، مشغول گردآوری گنجینهای شد که امروز آن را به نام لغتنامه دهخدا میشناسیم. این اثر، حاصل بیش از چهل سال کار بیوقفه و تدوین میلیونها فیش است که بهراستی دانشنامهای از زبان و ادب فارسی به شمار میآید.
طنز تلخ «دخو»؛ آیینه تمامنمای جامعه
طنز دهخدا هرگز به هزل و هجوی سطحی نرفت. او در ستون «چرند و پرند» با چنان ظرافتی از دردهای مردم نوشت که هنوز پس از یک قرن، خواننده را به تفکر وامیدارد.
در اینجا نمونههایی از این طنز نغز را با هم مرور میکنیم:
نیشخند به رجال سیاسی: او در جایی با تشبیهی هوشمندانه، رابطه مردم و حاکمان را اینگونه به سخره میگیرد: «یک دسته رؤسای ملت و یک دسته اولیای دولتاند، ولی هر دو دسته یک مقصود بیشتر ندارند و میگویند شما کار کنید و زحمت بکشید و آفتاب و سرما بخورید و لخت و عور بگردید و گرسنه و تشنه زندگی کنید و بدهید ما بخوریم و شما را حفظ و حراست کنیم».
طنزی از جنس حکایت: داستان معروف «خر و شتر» او نیز که در آن خر به بهانه «ترک عادت موجب مرض است» فریاد میکشد و گرفتار میشود، و سپس شتر در آب با همین بهانه او را میافکند، مثالی است از عاقبت نادانی و بیخردی در رفاقت.
طنزی که دشمن داشت
طنز دهخدا چنان گزنده بود که دشمنان بسیاری برایش آفرید. حتی سالها بعد، در دوره پهلوی، سایه سیاست بر کار او سنگینی کرد.
نقل است که تا پیش از انقلاب، لغتنامه دهخدا به دلیل ذکر نام «مصدق» در ذیل حرف «میم»، هرگز بهطور کامل منتشر نشد و مشترکان، جزوههای این حرف را دریافت نکردند. اینگونه بود که سیاست حتی تا پس از مرگ نیز از «دخو»ی طنزپرداز دست برنداشت.
پس از به توپ بسته شدن مجلس توسط محمدعلی شاه، دهخدا به اروپا تبعید شد و مدتی در پاریس و سوئیس به سر برد.
سرانجام پس از فتح تهران به میهن بازگشت و مدتی به نمایندگی مجلس رسید، اما با آغاز جنگ جهانی اول از سیاست کناره گرفت و تا پایان عمر پرثمر خویش، همه همت خود را مصرف گردآوری بزرگترین گنجینه زبان فارسی، یعنی لغتنامه دهخدا، کرد.
میراث ماندگار
اگر لغتنامه را دانشنامه ایران زمین بدانیم، امثال و حکم را باید گنجینه فرهنگ مردم این سرزمین نامید.
دهخدا با گردآوری دهها هزار ضربالمثل، حکمت و کنایه در این مجموعه چهارجلدی، خدمتی ماندگار به فرهنگ عامه کرد و نشان داد که ریشههای این مرز و بوم در چه ژرفایی نهفته است.
علیاکبر دهخدا، نمونه والای انسانی بود که هرگز میان روشنفکری و مردمیبودن، تعارضی ندید. او از کوچه و بازار برای نخبگان نوشت و از درد نخبگان برای مردم گفت. قلمش در طنز، آتشین بود و در پژوهش، مهرورز. روحش شاد.
پایان
بخش «طنزپردازان» دفتر طنز را دنبال کنید



