در ادبیات اسارت داستان طنز چندانی نداشتیم

در ادبیات اسارت داستان طنز چندانی نداشتیم

در ادبیات اسارت داستان طنز چندانی نداشتیم

آیین رونمایی از رمان طنز «شماره ۸۸۸» که از نخستین رمان‌های دفتر هنر و ادبیات اسارت است، چهارشنبه ۲۶ آذرماه ۱۴۰۴، با حضور داوود امیریان داستان‌نویس و طنزپرداز، تیمور آقامحمدی نویسنده و منتقد و ساسان ناطق مدیر دفتر هنر و ادبیات اسارت در سالن طاهره صفارزاده حوزه‌ هنری برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی دفتر طنز حوزه هنری، حمید بابایی، نویسنده رمان «شماره ۸۸۸» گفت: «ایده این کتاب بر اساس خاطره یکی از آشنایان‌مان شکل گرفت؛ کسی که سال ۱۳۸۸ به خانه ما آمد و گفت اسیر بوده و موفق به فرار شده است. البته من آن موقع حرفش را باور نکردم.»

وی افزود: «اسارت او به دست منافقین بود و قرار بوده به ایران منتقل شود، اما به گفته خودش در آن‌جا بیش از هر جای دیگری اذیت شده بود.»

بابایی در خصوص روند شکل‌گیری گفت: «از سال ۱۳۸۸، زمانی که رمان «قاچ آخر» را نوشتم، تا سال ۱۴۰۱، طرحی در ذهن داشتم که آن را با ساسان ناطق در میان گذاشتم.

ناطق از این طرح استقبال کرد و چند کتاب هم به من معرفی کرد تا با فضای اردوگاهی آشنا شوم. در فضاسازی‌ها تلاش کردم از تاریخ‌های شفاهی استفاده کنم و در نهایت این رمان شکل گرفت.»

نویسنده رمان «شماره ۸۸۸» در ادامه مطرح کرد: «بسیاری از دوستان، من را به‌عنوان فردی منتقد و سخت‌گیر می‌شناسند. من با دو مجموعه همکاری داشتم که این همکاری‌ها بسیار راحت و بی‌دردسر بود و آثارم را آن‌جا نوشتم؛ یکی دفتر ادبیات داستانی و دیگری دفتر اسارت.

در جاهای دیگر معمولاً سخت‌گیری‌های زیادی وجود دارد و گاهی نظراتی داده می‌شود که مسیر رمان را تغییر می‌دهد، اما در این‌جا چنین چالشی نداشتم و شخصاً از نتیجه کار رضایت دارم.»

در ادبیات اسارت داستان طنز چندانی نداشتیم

داوود امیریان، داستان‌نویس و طنزپرداز، با اشاره به دشواری‌های روایت موضوع اسارت گفت: «اسارت به‌خودیِ خود پدیده‌ای وحشتناک و موقعیتی بسیار تلخ و سخت است.

حتی اگر کسی در خانه خودش و به میل خود دو روز بیرون نیاید، شرایطی دشوار و آزاردهنده را تجربه می‌کند؛ چه برسد به این‌که زندانی شود و آن هم در اسارت دشمن، به‌ویژه نیروهای عراقی که عملاً اعتقادی به کنوانسیون ژنو نداشتند. متأسفانه دولتمردان ما نیز هیچ‌گاه موضع‌گیری جدی و قاطعی علیه این رفتارها نداشتند.»

امیریان با اشاره به تجربه شخصی خود از خواندن آثار طنز در حوزه اسارت افزود: «نخستین‌بار خاطرات طنزآمیز احمد یوسف‌زاده را خواندم و این شیوه روایت برایم بسیار جذاب بود.

این‌که بتوان یک موقعیت به‌شدت سخت را با زبان طنز روایت کرد، کاری بسیار ارزشمند است و به‌نظرم حمید بابایی در این کتاب در این زمینه موفق عمل کرده است.»

وی درباره ساختار روایت رمان گفت: «داستان با پایان آغاز می‌شود؛ جایی که فردی از اردوگاه فرار کرده اما دوباره اسیر شده و این‌بار به دست نیروهای ایرانی افتاده است. این شروع، کشش خوبی برای ادامه روایت ایجاد می‌کند.»

این نویسنده و طنزپرداز با تأکید بر جای خالی طنز در ادبیات اسارت تصریح کرد: «ما در ادبیات اسارت، داستان طنز چندانی نداشتیم و به‌نوعی اولین رمان طنز در این حوزه را ساسان ناطق نوشته است.

این اثر کاری جذاب و شیرین است و من آن را با لذت خواندم. من روضه‌خوانی هستم که با روضه دیگران گریه نمی‌کنم، اما با وجود این‌که خودم طنزنویس هستم، این کتاب توانست به‌خوبی مرا بخنداند.»

امیریان در ادامه با توصیه به خواندن این کتاب گفت: «شماره ۸۸۸ کتابی پرماجرا و ماجرامحور است و خواندن آن را به‌ویژه به نوجوانان توصیه می‌کنم. مخاطب در حین خواندن خسته نمی‌شود و وقتش به بطالت نمی‌گذرد؛ این را با اطمینان می‌گویم.»

وی همچنین به موضوع فرار در دوران اسارت اشاره کرد و توضیح داد: «در تاریخ اسارت، تنها دو مورد فرار موفق ثبت شده است. مرحوم ابوترابی، فرار را حرام اعلام کرده بود و می‌گفت ما این‌جا یعنی در اسارت در باتلاق هستیم اما زنده‌ایم.

کسی که بخواهد فرار کند، باید دستش را روی شانه دوستانش بگذارد و آن‌ها را به پایین باتلاق برساند. بعد از فرار، عراقی‌ها کسانی را که در اردوگاه مانده بودند، به‌شدت اذیت می‌کردند.»

امیریان در پایان، نقدی هم به جنبه‌های ظاهری کتاب داشت و گفت: «به‌نظر من نام کتاب چندان مناسب نیست و طرح جلد هم جذابیت لازم را ندارد و حتی دافعه ایجاد می‌کند.

فکر می‌کنم شما هم حق را به من می‌دهید که نه عنوان و نه جلد کتاب، با حال‌وهوای طنز اثر هم‌خوانی کافی ندارد.»

محسن مومنی‌شریف، نویسنده و پژوهشگر حوزه ادبیات و فرهنگ انقلاب اسلامی در پایان این جلسه گفت: «سال گذشته در کربلا با آقای بابایی آشنا شدم و انصافاً آثار قبلی ایشان را خوانده‌ام که بسیار خواندنی است و نثر و زبان ویژه خودشان را دارد.»

پایان

اخبار برنامه‌های دیگر دفتر طنز را دنبال کنید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید