جدي‌ترين حرف‌ها با طنز بيان مي‌شود | گفتگو با دکتر عماد افروغ

 

سياستمداران هميشه سوژه‌هاي جالبي براي طنزپردازان بوده‌اند. چون اين قشر مسئوليت رسيدن مردم به خواسته‌هاشان را دارند و از همين رو حرف و گفته‌هاشان از رصد ذره‌بيني طنازان به دور نمي‌ماند. اما همواره عنوان مي‌شود که برخي مسئولان تاب نقد شدن ندارند و همين است که روزنامه‌ها و مجلات به خاطر ستون و صفحات طنز خود به تعطيلي هم کشيده مي‌شوند. از همين‌رو درباره طنز و طنزپردازي با عماد افروغ، نويسنده، جامعه‌شناس و رئيس کميسيون فرهنگي مجلس هفتم به گفتگو نشستيم. هرچند او بيش از آنکه سياستمدار باشد از اهالي اقليم فرهنگ و قلم است.
دکتر عماد افروغ متولد سال ???? در شيراز است. او در سال ???? در رشته جامعه شناسي از دانشگاه شيراز فارغ التحصيل شد و در سال ???? در همين دانشگاه مدرک کارشناسي ارشد خود را گرفت و در سال ???? يعني همزمان با رونق گرفتن جنبش اطلاعات مدرک دکتراي جامعه شناسي خود را از دانشگاه تربيت مدرس دريافت کرد. افروغ در سال ???? به عنوان دانشجوي نمونه کشور در مقطع دکتري انتخاب شد و از سال ???? تا ???? عضو هيأت علمي دانشگاه تربيت مدرس بود و پس از آن به عضويت هيأت علمي پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي درآمد. وي مدير گروه علم و دين پژوهشکده علوم انساني و مطالعات فرهنگي اين پژوهشگاه است. عماد افروغ همچنين عضو پژوهشگاه علوم انساني، استاد جامعه شناسي دانشگاه تربيت مدرس و رئيس گروه جامعه شناسي مؤسسه باقرالعلوم نيز هست.

براي شروع مي‌خواهم نظر کلي‌تان را درباره طنز و طنزپردازي بپرسم.
معتقدم جدي‌ترين صحبت‌ها را به ويژه در موارد خاص بايد در قالب طنز بيان شود. البته ان‌شاالله ما موارد خاص نداشته باشيم تا بتوانيم به‌طور جدي حرفمان را بزنيم. ولي متاسفانه جزء موارد خاص هم محسوب مي‌شويم و در برخي موارد به‌دليل عدم شفافيت و موانعي که بر سر راه نقد وجود دارد معمولا گرايش به سمت طنز يک امر طبيعي است. اينجا فقط بايد دقت کرد در کنار اينکه مي‌توان جدي‌ترين حرف‌ها با طنز گفت، بايد رعايت موازين اخلاقي را هم بکنيم.

چه نوع طنزي مد نظرتان است، طنز بي‌اخلاق چه طنزي است؟
طنزهاي ما مي‌تواند بيشتر مفهمومي و جرياني باشد تا مصداقي و شخصي. به ويژه در مواردي که ابهامي درباره انتصاب يک صفت به شخصي وجود دارد. اما نه، اگر ابهامي وجود ندارد و يک صفتي جزو صفت عام مصداق به‌خصوص بشمار مي‌آيد هيچ اشکالي ندارد. اما نه، در بعضي موارد طنز ما با انتصاب صفتي به يک مصداق سروکار دارد که جزو صفات تعريف شده آن نيست يا اينکه ما يک صفت خوبي را صفت منفي مي‌کنيم و آن را به طنز مي‌کشيم، از موارد غيراخلاقي است و اينکه صفتي که وجود ندارد را به کسي نسبت مي‌دهيم، مي‌تواند به بي‌اخلاقي‌ها بيفزايد. وگر نه در اصل آن ترديدي نيست و هرچه سوژه مربوط به نيازهاي مردم باشد بيشتر توصيه مي‌شود؛ به حق مردم برگردد و در خدمت احقاق حق مردم باشد. اين بستگي به دامنه گسترده حق دارد؛ مردم حق سياسي، فرهنگي، اقتصادي در سطوح مختلف دارند. به‌ويژه اگر اين طنز نسبتي هم با انقلاب اسلامي داشته باشد البته نه به صورت تنگ و سطحي و مصداقي. يعني انقلاب را خوب فهم کرده و در ارتباط با اهدافي که انقلاب دنبال مي‌کند باشد. چه اهداف سياسي و فرهنگي چه اهداف مربوط به شهروندان. در کل در ضرورت طنز به ويژه در موارد خاص ترديدي نيست.

با اين پيش‌فرض که طنز پردازان ما سوء‌نيت ندارند، مانند مرحوم کيومرث صابري که همه هميشه تاکيد داشتند نقدشان در جهت ساختن و اصلاح است، اگر طنز طنز موسوم به گل‌آقايي و به شيوه سالم و صحيح باشد چقدر مسئولان واقعاً تاب نقد شدن دارند؟
دو نکته وجود داد که متاسفانه معمولا تشخيص داده نمي‌شود. ما با حسن‌نيت کاري نداريم زيرا حسن‌نيت سنج و سوء‌نيت سنج در اختيار  نداريم. ما با واقعيات مستند و مستدل سروکار داريم. چيزي که داريم و بروشمند مي‌توانيم دنبال و تعريف کنيم همان مدارک و اسناد است. هيچ دستگاهي براي سنجش اين نيست که طرف حسن يا سوء نيت دارد.

در مورد ظرفيت و تاب تحمل مسئولان چطور؟
بحث ظرفيت يک مقوله ثانوي است. اگر واقعيت مستند و مستدل در اختيار باشد هرقدر هم که طرف بي‌ظرفيت باشد اذهان عمومي داوري مي‌کنند که اين بر آشفته شدن طرف، برآشفتن صحيح و معقولي است يا نه.  داروي را به اذهان عمومي بسپاريم. فقط در اينجا استهزاء و به سخره گرفتن معني ندارد. ما خيلي راحت مي‌توانيم همه را بخندانيم. اما قصد خندادن به هر طريقي نيست. اين خنده بايد معنادار و جهت داشته باشد. بايد پرده از روي واقعيتي بردارد و افشا کننده حقيقتي باشد. هرچه اين واقعيت‌ها بيشتر با نياز مردم مرتبط باشد بيشتر هم توصيه مي‌شود.

اما گاه بعضي طنزها صرفا خنده و شادي را دنبال مي‌کنند…
بعضي وقت‌ها طنزي هيچ جهت و معنايي را دنبال نمي‌کند، ما دنبال چنين طنزهايي نيستيم. ما طنزي را مي‌خواهيم که در خدمت آرمان‌ها و اهداف و حقوق مردم باشد. ممکن است بگويند حرف‌ها مبهم است، ما طنز چارلي چاپليني داريم که در خدمت اهداف متعالي بشر است. بحث ماشينيزم و فاشيزم را محکوم مي‌کند، فقر و تبعيض را نشان مي‌دهد و…
درباره گل‌آقا هم بگويم؛ من گل آقا را تا آن جايي قبول داشتم که با يک جناحي گره نخورده بود. در مقطعي با جناحي گره خورد و اين را نمي‌توانيم ناديده بگيريم، ديگران هرقضاوتي درباره اين حرف مي‌خواهند بکنند. يک زماني با يک طيف سياسي قالب گره خورده بود و بيشتر به افراد خاصي و مفاهيم خاصي مي‌پرداخت. ما اين طنز را هم توصيه نمي‌کنيم. توصيه مي‌کنيم طنزپردازان ما جناحي عمل نکند و فراجناحي عمل کنند  و با توجه به شرايط کشور اگر از ايکس مي‌گويند، از ايگرگ هم بگويند.

به نظرتان جشنواره طنز مکتوب چقدر مي‌تواند به رشد فضاي طنز متعالي کمک کند؟
خيالي خوب است. ما  در اصل و فلسفه وجودي آن هيچ ترديدي نداريم. به ويژه در جوامعي که نياز به طنز بيشتر است. فکر مي‌کنم با آرمان‌ها يمان خيلي فاصله داريم. اگر جامعه شفاف و  نترسي داشتيم و جامعه‌اي بود که قابليت‌هاي مدني آن متشکل شده بود و دسترسي به اطلاعات داشت و افشاي اطلاعات به راحتي صورت مي‌گرفت شايد دايره پرداختن به طنز هم کمتر مي‌شد اما چون در اين موارد مشکل داريم، فکر مي‌کنم طنز يکي از بهترين کارهاي روشنفکري است و خوب است حرف‌ها در قالب طنز گفته شود. از همين رو برگزاري جشنواره و همايش در زمينه طنز مکتوب را هم توصيه مي‌کنم و خدا قوت هم مي‌گويم.

ليلا باقري ـ دفتر طنز

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید