شب شعر عاشورایی رندان تشنه لب برگزار شد
شب شعر عاشورایی «رندان تشنه لب» یکشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۴ از ساعت ۱۷ در سالن سوره حوزه هنری واقع در انتهای خیابان سميه، نرسیده به خيابان حافظ، به همت دفتر طنز برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی دفتر طنز حوزه هنری، در اين سوگواره که اجرای آن بر عهده «سیدمحمد ساداتاخوی» بود، شاعران و طنزپردازان تازهترين سرودههای عاشورایی خود را قرائت کردند.
ساداتاخوی در ابتدا با یادی از ابوالفضل زرویی نصرآباد که آغازگر شب شعر عاشورایی رندان تشنه لب بود و شاعرانی که سالها در این محفل به شعرخوانی پرداختند و حالا در جمع ما نیستند، از شاعران خواست هرکدام نور شعر خود را به یکی از درگذشتگان تقدیم کنند.
«حاج علی انسانی»، «محمدرضا سنگری»، «ناصر فیض»، «میلاد عرفانپور»، «سعید بیابانکی»، «امید مهدینژاد»، «مجتبی احمدی»، «عباس احمدی»، «محمدحسین مهدویان»، «علیمحمد مؤدب» و «حسن صفاری» شاعرانی بودند که مخاطبان رندان تشنه لب را با اشعار خود مهمان کردند.
«عباس احمدی» به عنوان اولین مهمان اشعاری را در رثای حضرت سجاد(ع) و حضرت ابوالفضل العباس(ع) خواند. که در بخشی از آن آمده است:
«زندگی بعد از حسین (ع)، آری به دشواری گذشت
زندگی تکرار ماتم بود، تکراری گذشت
در تب عشق برادر سوخت زین العابدین
قسمت این شد: کربلای او به بیماری گذشت
مبدع مرثیه و بنیان گذار روضه اوست
اکثر عمر شریفش در عزاداری گذشت
همنشین داغ بود و دوری و یعقوب وار
روز و شب هایش به اشک و ندبه و زاری گذشت
صحنه های کربلا خواب از دو چشمش می ربود
حضرت سجاد خوابش هم به بیداری گذشت»
پس از آن «سیدحسین صفاری» بود که ثواب این جلسه را به سیامک روشن تقدیم کرد و بحرطویلی درباره حضرت علی اکبر (ع) خواند. بخشی از آن را با هم میخوانیم:
«علیاکبر لیلا، همان آیهی طاها، همان جلوهی پیغمبر خاتم، پسرِ شیر خدا، نورِ دلِ فاطمه مانند هلالی وسطِ دشت به پا خاست و با اذن پدر رفت به میدان. پدر از ذوق نظر کرد به سیمای پسر مات شد و آه برآورد، خدایا! چه شبیه است به پیغمبر خاتم، به آن سرور عالم، به خُلق و خَط و رفتار، به گفتار و به کردار و به افکار و به اطوار، تو گویی که نبی آمده از عرش به پیکار، شده یاد نبی زنده در این آینه رخسار.»
در ادامه «میلاد عرفانپور» اثر خود را به شهید حاجیزاده تقدیم کرد و شعری در مورد حضرت سجاد(ع) خواند.
پس از آن، ویدئویی از «ابوالفضل زرویی نصرآباد» پخش شد که در آن این شاعر و طنزپرداز در یکی از محافل شب شعر عاشورایی رندان تشنهلب قصیده تحت عنوان «دست» را در توصیف حضرت ابوالفضل العباس(ع) میخواند.
پس از آن «امید مهدینژاد» به عنوان چهارمین مهمان حضور پیدا کرد و اشعاری را در وصف کربلا برای مخاطبان خواند.
در ادامه نوبت به «محمدحسین مهدویان» رسید که با دعوت مجری به روی صحنه آمد و ضمن تقدیم اثر خود به شهد سلیمانی، غزلی با موضوع حضرت علی اصغر(ع) خواند. بخشی از آن را با هم میخوانیم:
«میرود رو به سوی قربانگاه، پاره جان مادری دیگر
دارد انگار میشود تکرار، قصه اشک هاجری دیگر
روز ذبح عظیم آمده و کودکی میرود به سوی منا
تا ببوسد گلوی پاکش را لبه تیز خنجری دیگر
«و سلام علیه یوم ولد و سلام علیه یوم یموت»
شده مبعوث بین گهواره، آیه آیه پیمبری دیگر
لب گشود و صدای لبیکش باز تسکین قلب بابا شد
تا بگیرد اجازه میدان، یا علی گفت اکبری دیگر
روی دست پدر که بالا رفت، خطبهای از عطش قرائت کرد
همه دیدند مثل اینکه علی رفته بالای منبری دیگر»
سپس «علیمحمد مودب» پس از آنکه اثر خود را به کودکان غزه تقدیم کرد شعری در رثای حضرت زینب(س) خواند.
در ادامه برنامه نوبت به «محمدرضا سنگری» رسید. این نویسنده و پژوهشگر ضمن آنکه ثواب این جلسه را به شهید غلامعلی رشید تقدیم کرد، نکاتی را در خصوص شعر عاشورایی بیان کرد و گفت: «شعر آیینی امروز ما در اوج قله ادبی قرار دارد اما آفتهایی نظیر تحریف و غلو و… شعر عاشورایی را تهدید میکند که شاعران باید مراقب این نکات باشند.» همچنین از حماسههایی گفت که در طول جنگ تحمیلی دوازده روزه شاهد آن بوده است.
شب شعر عاشورایی رندان تشنه لب
در این قسمت از برنامه ویدیو کلیپی از برنامههای قدیمی رندان تشنه لب در سالهای پیشین پخش شد که در آن مرحوم حسن شعبانی معروف به استاد بانی، شهرام شکیبا و سیدامیر ساداتاخوی اشعار عاشورایی خود را خواندند.
«ناصر فیض» هشتمین مهمان شب شعر رندان تشنهلب بود که ضمن تقدیم اثر خود به شهدای جنگ تحمیلی دوازده روزه، شعری را در رثای حضرت اباعبدالله و شعری با موضوع کربلا خواند که در بخشی از آن آمده:
«گشتهام در تمام دنیا نیست
هیچ جایی شبیه اینجا نیست
دو علی در بهشت مرقد توست
بیجهت کربلا معلّی نیست
هر که امروز دل به عشق تو داد
در دلش آرزوی فردا نیست
شک ندارم که هیچ چشمی را
غیر دیدار تو تمنا نیست
من چه دارم به جز نم اشکی
گر چه با قطره شور دریا نیست»
پس از آن «مجتبی احمدی» و «سعید بیابانکی» به ترتیب نهمین و دهمین مهمان این شب شعر عاشورایی بودند که ضمن تقدیم آثار خود به «سید عباس دعایی» و «ابوالفضل زرویی نصرآباد»، اشعاری را در ثنای حضرت سجاد(ع) و حضرت اباعبداللهالحسین خواندند.
در بخشی از شعر «مجتبی احمدی» آمده است:
«ای دل! سلام کن به «علی»، زادۀ «حسین»
فرزندِ کربلاییِ آزادۀ حسین
میراثدارِ سجده و سجادۀ حسین…
گاهی اگرچه، ای دل! از او یاد کردهایم
کِی اقتدا به حضرتِ سجاد کردهایم؟
سجاد کیست؟ زینتِ یکتاپرستها
نستوه در برابرِ دنیاپرستها
دورند از او تمامِ من و ما پرستها
خود را خدای خویش قلمداد کردهایم
کی اقتدا به حضرتِ سجاد کردهایم؟»
شعر «سعید بیابانکی» به شرح زیر است:
«رود بی تاب مرا یاد تو میاندازد
گل مهتاب مرا یاد تو میاندازد
سرفرازی و تهی دستی و آزاده و مست
سرو شاداب مرا یاد تو میاندازد
از ازل تا به ابد فرصت درویشان است
کاسهای آب مرا یاد تو میاندازد
مستم از دیدن و بوییدن و نوشیدن تو
غزلی ناب مرا یاد تو میاندازد
ای نمازی که قد و قامت ناز تو شکست
عطر محراب مرا یاد تو میاندازد
مینشینم لب این رود و عطش مینوشم
گریه در آب مرا یاد تو میاندازد..»
در پایان این محفل، «حاج علی انسانی» به یاد ابوالفضل زرویی نصرآباد، شعری که با ردیف دست سروده بود را خواند. بخشی از آن را میخوانیم:
«به یاد دست قلم، تا بَرَم به دفتر، دست
به عرض عشق و ارادت، شوم قلم در دست
به طبع گفتم از این دست، دستها بنویس
که دست بهتر از این دست، حق نیاوردهست
بزن درون دوات این قلم به نیّتِ غسل
که با طهارت گویم از آن «مطهّر دست»
ببین ظهور «یَدُ الله فَوقَ اَیدیهِم»
که حیدر است به حق دست و او به حیدر، دست
بریده دستِ اماننامهآوران بادا
که پای دادن جان، داده با برادر، دست
چه غم که زخم ببارد، اُحد شود تکرار؟
که برنداشت دمی حیدر از پیمبر، دست»
حاج علی انسانی در ادامه مرثیهخوانی کرد و در نتیجه مراسم با فضای معنوی و شور حسینی به پایان رسید.
«رندان تشنه لب» از محرم سال ۱۳۸۲ تا کنون هر سال توسط دفتر طنز حوزه هنری برگزار میشود.
ورود برای همه آزاد است و از تمامی علاقهمندان به اهل بيت (ع) و عاشقان سالار شهيدان حضرت امام حسين (ع) دعوت میشود تا در اين محفل شعر عاشورایی شرکت کنند.
پایان



