حافظ ناشنیده پند و روایتی شیرین از جوانی شاعر رند
نویسنده: علیرضا عبدی
ایرج پزشکزاد (۱۳۰۶-۱۴۰۰) بیگمان یکی از بزرگترین طنزپردازان تاریخ ادبیات ایران است. او که با رمان جاودان «داییجان ناپلئون» خاطرهی چند نسل را با خود همراه کرده، در آثاری چون «ماشاءالله خان در بارگاه هارونالرشید»، «خانوادهی نیکاختر» و «حاج ممجعفر در پاریس» نیز هنرنمایی کرده است.
معرفی کتاب؛ وقتی حافظِ جوان، از زبانِ دوستش روایت میشود!
«حافظ ناشنیده پند» (با عنوان فرعی «برگی چند از دفتر خاطرات محمد گلندام»)، یک رمانِ تاریخیِ طنزآمیز است که نشر قطره آن را منتشر کرده است.
پزشکزاد در این کتاب، برههای از زندگیِ حافظ را در دوران جوانی روایت میکند. راویِ داستان، محمد گلندام است؛ همان دوستِ صمیمی و وفاداری که بعدها دیوانِ حافظ را جمعآوری کرد و بر آن مقدمه نوشت. او خاطراتِ خود را از روزگاری تعریف میکند که حافظ جوانیِ ۲۳ ساله است و تازه پا به محافلِ ادبیِ شیراز گذاشته است.
داستان در شیرازِ قرن هشتم هجری میگذرد؛ روزگاری که «امیر مبارز» بر فارس حکومت میکند، موسیقی و رقص ممنوع است و شاعرانِ درباری برای بقا، به مدیحهسرایی روی آوردهاند.
در چنین فضایی، حافظِ جوانِ تازهوارد، راهیِ دربار میشود و با شخصیتهایی چون عبید زاکانی (شاعرِ طنزپردازِ همعصر) و شاهشیخ ابواسحاق (حاکمِ پیشینِ شیراز) آشنا میشود.
کتاب با یک مهمانی شروع میشود و با یک مهمانیِ دیگر و در نهایت، رفتنِ حافظ از شیراز به پایان میرسد.
کتاب حافظ ناشنیده پند
نویسنده: ایرج پزشکزاد
ناشر: قطره
قطع: رقعی
تعداد صفحه: 333
نوبت چاپ: هشتم
طنز از نوعِ پزشکزاد؛ شیرین، صمیمی و نغز!
طنز در این کتاب دقیقاً همان چیزی است که از پزشکزاد انتظار دارید: ساده، شیرین، صمیمی و در عین حال نغز و پرمغز. اما نکتهی جالب اینجاست که پزشکزاد در این اثر، برخلاف «داییجان ناپلئون» که زبانی کاملاً امروزی دارد، نثری نزدیک به سبکِ کهن را برگزیده است؛ چون راوی، یک ایرانیِ قرن هشتمی است.
با این حال، او در لابهلای این نثرِ کهنگرایانه، اشاراتِ رندانهای به تعابیر و اصطلاحاتِ سیاسیِ روزگارِ خودمان هم دارد که طنزِ اثر را دوچندان میکند.
یکی از درخشانترین بخشهای طنزِ کتاب، حضورِ عبید زاکانی است؛ شاعری که به عنوان «سرسلسلهی رندان و طنزآوران» در داستان ظاهر میشود. پزشکزاد از زبانِ عبید، روایتهای هجوی و موقعیتهای کمیکی خلق میکند که همزمان، هم به شخصیتپردازیِ حافظِ جوان کمک میکند و هم فضایِ فاسد و ریاکارانهی دربار را به نقد میکشد.
حکایتِ معروفِ «بادنجان» که در این کتاب روایت میشود، نمونهای کامل از این طنزِ گزنده است؛ جایی که یک ندیمِ چاپلوس، بنا به سلیقهی سلطان، یک روز بادنجان را میستاید و روز دیگر، آن را به بدترین شکل ممکن نکوهش میکند.
نقاط قوت:
۱. نگاهِ تازه به حافظ: پزشکزاد به جایِ تفسیرِ غزلهایِ حافظ، سراغِ خودِ شاعر رفته و او را در قامتِ یک جوانِ ۲۳ ساله به تصویر کشیده است. این نگاهِ انسانی و غیراسطورهای، یکی از نقاطِ قوتِ اصلیِ کتاب است.
۲. طنزِ فاخر و زیرپوستی: پزشکزاد با تکیه بر شخصیتِ عبید زاکانی و فضایِ رندانهی شیرازِ قرن هشتم، طنزی خلق کرده که هم خندهدار است و هم تأملبرانگیز.
۳. شخصیتپردازیِ قوی: از حافظِ جوان و عبیدِ کهنهکار گرفته تا مداحانِ چاپلوس و حاکمانِ ستمگر، همهی شخصیتها در این کتاب جان گرفتهاند.
نقاط ضعف:
۱. ریتمِ کند در برخی بخشها: کتاب با وجودِ حجمِ کم (۲۸۰ صفحه)، در برخی بخشها با کندی پیش میرود و مخاطب ممکن است برای رسیدن به نقاطِ اوج، کمی صبر کند.
۲. وابستگی به فضایِ تاریخی: برای مخاطبی که با تاریخِ شیرازِ قرن هشتم و شخصیتهایی مثل عبید زاکانی آشنایی ندارد، ممکن است برخی از ارجاعات و شوخیها چندان ملموس نباشد.
جمعبندی؛ حافظی که هرگز نشنیده بودیم!
«حافظ ناشنیده پند» یک رمانِ تاریخیِ شیرین و خواندنی است که در آن، ایرج پزشکزاد با قلمی طناز، پرده از یک دورهی ناشناخته از زندگیِ حافظ برمیدارد. روایت از زبانِ محمد گلندام، حسِ صمیمیت و اصالتِ خاصی به کتاب بخشیده و حضورِ عبید زاکانی، طنزِ آن را به اوج رسانده است.
اگر به دنبالِ یک روایتِ تازه و غیرکلیشهای از زندگیِ حافظ هستید، این کتاب میتواند همان چیزی باشد که به دنبالش میگردید. پزشکزاد در این کتاب، با نثری ساده و شیرین، نشان داده که هنوز هم میتوان از شاعریِ قرنِ هشتم، برای مخاطبِ قرنِ پانزدهم حرفِ تازه داشت.
پایان
بخش نقد و بررسی «کتاب» دفتر طنز را دنبال کنید




