در حلقه: به کجا مي‌روي؟ ترافيک است

 
برنامه مهر ماه شب شعر طنز در حلقه رندان با حضور جمعي از طنزپردازان و علاقه مندان به اين عرصه در تالارسوره حوزه هنري برگزار شد. به گزارش روابط عمومي سايت دفتر طنز، در ابتداي اين برنامه، سجادي مجري برنامه از انتشار کتاب «قهوه قند پهلو» به اصرار اميد مهدي‌نژاد خبر داد و سپس از حسين ناژفر دعوت کرد تا بيايد و طنز بخواند.
ناژفر «کاريکلماتور» خواند و مصطفي مشايخي نيز طنزپرداز بعدي بود که آمد و شعر طنزي قرائت کرد:
مش رجب هي هر کجا خر مي‌شود
او چقدر اين روزها خر مي‌شود
خوانده درس زاغک و روباه را
باز اما بي‌هوا خر مي‌شود

…
حلقه رندان مهر ماه مهماناني هم از استان گلستان داشت. حسين عبدي مسئول دفتر طنز حوزه هنري استان گلستان يکي از اين مهمانان بود و شعرخواني‌اش نيز با استقبال مواجه شد:
خواب باشيد و زير گوش شما
احمقي بي‌هوا شپل بزند
به سراپاي عمه تان مثلا
يک نفر عاشقانه زل بزند
يا که همکارتان عليه شما
پيش شخص مديرکل بزند…
بهتر از آن‌که توي شهرآورد
تيمتان را حريف گل بزند

و البته چند شعر ديگر هم خواند.
سيد امير سادات موسوي هم طنزي درباره ترافيک خواند:
به کجا مي‌روي؟ ترافيک است
راه تا مولوي ترافيک است
مولوي شاعر است، پس آنجا
قدر صد مثنوي ترافيک است
هرکه تهران‌نشين شود، اجرش
هديه‌اي معنوي ترافيک است

مليحه قريشي هم نفر بعدي بود که کاريکلماتور خواند:
آدم از سکه مي‌افته، ولي آدم از سکه نمي‌افته
از بس زندگي کردم، مردم
پيش آدم شکمو سفره دلت را باز کن
بيچاره آهن: عمري زنگ مي‌زند و هيچ‌کس جوابش را نمي‌دهد

عبدالعظيم فتح‌اللهي از شاعران استان گلستان بود که آمد و خواند:
به نام خدايي که جان آفريد
براي من و تو مامان آفريد

استاد حسن باني نيز مانند هميشه حاضران را به شنيدن طنزهاي زيبايش دعوت کرد؛
از ديار خويشتن پيچيد آن مه‌روي روي
کرد در دولت‌سراي مردم ادبار بار

و چند شعر ديگر هم.
شاعر گلستاني ديگري نيز خواند:
بشنو اي فرزند پندي از پدر
از موتورسيکلت‌سواري کن حذر
هرکجا ديدي تو موجود دوچرخ
دور شو از پيش او آسيمه‌سر
سرعت بسيار دارد اين يکي
غرش بسيار دارد آن دگر

….
جمشيد مقدم چند دوبيتي خواند و سپس نقيضه اي بر شعر طنز «عده اي با ميز شوخي مي‌کنند» خواند:
عده‌اي با مور شوخي مي‌کنند
با الاغ بور شوخي مي‌کنند
عده‌اي نزديک آدم مي‌شوند
با نقاط دور شوخي مي‌کنند
عده‌اي از عمد با چشمان باز
با نقاط کور شوخي مي‌کنند

مهدي فرج‌اللهي هم که پيشتر از او نثر و کاريکلماتور شنيده بوديم، شعري خواند و سپس جواد زهتاب نيز طنزي خواند که اين‌گونه آغاز مي‌شد:
به پايين دست نزنين، از اون بالا دُرُس ميشه
روزا آنتن نمي‌ده، نصفه شبا درس ميشه
اون که ديش رو پشت‌بوم کار مي‌ذاره، يه شب مي‌گفت
اگه سيما رو درست کني صدا درس مي‌شه
خبر خوش به کسي نمي‌رسه يکي مي‌گفت
خبر باد صباس همين روزا درس‌ميشه
نمي‌خواد مواظب شاخ زدنِ گربه باشي
تو فقط آسه برو، آسه بيا، درس ميشه

عليرضا لبش طنزپرداز بعدي بود که «خاطرات خاله سوسکه» را از کتاب «کافه خنده»اش، که به تازگي منتشر شده، خواند و کمال شفيعي هم آمد و با موضوع «تعديل نيروهاي حوزه هنري» طنزي خواند.
نسيم عرب اميني و بعد از او سيدهاني رضوي شعر خواندند و سپس اميد مهدي‌نژاد بود که با نثري با عنوان «غيرمنتظره مضاعف» حلقه رندان مهرماه را به پايان برد.
 
 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید