بررسی چند داستان طنز که نباید بخوانید

بررسی چند داستان طنز که نباید بخوانید

بررسی چند داستان طنز که نباید بخوانید

نویسنده: محمد تسلی بخش

ما خودمان هم می‌دانیم که مطالعه و کتابخوانی کار کاملا بیهوده و به‎ درد نخوری است. وقتی آدم می‌تواند برود داخل شبکه‌های اجتماعی و کلی آدم سبیل‌کلفت ببیند که چارقد سرشان کرده‌اند و ادا در می‌آورند، یا برود سینما فیلم‌های کمدی بند تنبانی تماشا کند، یا با استفاده از شبکه نمایش خانگی با انواع فحش‌های ناموسی و روش‌‌های استعمال مواد افیونی آشنا شود و این‌چنین لحظه به لحظه به میزان فهم و شعور و فرهیختگی خودش اضافه کند، چرا باید کتاب بخواند؟

اما با توجه به اینکه هفته کتاب و کتابخوانی فرا رسیده، به ناچار چندتا داستان طنز مهم را معرفی می‌کنیم.

شاید از بد حادثه، گلاب به روی مبارکتان، روی‏مان به دیوار؛ جاهلی کردید و گذرتان به کتابفروشی یا کتابخانه محله‌تان افتاد. این فهرست آنجا به کار شما می‌آید.

چند داستان طنز که نباید بخوانید

فارسی شکر است: اولین داستان معتبر تاریخ معاصر ایران یک داستان طنز است. محمد علی جمالزاده که او را پدر داستان‌نویسی ایران می‌دانند با همان لحن شوخ و شنگی که بعدها حتی در داستان‌های کاملا جدی‌اش هم از آن استفاده کرد، ماجرای مرد عوامی را تعریف می‌کند که با یک مشت آدم عجیب و غریب عشق فرنگ، داخل یک بازداشتگاه گرفتار می‌شود و چیزی نمانده از دست آن‎ها سکته کند.

رجل سیاسی: شما هم فکر می‌کنید که اگر روزی مسئول مملکت شوید از مسئولین مملکت، بهتر مسئولی می‌کنید؟

«رجل سیاسی» اثر دیگر جمالزاده، هر چند قبل از انقلاب نوشته شده اما به شما یاد می‌دهد که چطور از یک آدم عادی، می‌شود به یک مرد یا زن سیاستمدار تبدیل شد.

رجل سیاسی هم مثل «فارسی شکر است» در کتاب «یکی بود یکی نبود» گردآوری شده است. البته استاد جمالزاده یک شاهکار معروف طنز به نام «کباب غاز» هم دارد که احتمالا در کتاب «شاهکار» آمده است ولی چون این کتاب کمیاب است برای خواندن آن بهتر است به کتاب درسی دوران مدرسه‌تان مراجعه کنید.

موش و گربه: موش وگربه در واقع شعر است یا به قول ادبا، داستان منظوم محسوب می‌شود. اگر شما فکر می‌کنید که کارتون‌های «تام و جری» یا «گربه بازرس» بزرگترین درگیری بین موش‌ها و گربه‌ها در قصه‌ها هستند، معلوم می‌شود که مثل خیلی از مسئولین ما با اثر حماسی و در عین حال بامزه عبید زاکانی آشنایی ندارید.

موش‌ها که از ستم‌های گربه‎ خسته ‎شده‌اند تصمیم می‌گیرند با کلی هدیه و پیشکش و ابراز پاچه‌خواری، با او‎ وارد مذاکره شوند. ولی گربه که خودش را به صلح‌طلبی زده، وسط مذاکره به موش‌ها حمله می‌کند. (آشنا نیست؟)

موش‌ها برای انتقام با تدارک لشکری بزرگ به سمت گربه‌ها که آن‎ها هم مجهز و مسلح شده‌اند حرکت می‌کنند ولی در میدان نبرد شجاعت و غیرت است که پیروز را مشخص می‌کند نه سلاح و تجهیزات.

عبید یک کار جالب هم کرده و آن هم این است که در حماسه با نمک و حکیمانه‌‌اش که هزاران درس و عبرت دارد، یک «الف» ناقابل به انتهای همه ابیات اضافه کرده است و اینطوری هم لحن شعر بامزه شده، هم آهنگین و روان. و طبیعتا مناسب نقالی.

ای خردمند عاقل و دانا
قصه موش و گربه برخوانا

هست این قصه عجیب و غریب
یادگار عبید زاکانا

تصادف: شاهکار کمدی و تا آنجا که من می‌دانم تنها اثر کمدی سیمین دانشور. (که به نظر می‌رسد تحت تاثیر جمالزاده نوشته شده و پهلو به پهلوی بهترین آثار او است) اوج کار دانشور آنجاست که با اینکه خودش یک خانم است راوی داستانش یک مرد ولی شخصیت اصلی داستان دوباره یک زن است.

ما از زبان این مرد بخت‌برگشته با همسر عقده‌ای، بدقلق و اهل چشم و هم‌چشمی‌اش آشنا می‌شویم. در آن دوره که کمتر مردی ماشین داشته، سرکار خانم تصمیم ‎می‌گیرد گواهینامه بگیرد و ماشین بخرد و در این راه روزگار شوهر بیچاره‌اش را سیاه می‌کند.

شخصیت‌پردازی‌های دقیق، شوخی‏‌های خنده‌دار، دیالوگ‏‌های بامزه و پرداختن به موضوعی که بعد از 70 سال در جامعه هنوز رایج است (و متاسفانه بیشتر هم شده) این داستان را به یک الگوی مناسب برای نوشتن طنز اعلا و عالی تبدیل کرده است.

داستان تصادف در مجموعه «به کی سلام کنم؟» سیمین دانشور گردآوری شده و تنها داستان طنز و با اختلاف، بهترین داستان این مجموعه است.

چرند و پرند: مجموعه نوشته‌نای طنزآمیز علی اکبرخان دهخدا که در روزنامه صوراسرافیل چاپ می‌شده، دقیقا داستان محسوب نمی‌شود و حالت طنز مطبوعاتی دارد. ولی بعد از گذر سال‌ها می‏‌توان به چشم داستان‌های کوتاه طنز تاریخی به آن نگاه کرد.

به خصوص اگر یک مقداری با تاریخ آن دوره آشنا باشید، بیشتر از نوشته‌های دهخدا لذت می‌برید. حُسن فوق العاده کار دهخدا این است که در بخشی از غم‎بارترین و تاریک‌ترین لحظات تاریخ ایران، سعی کرده با بیان طنز و شوخی، مردم عموما بی‌سواد و کم‌سواد آن دوره را نسبت به بلایی که دارند به سرشان می‌آورند آگاه کند.

دهخدا ماجرای به توپ بسته شدن مجلس را به قدری خند‌ه‌دار تعریف می‌‏کند که خودش هم باورش نمی‌شود این اتفاقات عجیب و تلخ به وقوع پیوسته باشد.

شما که می‏‌خواهید این داستا‎ن‌ها و کتاب‏‌ها را نخوانید، پس من هم بیشتر از این مطلب را طول نمی‌دهم. شاید در نوشته‌های بعدی به چند داستان طنز مهم دیگر هم پرداختیم تا شما با خیال راحت آن‎ها را هم مطالعه نکنید.

پایان

بخش نقد و بررسی «کتاب» دفتر طنز را دنبال کنید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید