کاربرد تشبیه در شوخی نویسی

کاربرد تشبیه در شوخی نویسی

کاربرد تشبیه در شوخی نویسی

نویسنده: محمد تسلی بخش

هاج و واج و با دهان باز محو طرف مانده بودم. با آن همه پول و ثروت و اینکه می‌گفتند قارون زمانه است ولی قیافه‌اش مثل از آن دنیا برگشته‌ها بود و عین قحطی زده‌هایی که سال‌هاست یک لقمه غذای درست و حسابی نخورده باشند، داشت مثل لشگر چنگیزخان مغول سفره را غارت می‌کرد.

انگار سال‌ها بود که آب و آبادانی ندیده بود. من را بگو که از این بنده خدا انتظار کمک داشتم. نصف سفره را خورده بود که بالاخره وسط لقمه‌هایی که مثل جاروبرقی می‌بلعید شروع به صحبت کرد: «زندگی مثل یک هندونه است که از پشت وانت افتاده باشه پایین.

از یک طرف ممکنه خوشمزه و آبدار باشه از یک طرف ممکنه لهیده و آبلمبو شده باشه. آدمیزاد باید مثل گرگ باشه، قدر فرصت‌ها رو  بدونه.

همیشه یادت باشه اگر دیدی که یک جایی، ملت مثل واگن قطار پشت سر هم توی یک صف وایسادن؛ تو هم برو توی همون صف وایسا. بالاخره یه چیزی می‌دن که بقیه وایسادن دیگه. اگر دیدی یکجا سفره پهنه حتی اگر سیر هم بودی مثل خرس بخور.

بالاخره این مواد غذایی جای دوری که نمی‌ره، می‌ره توی بدنت، یک موقع لازمت می‌شه. همیشه اول به این فکر کن که از کمک کردن به بقیه چیزی گیرت میاد یا نه.

اگر دیدی کسی مفتی از تو کمک می‌خواد مثل گربه‌ای که به سمتش لنگه دمپایی پرت می‌کنن فوری فرار کن. بقیه می‌خوان یک چیزی از تو بکنن ولی تو باید مثل زالو باشی، خودت از همه بکنی اما نذاری تو رو بکنن».

همینطور که شاهد تاراج مواد غذایی داخل سفره توسط پولدارترین فرد فامیل بودم به این فکر می‌کردم که همه رو برق می‌گیره ما رو سیم تلفن.

کاربرد تشبیه در شوخی نویسی

یکی از فنون پایه و مبنایی در نوشتن آثار مختلف ادبی و هنری تشبیه است. تشبیه یعنی شبیه کردن چیزی یا اتفاقی به یک چیز دیگر.

یادتان باشد (به خصوص وقتی داستان می‌نویسید) کلمات و جملات را همینطوری پرت نکنید روی صفحه کاغذ، مخاطبی که مطلب شما را می‌خواند داخل ذهن شما نیست که بتواند دقیقا آنچه را که منظورتان هست متوجه شود.

تشبیه کمک می‌کند مخاطب بهتر موقعیت و فضا را تصور کند ضمن اینکه در کمدی این مزیت را ایجاد می‌کند که در جایی که متن جدی شده و هیچ جوره نمی‌شود خنده‌دارش کرد با استفاده از آن، فضای متن را تلطیف کنیم.

بعضی از تشبیه‌ها کنایه‌آمیز هستند مثلا «مثل کوه آتشفشان منفجر شد» کنایه از عصبانیت یا «مثل ماهی لیز می‌خورد» اشاره به بدقلق بودن یا فراری بودن دارد.

دایره واژگان خودتان را با مطالعه (به خصوص آثار کهن ادبیات ایران) بالاتر ببرید که بتوانید تشبیه‌ها و شوخی‌های بیشتر و متفاوت تر بسازید. خلاقیت و شوخ طبعی هم که قطعا لازم دارید.

نکته مهم: از آنجایی که من مثل آب چشمه، زلال و بی آلایش و مثل برگ گل، پاک و معصوم هستم شما را علاوه بر رعایت تقوای الهی به این نکته دعوت می‌کنم که سعی کنید تا آنجا که می‌توانید در تشبیه‌های طنزآمیز خودتان، دیگران را مسخره و به آن‌ها توهین نکنید حتی اگر شخصیت‌ها غیرواقعی و فرضی باشند.

این موضوع علاوه بر اینکه شخصیت شما به عنوان یک طنزنویس را زیر سوال می‌برد ممکن است باعث شود که به مخاطبین (به خصوص مخاطبین با فرهنگ و آدم حسابی) آثار شما بر بخورد.

ضمن اینکه اصولا شوخی‌های توهین آمیز و دم دستی، شوخی‌های سطح پایینی هستند و طنزنویس حرفه‌ای باید دنبال شوخی متنوع و سطح بالا باشد.

خلاقیت زیادی نمی‌خواهد اگر بچه فامیل را که از شدت شیطنت از در و دیوار بالا می‌رود، به جای میمون و شامپانزه به «مرد عنکبوت» تشبیه کنید یا به جای اینکه بگویید هرچه توضیح می‌دادم مثل بز به من نگاه می‌کرد، بگویید هرچه به او توضیح می‌دادم مثل ساعت دیواری به من نگاه می‌کرد و «لبخند ژکوند» تحویلم می‌داد.

پایان

سایر مقالات دفتر طنز را بخوانید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید