آدم های عوضی و یک دنیا آدمِ بی جای بیجا

آدم های عوضی و یک دنیا آدم بی جای بیجا

آدم های عوضی و یک دنیا آدم بی جای بیجا

نویسنده: علیرضا عبدی

پوریا عالمی (متولد اسفند ۱۳۶۱ در تهران) یکی از شناخته‌شده‌ترین طنزنویسان و روزنامه‌نگاران نسل خود است. کسی که از سال ۷۸ فعالیت مطبوعاتی‌اش را با روزنامه‌های نوروز و همشهری و مجله گل‌آقا آغاز کرد و با ستون‌هایی چون «کاناپه‌چی»، «آسانسورچی» و «نشر اکاذیب»، مخاطبان ثابتی را برای خود دست و پا کرد.

علاقه عالمی به طنز در همان سال‌های اولیه، یعنی نوجوانی‌اش، کلید خورد؛ آن‌قدر که در ۱۷ سالگی کارش را با یادداشت‌نویسی در مجلهٔ گل‌آقا شروع کرد.

جالب‌تر این‌که کاتیا فولمر، پژوهشگر آلمانی طنز ایران، در کتابش از او در کنار نام‌های بزرگی مثل کیومرث صابری فومنی و عمران صلاحی به‌عنوان یکی از طنزنویسان شناخته‌شده ایران نام می‌برد.

هرچند در کارنامه پربار او طنز حرف اول را می‌زند، اما مجموعه داستان «پنجره زودتر می‌میرد» نامزد دریافت جایزه معتبر هوشنگ گلشیری و جایزه رمان متفاوت واو شد.

«آدم های عوضی»؛ جابه‌جایی درون‌مایه‌ها

کتاب «آدم های عوضی» شامل هشت داستان کوتاه است که در سال ۱۳۹۳ توسط نشر مروارید روانه بازار شد. با این حال، عالمی خودش صراحتاً اعلام کرده که این کتاب برخلاف بیشتر کارهای طنزش «اثری جدی» است. همین حرف کلید درک اثر است: عالمی اینجا قرار نیست بخنداند.

اما عنوان انتخابی‌اش -«آدم‌های عوضی»- آن‌قدر دوپهلو و جذاب است که دست کم گرفتنش ساده است. «عوضی» به چه معناست؟ نکتهٔ محوری این است: «آدم‌های این قصه‌ها همه عوضی هستند یعنی سرجای خودشان قرار ندارند و باید جای دیگری می‌بودند که دیگر نیستند.».

یعنی «آدم‌های عوضی» در این روایت، نه به معنی «آدم‌های بدجنس» که در مفهوم «آدم‌های بی‌جا» و «جابه‌جا شده» هستند. در واقع شخصیت‌ها همه از مسیری که قرار بوده منحرف شده‌اند.

عالمی درباره این کتاب توضیح داده که اکثر داستان‌های آن را طی ۵ تا ۶ سال نوشته و کتاب دو سال در وزارت ارشاد معطل مانده تا مجوز انتشار گرفت.

کتاب آدم های عوضی

نویسنده: پوریا عالمی
انتشارات: نشر مروارید
نوبت چاپ: سوم
صفحات: ۱۰۴
قطع: رقعی

الف: «جشن لیلا»، از زبان یک پسرِ همسایه

کتاب با داستان «جشن لیلا» آغاز می‌شود. داستان از زبان یک پسر نوجوان روایت می‌شود که در مهمانی تولد همسایه‌شان، دختری به نام لیلا، شرکت کرده است.

راوی نگاهی ساده و بی‌پیرایه به اطراف دارد؛ از رنگ صورتی دیوارها گرفته تا جوراب‌های تورتوری لیلا. اما کمِ کم همین نگاه ساده به فضاهایی می‌رود که جای خالی بزرگ‌ترها در آن حس می‌شود.

دعوایی سر مرغ، شلوغی خانه و… در نهایت راوی در لحظاتی کوتاه از این فضای به ظاهر ساده به واقعیتی می‌رسد که نمی‌تواند آن را هضم کند.

ب: پیچ‌گوشتی، آدم‌هایی که تویش گیر می‌کنیم

در داستان «پیچ گوشتی»، با راوی‌ مواجهیم که از حادثه‌ای تلخ عبور کرده، اما انگار همه‌چیز از یادش‌رفته. او پس از مدتی به اتاقی برمی‌گردد و با دیالوگ‌هایی کوتاه و بریده بریده، ناخودآگاه به سمت یک پیچ‌گوشتی می‌رود تا با آن کاری انجام دهد. این داستان، دقیقاً در اوج، سکوت می‌کند و مخاطب را با سوال‌های بی‌پاسخ رها می‌کند.

۱. طنز واژگونه‌ی حسرت: منتقدان و خوانندگان در این کتاب سراغ طنز می‌روند، اما به چیزی شبیه شکستن استخوان‌های کمدی می‌رسند. عالمی چنان ماهرانه فضاهای عادی را به مخمصه بدل می‌کند و پس‌زمینه‌ای از فقدان بر روایت می‌نشاند که لبخند خواننده، بیش از آنکه ناشی از شوخی باشد، از بهت و حیرت است.

۲. روایت‌های مینیاتوری، گاهی با پایانی باز: شیوه روایت کتاب از جنس نگاه از دریچه کوچک و بزرگ کردن جزئیات است. چنان که در «جشن لیلا» از بالای لپه‌های یک دختر، به در بسته‌ای ختم می‌شود. این مینیاتورنویسی در آثار فارسی، مهارتی ست که همه از پس آن برنمی‌آیند.

۳. «فرار» از تصنع، پناه بردن به سادگی: در ادبیات ضدجنگ و حتی داستان‌های اجتماعی، یکی از بزرگ‌ترین مشکلات «ساختگی شدن روایت» است. عالمی در «آدم های عوضی» با نثری ساده و نزدیک به زبان عامیانه، از این آسیب فرار کرده است.

گاهی حتی خواننده احساس می‌کند زاویهٔ دید و فضاسازی‌ها بیش‌بها و بدون زرق و برق به هدفشان می‌رسند.

نقاط ضعف: از تله‌ی «ناتمامی» تا فقدان درام اصلی

۱. خلأ پیرنگ درهم‌تنیده و گره‌گشایی: بزرگ‌ترین نقطه‌ضعف کتاب، نبود یک درام کلاسیک و گره‌افکنی مشخص در هشت داستان مختلف است. به‌ویژه که پایانی‌بندی‌های باز و سربسته برای مخاطبی که خواهان مواجهه با «اتفاق» است، خسته‌کننده یا ناقص به نظر می‌رسد.

۲. شخصیت‌پردازی سطحی در برخی داستان‌ها: نه به این معنا که عمق ندارند، بلکه به این معنا که در داستان‌هایی مثل «بعد از مرگ فاطی» به یک‌باره شاهد حضور شخصیت‌های زیادی هستیم که ناگهان جای خالی‌شان در روایت حس می‌شود و به‌سادگی رها می‌شوند.

۳. نبود لحن ثابت: «آدم‌های عوضی» عملاً از هشت جهان روایی مجزا تشکیل شده. گاهی راوی اول شخص (بچه)، گاهی سوم شخص است. این عدم ثبات می‌تواند برای برخی خوانندگان آزاردهنده باشد.

شاید اگر کتاب به جای هشت داستان جداگانه، سه یا چهار داستان بلندتر داشت، ساختار منسجم‌تری پیدا می‌کرد. یکی از خوانندگان طاقچه، امتیاز ۳.۵ از ۵ را به کتاب داده و نثر «روان و خوب» را ستوده اما هیچ اشاره‌ای به ساخته شدن یک «دنیای یکپارچه» نکرده است.

آدم های عوضی؛ آدم‌های پشت‌ورو!

«آدم های عوضی» برای مخاطبی جذاب است که از آثار رئالیسم جادویی و با فرم‌شکنی لذت می‌برد. عالمی اثری نوشته که نه از سر تفنن، بلکه از روی تعهد و شاید خاطره، قلم خورده است.

عمده‌ی دردهای کتاب دردهایی‌ است که سر جای خودشان نیستند: آدم‌ها از مسیر اصلی زندگی منحرف می‌شوند، در موقعیت‌هایی گیر می‌کنند که شبیه‌شان را کمتر دیده‌ایم. در واقع این «جابه‌جایی» و «بی‌جایی» را در تمام داستان‌هایش می‌توان دید:

· در «جشن لیلا»: راوی پسر بچه‌ای است در موقعیتی که نباید باشد.

· در «رفته بودیم تا خط مقدم»: آدم‌ها در جبهه‌اند اما انگار جایشان آنجا نیست.

· در «پیچ گوشتی»: شخصیت به شیئی چنگ زده که مال خودش هم نیست.

اگر خسته از کلیشه‌های رایج داستان‌های ایرانی و روایت‌های مستقیم و خطی هستید، «آدم‌های عوضی» شما را به جهان کج و معوج و غریب آدم‌هایی می‌برد که مدام دارند «جای خالی خودشان» را در زندگی پیدا می‌کنند.

پایان

بخش نقد و بررسی «کتاب» دفتر طنز را دنبال کنید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید