دشواري‌ها به طنزپرداز ابزار بهتر نوشتن مي‌دهد

 

ناصر فيض در کارگاه آسيب شناسي شعر طنز که در حاشيه هفتمين جشنواره طنز مکتوب برگزار شد ضمن اشاره به اينکه در گذشته طنز وجود داشت اما مکاني براي حمايت از اين گونه ادبيات نبود، گفت: در گذشته طنز را مترادف با خنده مي‌دانستند  و اين خيلي نگاه بدي بود چراکه حتا در هزل و هجو هم خنداندن تنها هدف نبود و نويسنده با انتخاب اين قالب به دنبال راهي براي گريز و هزل و هجو زاييده شرايط اجتماعي و سياسي دوره خود است.

وي افزود: نبودن يک تعريف درست از طنز باعث شد تا اين حس به وجود آيد بايد مکاني براي حمايت از طنز و و ارائه محتوا درباره آن ايجاد شود که ديديم در سالهاي اخير اين اتفاق افتاد.

دبير جشنواره ادامه داد: داوران با خواندن آثار اين گلايه را داشتند که هنوز بسياري از شرکت کنندگان ساختار شعر را نمي شناسند و با گذشته ادبيات خود آشنايي ندارند. اين آشنا نبودن هم باعث مي‌شود طنزپرداز نتواند از ظرفيت موجود در ادبيات براي نوشتن طنز خود بهره ببرد.

اين شاعر و طنزپرداز همچنين بر آشنايي طنزپردازن با قانون اساسي به ويزه بخش جزايم مطبوعاتي تاکيد کرد و گفت: طنزپرداز نمي‌تواند در کشوري که انواع و اقشام فرهنگها و تفکرات و ديدگاهها وجود دارد، بدون اطلاع از قوانين طنز بنويسد. طنز نوشتن در کشور ما به دليل تفاوتهاي مود در فرهنگها و قوميتها و … کار سختي است هرچند که همين سختي موجب بروز شکوفايي مي‌شود. چراکه گذشتن از اين دشواري‌ها نشانه توانمندي فرد در نوشتن است و من معتقدم اين سختي‌ها به طنزپرداز ابزار بهتر نوشتن مي‌دهد.

فيض همچنين غرور کاذب را مانعي براي رشد طنزپرداز تلقي و تصريح کرد: برخي‌ها به محض اينکه ستوني دارند و طنزي مي‌نويسند گمان مي‌کنند ديگر از نقد و نظر برخاسته از خرد جمعي بي نياز هستند.

وي همچنين درباره خط قرمزها و رعايت معيارها براي نوشتن طنز اظهار کرد: معيارها در هر رسانه و شرايطي فرق مي‌کند. ما در فرهنگي متفاوت از ساير کشورها زندگي ميکنيم و مسائلي که براي ما تابوست براي آنها امري عادي تلقي ميشود. بايد جداي از سياستهاي موجود، وجود اين تفاوتها را درک کرد و پذيرفت و دانست برخي مسائل با فرهنگ ما سنخيتي ندارد.

سيد عبدالجواد موسوي نيز در ادامه بحث و در همين راستا يادآور شد: البته بايد دانست که برخي از اين محدوديتها به زمان و شرايط هم بستگي دارد. مانند تکفير جلال آل احمد براي ترجمه کتاب عزاداري نامشروع در زمان رضاخان. اما مي بينيم که اين کتاب در جمهوري اسلامي ترجمه و روانه بازار شد و همين حرفها از راديو و تلويزيون ما پخش مي شود. پس بايد دانست که برخي از اين محدوديت ها ازلي و ابدي نيست و براي هميشه دست و پاي طنز پرداز بسته نخواهد ماند.

فيض در ادامه بحث درباره شخصيت طنزپرداز هم صحبت کرد و گفت: حداقل اتفاق اين است که طنزپرداز در ذهن جامعه فردي دلسوز باشد و همه بدانند او دوست و دلسوز است. وقتي طنزنويس چنين شخصيتي يافت راحت تر از بقيه مي تواند حرف خود را بزند چون همه مي دانند که دوست جامعه است. اما برخيها تنها ميخواهند نيش بزنند.

وي افزود: زيادي خودماني شدن و هر نوع برخورد و نوشته اي هم نشانه صميمت نيست بلکه نشان از حماقت و احترام نگذاشتن است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید