آشنایی با تفریط در نوشتن متن طنز

آشنایی با تفریط در نوشتن متن طنز

آشنایی با تفریط در نوشتن متن طنز

نویسنده: محمد تسلی‌بخش

شلوغش می‌کنند، شلوغش می‌کنند، بی‌خود و بی‌جهت شلوغش می‌کنند. حالا گیرم که بچه همسایه رفته بوده لبه پشت بام دنبال کفتر و بعدش هم پایش سر خورده و از پشت بام افتاده پایین، چیزی نشده که انقدر بزرگش می‌کنید.

قضا بلا بوده. عقرب که نیشش نزده، فقط از پشت بام طبقه سوم افتاده توی حیاط. تازه اول افتاده در ایوان، بعدش از آنجا غلطیده و افتاده توی حیاط. مستقیم که سقوط نکرده.

حالا گیرم که یک کوچولو هم سرش خورده باشد به سنگ‌چین گوشه باغچه و شکسته باشد و مجبور شده باشند ببرنش بیمارستان، دیگر این همه جیغ و داد و شیون و زاری ندارد. تا آخر که در کما نمی‌ماند. بالاخره یا به هوش می‌آید یا می‌میرد.

اگر بمیرد هم خیلی ضرر نکرده چون به نظر من این دنیا دیگر ارزش زندگی کردن ندارد. به من می‌گویند چقدر تو دل گنده‌ای. من دل گنده‌ام؟!

تفریط یا دست کم گیری

احتمالا با فن «اغراق» یا همان بزرگنمایی یک مسئله یا اتفاق، آشنایی دارید و می‌دانید که از فنون مهم طنزنویسی است. «تفریط» یا به قول بعضی‌ها «دست کم گیری» برعکس اغراق است. اگر در اغراق سعی می‌شود هر چیزی بزرگتر و مبالغه‌آمیزتر مطرح شود تا ایجاد جذابیت، توجه یا تولید شوخی کند.

در تفریط سعی می‌شود هر مسئله مهم و بزرگی، کوچکتر از آن چیزی که هست بیان شود و به بیان دیگر کوچک‌نمایی شود. تفریط کمتر از اغراق کاربرد دارد ولی معنی‌اش این نیست که تاثیر کمتری دارد.

دلیل اینکه اغراق خیلی بیشتر استفاده می‌شود این است که (همانطور که در بخش اغراق گفتم) هم در داستان‌نویسی و هم در شوخی‌نویسی از آن استفاده می‌کنند.

ولی تفریط بیشتر در طنز و بامزه کردن متن اثرگذار است. ضمن اینکه در اغراق شما هر چیزی را می‌توانید بزرگ‌نمایی کنید ولی در تفریط طبیعتا باید اول یک چیز مهم یا فاجعه‌باری داشته باشید که بعد آن را کوچک‌نمایی کنید.

معمولا در تفریط یا یک خونسردی خاص و غیرمنطقی نهفته است یا فرد وانمود می‌کند که مسئله اینقدر هم جدی نیست و جای نگرانی وجود ندارد.

هر چندتا مثال که بخواهید می‌شود زد:

والدین یک بچه‌ای کارنامه او را گرفته‌اند و وقتی به او می‌گویند چرا این همه تجدید آورده‌ای؟ جواب بدهد که «بهتر شد. اگر تابستان هم درس بخوانم پایه‌ام قوی‌تر می‌شود»

خواستگار دختری یک لات چاقوکش و سابقه‌دار است ولی دختر به خانواده‌اش بگوید «اشکالی ندارد در عوض خوش قد و بالاست و چشمان رنگی دارد».

آدمی که قند خونش به 500 رسیده باشد ولی دائم نان خامه‌ای با شربت بخورد و هرچه بقیه توی سر خودشان بزنند که اینجوری داری خودکشی می‌کنی. او بگوید: «چیزی نمی‌شود. عمر دست خداست.» و بیماری‌اش را تقلیل بدهد.

کسی که در مورد یک درگیری دسته‌جمعی قومی قبیله‌ای بگوید: «چیزی نیست یک مشکل کوچک خانوادگی پیش آمده» یا اگر کسی دستش قطع شده باشد: «بگوید یک زخم سطحی برداشتم» یا اگر کسی مرده باشد بگوید: «فقط یک کمی مرده است».

حتی همان میم اینترنتی که در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود؛ بنده خدایی که ماشینش از شدت تصادف مچاله شده ولی رفیقش با دلداری می‌گوید چیزی نشده که، این با دوتا تقه درمیاد.

همه این مثال‌ها، شوخی را بر اساس دست کم گیری و تفریط ساخته‌اند.

پایان

سایر مقالات دفتر طنز را بخوانید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید