تنب های بزرگتر از دهان
نویسنده: بنیامین کلاچاهی ثابت
هر کدام از اخبار مربوط به ادعای بزرگتر از دهانِ امارات نسبت به جزایر سهگانه ایرانی، من را به یاد خاطرهای انداخت که این خبرها و خاطرات مرتبط با آن در زیر آمده است:
خاطره اول
خبر: «در میانِ اخبار موضع کاخ سفید نسبت به تهدیدهای حمله به ایران توسط رژیم صهیونیستی و اخبار جوابیههای مسئولین ایرانی از جمله رئیسجمهور و رئیسمجلس که خبر از آمادگی برای پاسخ متناسب و قاطعانه به این حمله احتمالی داشت، اتحادیه اروپا در 25 مهر 1403 در بیانیه مشترکی که با اعضای شورای همکاری خلیج فارس صادر کرد با حمایت از ادعای واهی امارات، جزایر سهگانه ایرانی تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی را متعلق به امارات دانست و از ایران خواست تا به اشغال این جزایر پایان دهد.»
خاطره مرتبط: اوایل دورانِ کامپیوتری شدنِ بازیها، مهمانیها تبدیل به میدانِ رقابتِ پسرهای جوان (از خوب و بچه مثبت تا شر و بچه منفی) در این بازیها شده بود.
در حالیکه این پسرها در حد فاصل هر دو مهمانی، ساعتهای زیادی را صرفِ تمرین و تجهیز خود میکردند تا همواره در بالاترین سطح آمادگی برای یک زورآزماییِ تمام عیار و نفسگیر باشند، در هر مهمانی یکی دوتا بچه دماغوی خردسالِ لوس پیدا میشد که از بابتِ عدم به بازی گرفته شدنِ خود، وَنگ و وونگ میکرد و به این شکل، سعی در جلب توجه حاضرین به سمت خود داشت.
نتیجه نهایی این نِق و نوق هم همیشه این بود که آقابالاسَر آن بچه لوس، یک دسته خراب و شکسته که اصلاً به دستگاه بازی وصل نیست را دستِ او بدهد تا بلکه او هم احساسِ اهمیت کند و دهانش را ببندد.
تنب های بزرگتر از دهان
خاطره دوم
خبر(غیر موثق): «شاهزاده اماراتی در اظهار نظری عنوان داشت، ایران باید به حق حاکمیت ما بر جزایر ۳گانه احترام بگذارد، والا به زور متوسل میشویم.»
خاطره مرتبط: در میدان آزادی به همراه یکی از دوستان که مجموعاً روی هم شصت کیلو هم نمیشدیم، سوارِ اتوبوس تهران-شمال شدیم. تنها صندلیهای خالیِ این اتوبوس در عقبِ آن و بینِ صندلیهای اکیپی از مسافران بود که جایِ چاقو روی اَبرو، دندانِ طلا، شلوار شش جیبِ پلنگی و سبیل پُر پشت تنها بخشی از مشخصات خوفناکِ ظاهر آنها محسوب میشد.
دوستِ ما برای بالا بردن امنیتِ کیف و لپتاپ و موبایلها و از همه مهمتر برخی اعضای حیاتی بدن که همراهمان بود، در یک مکالمه خیالی با تلفن، شروع به داد و بیداد کرد: «ببین منو که میشناسی.
اون روم بالا بیاد، همه رو میزنم. همه رو میکُشم. هر چندتا باشند، میکُشم. هر هیکلی داشته باشند، میکُشم.» تلفن را که قطع کرد، یکی از همین مسافرین محترم، لُپِ دوستِ ما را کشید و با خنده گفت: «تو ما رو هم کُشتی جیگر!»
خاطره سوم
خبر: «امارات برای جزایر سهگانه سند رو کرد! امارات با انتشار تصویر نقشهای مضحک که در موزه خودشان نصب شده مدعی شد از آنجا که قبیله قواسمیها از سال ۱۹۰۰ به جزایر سهگانه ایران رفته و در قشم و بندر لنگه تردد داشتهاند، پس حق دارند نسبت به جزایرِ ایرانی ادعا داشته باشند!»
خاطره مرتبط: دوستی در فضای مجازی مطلبی منتشر کرده بود که گویا مادرش به پدرش گفته، چرا ماشینِ او را بدون اجازه برداشته است؟! پدرش نیز نگاه عاشقانهای به مادرش کرده و جواب داده: «ماشینِ تو!؟ عزیزم تو خودتم مالِ منی!»
پایان
برای مطالعه سایر مطالب اینجا کلیک کنید



