آرایه تشخیص و جانبخشی و جادوی آدم حساب کردن اشیا
نویسنده: سمیه رستمی
انساننمایی، انسانگونگی، انسانپنداری -و اگر دچار خودخداپنداری نمیشوید،«جانبخشی»- همگی نامهای صنعت وزین و شریف «تشخیص» در ادبیات هستند.
این آرایه در متنتان میترکاند؛ مثل دوغ گازداری که حسابی تکانش داده باشید! (آرایه و صنعت هم یک معنا دارند، پس دل بدهید به جان کلام).
مکانیسم آرایه تشخیص اینطوری است که شما شیء یا حیوان را داخل آدم حساب میکنید و رفتارهایی را به آنها نسبت میدهید که معمولاً مخصوص انسان است. خدا شاهد است این ترفند در همه زمینههای ادبیات جواب میدهد، مخصوصاً در طنز و هجو.
عنصر خیال در صنعت تشخیص نقش اصلی را دارد. کشف رابطهای که با تشبیه و تشخیص اتفاق میافتد، منجر به غافلگیری مخاطب میشود.
تلاش ذهنی مخاطب برای کشف رابطهای که توسط نویسنده پنهان شده، وی را در خلق اثر شریک میکند و پمپاژ انواع هورمونهای حالِشنگولکُن را در پی دارد!
از نمونههای موفق استفاده از این صنعت، میتوان به گفتگوی «سیر و پیاز» اثر سرکار خانم پروین اعتصامی، یا کتاب «کلیله و دمنه» اشاره کرد؛ باقیاش را هم دیگر خودتان پیدا کنید.
آرایه تشخیص
از آنجا که زیرساخت این آرایه «تشبیه» است (امید داریم تشبیه معرف حضورتان باشد؛ اگر نیست که دیگر دل ندهید به جان کلام و بروید سراغ بازی آمیرزا!)، بعضی ادیبان میگویند آرایه تشخیص، مستقل نیست و همان «استعاره مکنیه» است که با حذف مشبهبه و اینهمانی ساخته میشود. در واقع از وقتی بهش گفتیم «تشخیص» و بهش شخصیت دادیم، هوابَرَش داشته است!
از همینجا اعلام میکنیم خوبیت ندارد ادیبان اینجوری با هم اختلاف داشته باشند؛ صلوات بفرستند و غائله را ختم کنند. شما هم به جای ناخن به هم ساییدن و فوت کردن به آتش جنگِ ادیبجماعت، دل بدهید به جان کلام!
ساخت شوخی با استفاده از این صنعت مشروط به یک چیز است:
رفتار و کردار انسانی که به شیء یا حیوان نسبت میدهید، باید کاملاً منطبق بر واقعیت و حقیقتِ آن شیء یا حیوان باشد. اگرچه تلاش میکنیم نگاهی نو و خلاقانه داشته باشیم، اما نباید از چارچوب مشخصات طبیعی آنها خارج شد. مثلاً اگر قرار است با «جاروبرقی»شوخی کنید، رفتار انسانیِ او باید از جنس بلعیدن، شکمو بودن یا عصبانیت و فریاد کشیدن (صدای موتور) باشد، نه اینکه مثلاً مثل رادیو آواز بخواند!
و یا مثلاً اسب که پرنده نیست تا بخواهید با پروازش، مشکلات ترافیک هوایی را نقد کنید! در نهایت، شما باید بتوانید از گفتگوی چهارپایان، شوخیهایی در جهت نقد حملونقل عمومی یا کیفیت پایین خودروها بسازید.
اصرار نکنید که اسب پرنده دیدهاید؛ ساقیتان را عوض کنید و دل بدهید به جان کلام!
پایان
سایر مقالات دفتر طنز را بخوانید



