تخفیف گذاری و انواع آن
نویسنده: محمدحسین دهقانی ابیانه
اگر شما فروشنده باشید، جنسی میفروشید. این جنس ممکن است میللنگ خودرو باشد یا حتی سرمدادی! نوع جنس مهم نیست، کاری که برای فروشش انجام میدهید، مهم است. آن کار چیست؟ فروشندگی.
فروشنده در هرکجای جهان که باشد، ممکن است تخفیف بدهد. علتهای مختلفی برای آن میتوان آورد و از شایعترین علل آن، باد کردن جنس روی دست فروشنده است.
میللنگفروشی را تصور کنید که میللنگ یک خودروی مدل قدیمی و پر استهلاک را در انبار دارد. مدت زیادی در انبار مانده است. زنگ زده ولی کسی جواب نداده است؛ هر هر هر، بامزه بود!
فروشنده باید چه کند؟ آگهی چاپ میکند و در آن درج میکند که میللنگ فلان خودرو، فقط و فقط فلان مقدار چوق! (چوق؛ واحد شمارش ارز کشوری فرضی) به نظر شما فروش میرود؟ نمیدانیم. برای ما مهم هم نیست.
تخفیف گذاری و انواع آن
یکی دیگر از علتهای تخفیف زدن روی اجناس، گرانفروشی است. فرض کنید که شما فروشندهای گرانفروش و خدانشناس هستید؛ حالا واقعا ممکن است باشید که خب دیگر فرض نمیخواهد.
یک جنس را با قیمت فلان چوق خریدید. منطقی است که با مقداری سود بفروشید. شما خدانشناس هستید و منطقتان را همراه با شرافت، آب برده است.
چه میکنید؟ شش برابر قیمت خریدتان، روی جنس مذکور قیمت میگذارید. حیوانات فاقد شعور نیز با کتک و ارعاب، از شما خرید نخواهند کرد، چه برسد به آدمیزاد، اشرف مخلوقات خداوند!
باید چارهای بیاندیشید. ابتدا جمعهسیاه یا همان بِلَکفرایدِی را بهانه میکنید و بعد به میزان آدمیتتان تخفیف میزنید. (بیست الی سی درصد، آن هم چون شبیه آدمها هستید). هزاران نفر در صف خرید شما قرار میگیرند. شما راضی، آنها راضی، فاتحه برای پدر مرحوم افراد ناراضی!
نوع دیگر تخفیف زدن نیز مناسبتی است. فرضاً جمعهسیاهی است یا حراج آخر فصل است و شما هم فروشندهاید. فروشنده هم که باخت نمیدهد.
ابتدا قیمت اجناستان را تا میزان دیه پدر مرحومتان بالا میبرید. بعد به میزان سلامت اخلاقیتان، اندکدرصدی تخفیف میزنید. انتهای کار هم مثل مورد قبل؛ شما راضی، خریدار راضی، فاتحه برای پدر مرحوم افراد ناراضی!
در آخر هم معلوم میشود تخفیف زدن و تخفیف دادن در ایران، مثل مقوله رانندگی و آپارتمان هستند. این مقولهها خودشان آمدند ولی متاسفانه فرهنگشان نیامده است. گاهی برخی چیزها را هم برده است.
پایان
بخش «متن طنز» را در دفتر طنز دنبال کنید



