گزارش یک جلسه تراپی و پکیج تولد دوباره
نویسنده: علی بهاری
زن: سلام خانم دکتر.
مشاور: (در حال تایپ با گوشی) سلام. لطفاً قبل از اینکه بشینید، چند تا نفس عمیق بکشید و توی «فضای امن» کلینیک لنگر بندازید. من فقط این نوتیفیکیشن اپلیکیشن «امروز چقدر با خودت مهربون بودی؟» رو ببندم. خب، بفرمایید، گوش میدم.
زن: راستش خانم دکتر، من و شوهرم تازگیا یه کم به مشکل خوردیم. حس میکنم اصلاً زبون همدیگه رو نمیفهمیم.
مشاور: شوهرتون پارتنر سمیایه؟
زن: فکر میکنم بله. مثلاً دیشب پنج تا اسکرینشات از چتهامون رو دادم هوش مصنوعی تحلیل کنه، گفت ما توی «همترازی مسیرهای انرژی» مشکل داریم. من میگم بریم یه اقامتگاه بومگردی، یوگا کار کنیم، اون میگه بریم همون ویلای شمال جوجه و آبکی بزنیم.
مشاور: (عینکش را درمیآورد) وای … این دیگه یه «سایکوپثِ» وحشتناکه! ایشون یه نارسیسیستِ کنترلگره که داره مرزهای شخصی شما رو بهشدت نقض میکنه. سریع پروسه طلاق رو استارت بزنید.
زن: طلاق؟ آخه ما فقط دو روزه سر این موضوع بحثمون شده.
مشاور: عزیزم، تروما که زمان نمیشناسه! شما الان توی چرخه آزار هستید. باید ایشون رو از همه شبکههای اجتماعی بلاک کنید، برید توی فاز «نو کانتکِت» و جدا بشید. من مُراجع شبیه شما زیاد داشتم؛ الان همهشون طلاق گرفتن، روزی سه بار مدیتیشن میکنن و به نسخه نهایی و بینقص خودشون تبدیل شدن.
زن: آخه من دلم میخواد زندگیمون درست بشه. دوستش دارم.
مشاور: لطفاً با این وابستگی مضطربانهات سطح انرژی مطب منو پایین نیار. رسالت من اینه که تو رو از این تله نجات بدم.
زن: چشم خانم دکتر. رو حرفتون فکر میکنم. فقط فکر میکنید چند جلسه تراپی دیگه باید بیام؟
مشاور: برای پاکسازی این حجم از تروما و شفا دادن کودک درونت، به «پکیج VIP رهایی» نیاز داری که شامل چهلوهشت جلسه تراپی حضوری و بیستودو جلسه تراپی آنلاینه که جمعاً میشه هشتاد جلسه. البته اینترنت من گاهی نوسان داره؛ اون وقتهایی هم که تصویرم فریز میشه یا دوربینم خاموشه، جزو تایم درمانیِ ناخودآگاه حساب میشه.
زن: خیلی ممنون. (از اتاق خارج میشود.)
گزارش یک جلسه تراپی
چند ثانیه بعد، تلفن روی میز مشاور زنگ میخورد.
مشاور: بله، خاله جان؟
منشی: خاله! تایم این مُراجع چقدر شد؟ چقدر روی کارت بکشم؟
مشاور: کلاً دوازده دقیقه حرف زدیم، ولی وسطش دو بار بغض کرد و من باهاش «همدلی فعال» کردم. همون تعرفه کامل چهلوپنج دقیقه رو حساب کن. سه تا دستمال کاغذی هم برداشت که میشه مالیاتِ «برونریزی هیجانی». کلاً بزن دو میلیون و هشتصد. لینک خرید اپلیکیشن آرامشبخش خودمون رو هم حتماً براش بفرست.
منشی: (گوشی را قطع میکند و رو به زن میگوید) عزیزم، خانم دکتر با احتساب تخفیف «مسئولیت اجتماعی» فرمودن برای این جلسه تراپی، سه میلیون و دویست کارت بکشید.
زن: وای، خدا خیرشون بده! خانم دکتر تو توسعه فردی بینظیرند. بیزحمت سه میلیون و پونصد بکشید که من بتونم از همسرم پنج میلیون بکنم.
پایان
بخش «متن طنز» را در دفتر طنز دنبال کنید



