بهار با کاپشن | مهدي فرج‌اللهي

کاش
گره سبزه عيد
گره از ابروانت بازکند
*          
بهار
از همه درختان
بالا مي‌رود
*                        
درخت نا اميد
هيزم بالقوه است
* 
زمستان
تولد شکوفه‌ها را
در خواب مي‌بيند
*
با يک گل
مي‌توان دل بهار را به دست آورد
*
بهار
با کاپشن مي‌آيد
با عرق‌گير مي‌رود
*                
بهار را
درگلدان
پس‌انداز مي‌کنم
*
زندگي را تر و خشک مي‌کنند
آفتاب و باران
*
قلبي که درون سينه دارم
گنجشک‌ترين صبح بهاري است  
*
باران که مي‌آيد
اشک شوق
از گونه‌هاي کوه جاري مي‌شود

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید