کتاب اتحادیه ابلهان و پایانی مشعشع برای یک رمان طنز
نویسنده: سمیه رستمی
بیشتر نویسندههای بزرگ و کلهگنده جهان در انجام چند کار مشترک هستند. مثلاً خودکشی و یا معرفی یک لیست صدتایی کتاب به دوستدارانشان.
البته قبلش باید چندتایی داستان و رمان نوشته باشند و آنقدر جملات بیسروته که ادای جملات پر مغز را درمیآورد، تویش چپانده باشند که مخاطب گریپاچش بپاچد و سریع آن جمله را با ماگ قهوه و شعله لرزان شمعی نیمسوخته استوری کند.
بنده هم قصد دارم همه این کارهای نویسندههای بزرگ را انجام بدهم. مخصوصاً آن لیست صدتایی معرفی کتاب.
میخواهم به غیر از معرفی کتابهای نویسندگانی که آثار بنده را معرفی کردهاند؛ کتاب طنز «اتحادیه ابلهان» نوشته ژان کندی تول، نویسنده آمریکایی را بگذارم اول و آخر لیست معرفی کتابم.
این دو بار ذکرشدن کتاب نه به این جهت که رمان را نویسنده شهیری نوشته و از میان هزاران آثارش این یکی دیگر خیلی گاد شده و حتی نه از این باب که مطابق نظرسنجی تایم از نویسندگان آمریکایی در ۲۰۰۵ این کتاب یکی از برترینهای ادبیات آمریکا در ۲۵ سال اخیر بوده و جایزه پولیتزر ادبی را از آن خود کرده.
همچنین نه حتی بهخاطر فضاسازی و شخصیتسازی بینظیر نویسنده، خصوصاً قهرمان داستان، «ایگنیشس جی رایلی» که مرد جوان چاق با سبیلهای چرب، کلاه مسخره سبز، تنبل و منزوی، متخصص قرونوسطا، غول مرحله آخر توهم دانایی است.
همیشه از همه چیز شکایت دارد و بیشتر وقتش صرف تنظیم دادخواست علیه جامعه و قرن حاضر است و درعینحال چنان دوستداشتنی است که مخاطب علیرغم استشمام همیشگی بوی نامطبوع بادگلوی ایگنیشس در لابهلای کتاب، همراهش میشود و صدالبته همذاتپنداری نمیکند، چون بیاندازه انسان بیملاحظهای است.
به تعبیر بسیاری از مخاطبان او اولیور هاردی دیوانهای است یا حتی دنکیشوتی چاق و یا هولدن فیلدی دیگر.
مطلقاً فکر نکنید که دو بار معرفی این کتاب در لیست صدتاییام؛ بهخاطر روحیه استکبارستیزی و ضد امپریالیستیام است. چرا که کتاب نقد طنزآمیزی است به آمریکای مدرن و صنعت هالیوود و مصرفگرایی و…در جامعه آمریکا. یا حتی اینکه چون داستان در دهه شصت میلادی رخ میدهد و بنده هم یک دهه شصتی محسوب میشوم.
بلکه کتاب را دو بار معرفی میکنم؛ چون نویسنده سیسالهاش پس از نوشتن این رمان نسخه ماشیننویسی شدهاش را بارها به انتشارات مختلف برده؛ اما خوب انتشاراتیهای آمریکا، مثل انتشاراتیهایی ایران نیستند که فقط به ارزش اثر توجه کنند.
کتاب باید برایشان بفروش باشد و کتابی که توصیه استاد و رفیق و دوست و پارتی پشتش نباشد فروش نخواهد رفت که طبیعی هم هست؛ چون در آمریکا پول حکمرانی میکند. یعنی آمریکا! آمریکا! تف به فرهنگ تو.
البته کندی تول مأیوس نمیشود. او هنوز هم راههای زیادی برای مشهورشدن دارد. پس با تأسی از نویسندگان بزرگی مثل؛ ویرجینیا ولف، ریچارد براتیگان، ارنست همینگوی و رومن گاری قدم بعدی را برمیدارد.
یک سال بعد درحالیکه با خودش زمزمه میکرده: «عِزی! عِزی! کامینگ دِ بالینم!» عزرائیل را فرامیخواند و فرتی خودش را با دود اگزوز ماشینش خفه میکند. چه صحنهای رمانتیکی؟! ماشینها علیه بشریت! یک پایانبندی عالی برای رمان ژانر کمدی اتحادیه ابلهان با شرکت ناشران آمریکایی.
هرچند خبرنگار نیویورکتایمز گفته باشد: «اتحادیه ابلهان در حقیقت آن ناشرانی بودند که با نپذیرفتن، کتاب ما را از مجموعه آثار یکی از نوابغ ادبیات محروم کردند» لابد ناشران آمریکایی کتابهای او را هم رد کرده بودند.
۱۲ سال بعد از مرگ تول، یعنی سال ۱۹۸۰میلادی، مادرش با ممارست فراوان توانست رمان اتحادیه ابلهان را در انتشارات دانشگاه لوییزیانا منتشر کند. کلاً مادر وی بسیار اهل ممارست بود. حتی در جروبحث کُشنده با پسرش تول، درست مثل جروبحثهای ایگنیشس، قهرمان کتاب و مادرش.
آخرین ممارست این مادر در جروبحث، ساعاتی قبل از مرگ خودخواسته تول بود. یعنی این مادر تا دم آخر برای موفقیت پسرش تلاش کرد.
کتاب اتحادیه ابلهان را دو بار در لیست معرفی میگذارم. بهخاطر جمله معروفش که استوری کردنش حتی با یک استکان کمرباریک چای و نبات هم حسابی ویو میخورد: «وقتی نابغهای حقیقی در دنیا پیدا میشود، میتوانید او را از این نشانه بشناسید؛ تمام ابلهان علیهش متحد میشوند.» یعنی بعدازاین استوری هیچکسی از دوروبریهای آدم دیگر جرئت مخالفت ندارد و میشود با استوری این جمله، خود را نابغه جا زد.
لطفاً برای شادی روح مرحوم مغفور، خلدآشیان، جنتمکان، جوان ناکام «ژان کندی اول» یک دقیقه توی دلتان پیس، پیس کنید.
این کتاب را میتوانید از این لینک تهیه کنید.
پایان
برای مطالعه معرفی سایر کتابها اینجا کلیک کنید.



