خاطرات تاج السلطنه منبعی برای بازآفرینی طنز قاجاری است
نویسنده: محمدرضا زروندی
یکی از شکلهای رایج طنز معاصر، طنزهایی است که یا با زبان قاجاری نوشته میشوند یا به ماجراهای دورهی قاجار میپردازند. از نمایشنامههای کوتاه و اسکچهای تلویزیونی گرفته تا کاریکاتورها و حتی جوکهای عامیانه، فضای قاجار همواره بستری آماده برای طنز بوده است.
کافی است یاد کنیم از نمایشهای تقلیدی دوران مشروطه، یا در روزگار معاصر نمونههایی مثل طنزهای مشفق کاشانی، برخی داستانهای ایرج پزشکزاد (از جمله داییجان ناپلئون که پر از اشارات قاجاری است)، یا حتی شوخیهای مطبوعاتی دربارهی ناصرالدینشاه که هنوز هم ورد زبانهاست.
اما اگر کسی بخواهد جدی و پژوهشگرانه به سراغ «طنز قاجاری» برود و متنی بنویسد که زبان و روحیهی آن دوره را داشته باشد، یکی از بهترین منابع، خاطرات تاج السلطنه است. این کتاب فقط یک سند تاریخی نیست؛ بلکه پر از روایتهای زنده و گاه طنزآلود از درون دربار است.
البته خاطرات او روایتی منسجم و خطی ندارند. تاج السلطنه بارها بیمقدمه از یک مقطع به مقطع دیگر میپرد و همین پراکندگی باعث میشود متن بیشتر شبیه مجموعهای از صحنهها باشد تا یک داستان منظم.
برای طنزنویس، این پراکندگی یک فرصت است: هر صحنه و حکایت میتواند بهتنهایی دستمایهی طنز شود.
مهمتر از همه، سوژههاست: علاقهی افراطی ناصرالدینشاه به گربهاش، توجه عجیب او در اواخر عمر به یک کودک خردسال، یا حتی نقدهای بیپردهی تاجالسلطنه به پدر و برادرانش. همهی اینها پتانسیل طنز دارند، چه در قالب داستان کوتاه، چه در نمایش و چه در کاریکاتور.
خاطرات تاج السلطنه
در جایی دیگر، تاجالسلطنه با زبانی گزنده برادرش مظفرالدین شاه را به سخره میکشد: «و یک سفرنامه که از قلم معظمِ خودِ این برادر عزیز بود.
یکی از جملههای او این است: «امروز که روز پنجشنبه بود، صبح رفتیم آب خوردیم. پس از آن آمده، قدری گردش کردیم. چون یک قدری از آب ما باقی بود، دوباره رفته خوردیم. پس رازان آمده؛ در یک قهوهخانه نشسته، چای خوردیم. بعد از آن پیاده به منزل آمدیم.
فخرالملک و وزیر دربار آنجا بودند. قدری گوش فخرالملک کشیده، سر به سر وزیر دربار گذاشتیم. پس از آن وزیر دربار تلگرافی به ما داد که در او تفصیلِ عملکردن بواسیر آقای صدیقالدوله بود. خیلی خوشحال شدیم. ناهار کرده، استراحت کردیم. چون شب جمعه بود، آسید حسین روضهخواند؛ گریه کردیم. نماز اذا زلزلت خوانده، خوابیدیم.»
این جملات اگرچه از سر رنج نوشته شدهاند، اما امروز میتوانند الهامبخش طنز اجتماعی هم باشند.
ویژگی مهم دیگر، آشنایی او با کتابها و اندیشههای غربی است. این آگاهی باعث شده نگاهش تیزتر و انتقادیتر باشد. ترکیب تجربهی شخصی، نقد اجتماعی و روایتهای عجیب از دربار، فضایی به وجود آورده که برای پژوهشگر جدی تاریخ هم مفید است و برای طنزنویس امروز یک معدن سوژه.
در یک جمله: اگر قصد دارید متنی طنز با حالوهوای قاجاری بنویسید، خاطرات تاج السلطنه هم دستور زبان دوره را به شما میآموزد و هم سوژههای بکر و آماده در اختیارتان میگذارد.
پایان
بخش نقد و بررسی «کتاب» دفتر طنز را دنبال کنید



