اسماعيل اميني با تأکيد بر لزوم تلفيق ذهنيت خلاقانه با ذهنيت علمي گفت: پژوهش در حوزه ادبيات و به ويژه طنز کمک ميکند تا مولف دريابد در خلق حيطه جديد چقدر پا بر شانه بزرگان خود و راه آنها گذاشته و چقدر از راه خود را رفتهاست.
اولين کارگاه آموزش طنز پنجمين جشنواره سراسري طنز مکتوب در آستانه افتتاحيه اين جشنواره ساعت 10 صبح امروز 29 آبان ماه با حضور جمعي از طنز پردازان و علاقمندان در تالار انديشه حوزه هنري و به همت دفتر طنز برگزار شد.
در اين کارگاه اسماعيل اميني شاعر، پژوهشگر و استاد دانشگاه به بررسي مقاله نويسي و روش تحقيق در حوزه طنز پرداخت.
اميني تلفيق ذهنيت طنز پردازانه و ذهنيت علمي و پژوهشي را در حوزه طنز الزامي دانست و گفت: اگر در حوزه طنز کار تحليلي و علمي انجام نشود، خوب و بد، ارجمند و ناارجمند و به عبارت ديگر جنس هاي خلاقانه و جنس هاي تقليدي در حوزه ادبيات از هم تشخيص داده نمي شوند بنابر اين ما نيازمند اين هستيم که آفرينشها،کشفها و خلاقيتهاي هنرمندان را هم بشناسيم و هم بشناسانيم زيرا در روزگاري هستيم که همه يا مدعي ابداع و نوآوري هستند يا تصورشان چنين است.
اين پژوهشگر افزود: کار پژوهشي در حوزه ادبيات و به ويژه طنز کمک ميکند تا ببينيم چقدر از کار ما در بيان ادبي، کشف حيطه جديد بوده و چقدر از آن در تبعيت از گذشتگان است.
وي با اشاره به اين که معمولا شاعران و طنزپردازان از خلق اثر جديد سر ذوق ميآيند و معمولا فکر ميکنند کسي تا به حال چنين اثري خلق نکرده، اظهار داشت: کار پژوهشي هم به مولفان و هم به مخاطبان کمک ميکند تا دريابند چقدر پا بر شانه بزرگان خود و راه آنها گذاشتهاند و چقدر از راه خودشان را رفتهاند.
اسماعيل اميني با تأکيد بر اين که هم با جامعه مولفان و هم با جامعه دانشگاهي در ارتباط است، کار افراد خلاق را بسيار بهتر و با کيفيتتر از افرادي که به طور خاص کار علمي انجام ميدهند دانست و گفت: معمولا مقاله نويسها آميزهاي از علايق خود را در مقاله ميآورند به طور مثال کسي که در زمينه شعر طنز فعاليت ميکند به خاطر داشتن علاقهاي خاص به يک شاعر يا يک نکته ظريف ادبي و طنز، در نوشتن مقاله آميزهاي از علايق خود را به کار ميگيرند در حالي که نويسنده يک مقاله در قدم اول بايد موضوع مقاله و هدف از نوشتن آن را براي خود تعيين کند تا کار علمي و پژوهشياش با علايق او در نياميزد.
مقاله بر مبناي فرضيه نوشته شود نه بر اساس پيش داوري
اميني افزود: در کار پژوهشي بايد ابتدا يک فرضيه داشت و براي رد يا اثبات آن فرضيه به جستجو پرداخت. اين کار يعني فردي که کار پژوهشي ميکند بايد هيچ ذهنيتي درباره آن نداشته باشد و در طول پژوهش درباره آن موضوع جستجو کند. بنابر اين نويسنده يک مقاله نبايد پيش داوري کند و براي آن نتيجه از پيش تعيين شدهاش شواهد جمع کند. البته در کار مطبوعاتي و سياسي ماجرا کاملا برعکس است و بايد يک ايده و داوري مطرح شود و بعد براي اثبات آن دليل و مدرک آورده شود.
اين شاعر با اشاره به قيصر امين پور به عنوان شاعري که هم کار خلاقانه انجام داده و هم کار پژوهشي، تصريح کرد: هيچ کدام از اين دو نوع کار بر ديگري ارجحيت ندارد و همواره مشکل تلفيق اين دو نوع تفکر و ذهنيت براي کساني که از هر دو بُعد برخوردار بوده اند وجود داشته اما آنچه مسلم است، مي توان در دانشگاهها و مراکز آموزشي يک پژوهشگر تربيت کرد در حالي که هيچگاه نميتوان يک فرد خلاق تربيت کرد بلکه فقط ميتوان زمينه را براي خلاقيت آماده کرد.
منابع يک مقاله بايد دست اول و معتبر باشد
اميني در ادامه به بررسي ضعفهاي رايج در مقالات پژوهشي پرداخت و گفت: عدم اعتبار منابع و يا دست دوم بودن آنها از ضعفهايي است که يک مقاله ممکن است داشته باشد. يعني منابع ارجاع داده شده در يک مقاله نبايد بر اساس شنيدهها و گفتهها و يا مطالب مطرح شده در مقالات ديگر باشد بلکه بايد به اصل منبع ارجاع داده شود که به خودي خود قابل اعتبار است.
اين پژوهشگر، دومين ضعف يک مقاله پژوهشي را عدم ساختار دانست و گفت: منظور از ساختار مقاله پژوهشي چيزي غير از ساختار شعر و طنز است. يک شاعر يا يک طنز پرداز دوست دارد مخاطب او هر بار ساختار جديدي را تجربه کند و ذهن مخاطب را به فعاليت بيندازد در حالي که اين تغيير ساختار در حوزه علمي ناپسند است به طوري که هر مقاله هميشه بايد از مقدمه، پيکره و موخره تشکيل شده باشد که پيکره هم به خودي خود بايد طبقه بندي و دسته بندي شده باشد. حال آن که در مقاله هاي زيادي شاهد هستيم که متن مقاله سامان يک مقاله را ندارد و فقط به لحاظ محتوايي يک مقاله است.
زبان علمي و زبان عاطفي در مقالات ادبي در هم آميخته ميشود
اميني در ادامه نداشتن زبان يکدست را از ضعفهاي يک مقاله ذکر کرد و افزود: عدم يک دستي در شعر يعني تلفيق زيان معيار و زيان کهن و زبان ادبي و … که به نظر من در صورت هماهنگي و عدم شکست ممکن است باعث زيبايي شود اما در مقاله نويسي منظور از يکدست نبودن زبان، استفاده از طبقات مختلف زباني نيست بلکه در هم آميختن زبان علمي با زبان عاطفي است.
وي افزود: اين عدم هماهنگي بيشتر در مقالات ادبي ديده مي شود. مثلا در يک مقاله شيمي هيچگاه نمينويسيم «جوشش رويايي اسيد سولفوريک» يا «ترکيب دل انگيز مواد» اما در مقاله ادبي بارها و بارها ديدهايم و به نظرمان هم طبيعي آمده است. اين همان داوري عاطفي است. مثلا «ابيات دل انگيز استاد» که در آن گزاره علمي و عاطفي مخلوط شده است.
در ادامه کارگاه آموزشي مقاله نويسي، اميني با خواندن مقاله اي با عنوان «بررسي عناصر طنزآميز و ذکر پاره اي از نکات روانشناسي» به بررسي ضعف هاي آن به عنوان مصاديق گفته هايش در جلسه پرداخت.
اسماعيل اميني به عنوان آخرين نکته در ملاحظات مقاله نويسي به شکل ظاهري مقاله اشاره کرد و گفت: نوشتن مقاله علمي مقدماتي دارد که به نظر بي اهميت هستند مثل جنس کاغذ، نوع قلم و رنگ آن، اندازه و نوع فونت تايپ و فاصله خط و … اما بايد در نظر داشت که مجموعه جزئيات صورت مقاله بسيار با اهميت هستند و در صورت عدم رعايت اين جزئيات ارزش مقاله حتي اگر از محتواي خوب و غني برخوردار باشد، پايين مي آيد.
وي افزود: مثلا نمي توان براي ارائه يک مقاله طنز از شکلک خنده در اطراف صفحه استفاده کرد چون اين مقاله يک کار علمي و پژوهشي درباره طنز است و نه خود طنز.
در پايان جلسه حاضران پرسش هايي مطرح کردند که اسماعيل اميني به آن ها پاسخ داد.


