خط قرمز وسيله است نه هدف

به گزارش خبرنگار دفتر طنز، دومين نشست طنزپردازان در حاشيه جشنواره خارستان در شهر بم با موضوع «بررسي طنز مطبوعاتي» 21 بهمن ماه برگزار شد.

در ابتداي اين نشست اکبر کتابدار؛ روزنامه نگار و محقق در مورد تاريخچه طنز گفت: در قرن دوم و قبل از آن که حتي خبري از شعر فارسي نيست طبق نمونه‌هاي تاريخي درمي‌يابيم شعر طنز وجود داشته است و در دوره‌هاي بعد نيز عرفا طنز را وارد عرفان کردند. در روزگار نزديک به ما و دوره مشروطه نيز طنز شکل عاميانه خود را نشان مي‌دهد و وارد زندگي مردم مي‌شود. در زمان قاجار هم مردم به صورت ترانه طنز اعتراضات خود را اعلام مي‌کردند.

وي ادامه داد: با نزديک شدن به دوران مشروطه روزنامه‌هايي مانند صوراسرافيل منتشر مي‌شود و افرادي مانند دهخدا در آن مي‌نويسند و شکل طنز عوض و با نهضت مشروطه همراه مي‌شود که به اعتقاد برخي نيز طنز از همان زمان آغاز مي‌شود. چراکه کلمه طنز در ادبيات گذشته به معناي فريب، ظرافت، طعنه و سخره استفاده مي‌شده است. اما استعمال طنز به شکل امروز از زمان مشروطه ظهور پيدا کرد.

وي افزود: معتقدم روزنامه‌ها با ستون طنز هويت پيدا مي‌کنند و در گذشته وقتي اسم روزنامه مي‌آمد مردم مي‌خواستند با طنز مواجه شوند و اطلاع رساني را با طنز مي‌پذيرفتند اما در روزگار ما روزنامه از طنز فاصله گرفت چون کسي نبود که نوشته‌هاي مطبوعاتي را مورد نقد قرار دهد و طنز مطبوعاتي ما رو به افول رفت.

اسماعيل اميني طنزپرداز حاضر در نشست نيز در مورد خط قرمزهاي طنز نويسي تصريح کرد: در مطبوعات ما به جز مسائلي که مربوط به خط قرمز مي‌شود جاذبه ديگري براي طنزپردازي وجود ندارد اين جاذبه خط قرمز باعث مي‌شود طنزپرداز خودش را گم کند و فقط به دنبال موج‌هايي که رسانه ايجاد مي‌کند برود. رسانه نيز با اين موج‌ها مي‌خواهد موضوعات مورد نظر خود را موضوعاتي جدي براي زندگي مردم القاع کند.

وي افزود: رسانه مي‌خواهد با موج‌هاي خود توجه مردم را جلب کند و تصميم بگيرد مردم به چه فکر کند و به چه فکر نکنند. در اين ميان اشتباه اين است که يک طنزپرداز رند فريب اين خط قرمزها را بخورد و اختيار خود را به دست رسانه بدهد و با اين موج همراه شود.

وي ادامه داد: اما بايد به اين نکته توجه کرد که مخطبان هم از طنزپرداز توقع همراه شدن با اين موج را دارند از همين رو اين خط قرمزها و موج‌هاي ايجاد شده بايد ابزار دست طنزپرداز باشند براي ارائه مفهوم متعالي که در ذهن دارد نه اين که هدف او باشند. هدف طنزپرداز بيان جهاني است امروز در آن زندگي مي‌کند و شايسته انسان بودن او نيست و بيان فاصله انديشه و گفتار با رفتار است. براي رسيدن به اين هدف جاذبه‌ها ابزار هستند. اما اگر طنزپرداز به اصطلاح خودش يک طرف دعوا باشد و مبتلا به همان چيزهايي که درباره‌اش حرف مي‌زند باشد ديگر نمي‌تواند طنز قابل توجهي خلق کند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید