مهدي فرجاللهي را با کاريکلماتورهايش ميشناسيم. معروفترين کاريکلماتور او «نانوا هم جوش شيرين ميزند، بيچاره فرهاد» بود که از طريق پيامک به دست اغلب ما رسيد. او کتابي هم با همين عنوان منتشر کرد که حاوي کاريکلماتورهايش است. فرجاللهي در ششمين جشنواره طنز مکتوب مقام دوم در بخش مقاله را به خاطر اثر «نوع، سبک، ساخت و شکل کاريکلماتور»کسب کرد. به همين مناسبت با او به گفتگو نشستهايم.
نظرتان درباره آثار برگزيده در جشنواره چه بود؟ رو به رشد بود يا نه؟
در مجموع آثار برگزيده روند رو به رشدي داشت و به نظرم ساکن نبوديم. چراکه سبک کارها و نوع نگاهها متفاوت بود.
به نظرتان عدم حضور برخي طنزپردازاني که قلم توانمندي دارند، به علت اينکه در صورت برگزيده شدن تنها تقدير ميشوند، باعث افت کيفيت جشنواره نميشود؟
طبيعتاً کساني که برنده شدند قلم خوبي داشتند. اما شايد بهتر باشد که اين فرصت هميشه وجود داشته باشد تا کسي که اين توانايي را دارد دوباره اول شود. البته دوستان دفتر طنز براي اينکه نويسندگان جوانتر و تازهکار هم بتوانند کسب مقام داشته باشند اين محدوديت را گذاشتند، اما شايد بتوان آنها را به روش ديگري هم تشويق کرد. اينکه شرکتکنندگان ميبينند افراد ديگري هستند که بهتر از آنها قلم ميزنند، ميتواند عامل محرکي باشد تا آنان نيز نهايت تلاش خود را بکنند و جو رقابتي گرمتر شود. از سوي ديگر کسي که سال گذشته مقام آورده نيز سعي ميکند اثر خوبي ارائه دهد تا از جايگاه خود دفاع کند. ديگران هم بهتبع سعي ميکنند کارهاي بهتري ارائه دهند تا آن جايگاه را از آن خود کنند.
اين رقابتها و جايزه گرفتنها و نگرفتنها چقدر مهم است در تشويق افراد يا نااميد شدنشان از طنزنويسي؟
به نظرم جايزه گرفتن در اين جشنوارهها ميتواند اتفاق مهمي باشد؛ اما ملاک نيست. برگزيده شدن افراد در اين جشنوارهها به اين معنا نيست که حتماً کار او خوب است يا اگر برنده نشد همه کارهاي او بد است! برنده شدن در يک جشنواره به اين معناست که داورهاي آن جشنواره از اين اثري که فرد فرستاده خوششان آمده و به دليل معيارهايي که داشتند او را حائز کسب مقام دانستند. يعني طبق سليقه و نظر داوران جشنواره اين کارها بهتر بوده است. عليرغم اين حرفها برگزاري اين جشنوارهها خوب و برنده شدن در آن مهم است؛ چون باعث محک خوردن توانايي افراد ميشود. يک عده هم جايزه ميگيرند و قرار نيست همه جايزه بگيرند و اگر کسي با جايزه نگرفتن نااميد ميشود بهتر است که اصلاً ننويسد. به نظرم هدف جشنواره شرکت کردن نيست. هدف نوشتن است و جشنواره براي اين است که فرد آثار خود را نشان دهد و از مزاياي مادي و معنوي آن بهره ببرد و ديگران را هم دعوت به خوانش اثر خود کند.
به نظرتان اينکه برگزيدهها بعد از اتمام جشنواره با پيشنهادات کاري در رسانهها مواجه ميشوند و هنوز به بلوغ قلم نرسيده مطالعه را رها ميکنند و در جا ميزنند آسيب جشنواره است؟
اين آسيب جشنواره نيست و اگر اين اتفاق بيافتد آسيب شخصيت فرد برگزيده است. اگر اين قضيه آسيب جشنواره باشد بايد هرگونه مسابقهاي را که منجر به برگزيده شدن يک نفر ميشود، برداريم. اين به خود فرد برميگردد و اميدورم به جايي برسيم که بفهميم چيزي نميفهميم. بشر روي کره خاکي زندگي ميکند که وقتي از بيرون به آن نگاه ميکني ميان کهکشان گم است و از دانستن برخي از ابتداييترين مسائل زندگي خود در همين کره عاجز است چه برسد به کائنات و… منِ نوعي بايد بفهمم که از گهواره تا گور ياد بگيرم و هدف رسيدن نيست، رفتن است. بايد رفت تا رشد کرد. با مطالعه و ديدن و فکر کردن… جشنواره هم يک فرصت خوب است براي تشويق و محک. اينکه تا دو سه نفر از طرف تعريف ميکنند او خودش را گم ميکند تنها در فضاي جشنواره اتفاق نميافتد و در اينترنت و وبلاگ هم اين مسائل را ميبينيم و خيلي جاهاي ديگر.
ليلا باقري ـ دفتر طنز


