در طنز شمایید فقط صاحب فتوا
*این شعر در بخش «شعر» کتاب پنجمین جشنواره سراسری طنز مکتوب سال ۱۳۸۹ منتشر شده است*
قصيده مدحیه که دیر زیاد
شاعر: امید مهدی نژاد
ساقی بده از آن می مشدیت سبویی
تا قایمکی تر کنم از باده گلویی
زان می که کند زاویه دید مرا باز
اعطا کندم پنجرهای رو به ویویی
گر خانه برون آیم و از خلق ببرّم
بالشت و تشک پهن کنم بر سر کویی
دیوانه شوم چاک زنم ژیله و کت را
مستانه زنم چنگ به ریشی و به مویی
گر غرش شیرانه ز من بنده نیاید
چون گربه اقلاً بزنم زیر میویی
(هر چند در این اوضاع از بهر «میو» هم
بایست که مخفی بشوم زیر پتویی)
در باغچه شعر و سخن جنبی و جوشی
در مجلس سیگار و فلان گفتی و گویی
این طایفه طنز چه بی پشت و پناهند
این سلسله بند است به بندی، نه، به مویی…
ساقی بده از آن می مشدی به حریفان
تا هر یکی از گوشهای افتند به سویی
شاید که چو مولانا یک مرد برآید
دستی به سبوی می و دستی به کدویی
شاید که پدید آید یک ایرج دیگر
تا شعر بیابد نمکی، مزه و بویی
شاید که وزد باز نسیمی ز شمالی
یا آن که برون آید از این دخمه دخویی
این جمله محال است بیا تا بنشینیم
با یاری و دودی و کتابی لب جویی
ساقی بنشین با من تا شعر بخوانیم
از شاعر فحل و خفن و نادره گویی
آن فاضل برجسته و آن شاعر استاد
آن کز نمک و دود و سخن پر شده گویی
آن سرو سبیلنده و آن ماه مه اندود
ترکیب تنومندی و پیراسته خویی
آن ابر کرم، بحر سخا، كان مروت
آن معدن کم رویی و انبار نکویی
در فضل و هنر مثل گلی بین نواری
در صدق و صفا مثل پری روی ننویی
کیکی، جگری باقلوایی، شکلاتی
چیپسی، پفکی شیر بلالی، سمنویی
هر تار سبیلش که اسارت گهِ جانی ست
صد بار زکی گفته به «زندان کچویی»
این وصف چه کس بود؟ اگر گفتی…. آری
استاد بلافصل، ابوالفضل زرویی
در طنز شمایید فقط صاحب فتوا
باید بروم سر به سراپاش بمالم
پیدا نتوان کرد دگرباره چنویی
ای سرو قدت برتر از آزادی و میلاد
ای گوی لپت نازتر از تازه هلویی
بی شوق تو بلبل نزند چه چه مشدی
بی عشق تو کفتر نکند بق ببقویی
هر مزه که در پای سخنهای تو ریزم
بی مزه چنان شلغم در جنب لبویی
در طنز شمایید فقط صاحب فتوا
ماها همه در مکتبتان مسألهگویی
(این صنعت اغراق نه خالی ست از واقع
ما چون تو نجستیم، شما نیز نجویی)
**
گر زان که قوافی نمیافتاد به تنگی
میشد که از این دست بگویی و بگویی
ای، شاعر از این بیش مشو مایه تصدیع
قافیه نمانده ست به جز «تویی» و «رویی»
اینجاست که بایست ادسّر بسراییم
ساقی بده از آن می مشدیت سبویی…
پایان
مطالب تولیدات دفتر طنز را دنبال کنید



