آتش بس و روش های خاموش کردن آتش طرفداران پهلوی

آتش بس و روش های خاموش کردن آتش طرفداران پهلوی

آتش بس و روش های خاموش کردن آتش طرفداران پهلوی

نویسنده: سیدمحمدجواد کیش‌بافان

خبر کوتاه بود و جانکاه! البته نه برای ما؛ برای کسانی‌که بی‌وطنی‌شان خودشان را اذیت نمی‌کند، ولی پدر کل دنیا را درآورده است.

دونالد ترامپ برای اینکه هر طوری که هست به این جنگ پایان بدهد، مجبور شد شروط ایران را حتی به صورت ظاهری بپذیرد تا بیشتر از این قسمت‌هایی از بدنش نسوزد.

اما این پذیرش آتش بس، آتش را از قسمت‌های میانی بدن ترامپ به قسمت‌های میانی طرفداران رضا پهلوی که حدود چهار پنج هزار نفر هستند، منتقل کرد.

طرفدارانی که به چند دسته تقسیم می‌شوند و هرکدام واکنش متفاوتی برای خاموش کردن آتش درونی خود داشتند.

آتش بس و روش های خاموش کردن آتش طرفداران پهلوی

دسته اول کسانی هستند که شعارشان «قر تو کمرم فراوونه، نمیدونم کجا بریزم؛ همینجا همینجا» هست. این دسته موجودات نادری هستند؛ همانطور که از شعارشان مشخص است مهم نیست در کجای دنیا چه اتفاقی افتاده و دلیلش چی بوده؛ آن اتفاق را پیدا می‌کنند و به خاطرش می‌رقصند.

حالا می‌خواهد خبر فوت برادرشان باشد که به شدت از شنیدنش ناراحت‌اند یا خبر آزاد شدن رانندگی زنان در عربستان که از آن خوشحال‌اند!

این‌ها که در واکنش به خبر حمله به ایران هم قاعدتا کاری جز رقصیدن انجام ندادند، بعد از آتش بس مجبور می‌شوند این تخصصشان را در جایی که مشتری و تماشاگر بیشتری دارد ارائه دهند.

دسته دوم افرادی هستند که همیشه مرغ همسایه برای آن‌ها غاز است! متداول‌ترین گونه از بی‌وطنان همین دسته هستند.

این دسته بعد از آتش بس برای فروکش کردن آتش درونشان به دکتر مراجعه می‌کنند تا پماد سوختگی تجویز کنند اما متوجه می‌شوند که باید شش ماه و دو هفته و سه روز و دوازده ساعت در نوبت دکتر بمانند!

در حالی که از این نظم و برنامه دکترهای کشوری که در آن هستند کف و خون بالا می‌آورند یک نامه به ددی می‌زنند تا برایشان از ایران پماد سوختگی و جهت احتیاط داروی ضد سرطان پاکلینب محصول شرکت دانش بنیان نانوداروی پژوهان پردیس بفرستد تا هفته بعد به دستشان برسد.

البته متاسفانه پماد سوختگی که از ایران به دستشان می‌رسد بر روی آن‌ها اثر عکس دارد و بهتر بود تا همان شش ماه بعد صبر می‌کردند.

دسته سوم کسانی هستند که طبیعت بدنشان با سایر انسان‌ها فرق دارد. مثلا ممکن است مرد باشند و زایمان کنند! دلیل زایمان این افراد در ایران، ارسال پول و پماد سوختگی به پسرشان در کانادا بود.

در حالی که در سال یا ده تا فیلم و سریال بازی می‌کردند که توسط نهادهای حکومتی تهیه شده بود یا در تیم‌هایی فوتبال بازی می‌کردند که به شیر دولت وصل بودند. حال الان که نه مشغول بازی در فیلم هستند و نه در فوتبال حتما باید زایمان دردناکی داشته باشند!

اگرچه خودشان نیز برای پول درآوردن به راه‌های جایگزین رو آوردند و تصمیم گرفتند اکانت‌های مجازی‌شان را اجاره دهند؛ بالاخره حالا که زمین خوردند باید سینه خیز بروند اگرنه کسی بابت همان کارهای قبلی بهشان پول نمی‌دهند. این دسته از افراد از نژاد فرخ هستند.

دسته چهارم کسانی هستند که شعار می‌دهند آریایی هستند عرب نمی‌پرستند. دلیل اینکه عرب نمی‌پرستند این است که آمریکا می‌پرستند اگرنه عرب را به عنوان پیامبر قبول دارند! خصوصا اگر از نوع عربستانش باشد.

این که طرفدار حمله به کشورشان هستند به این معنا نیست که آریایی یا وطن دوست نیستند بلکه فقط دلیلش این است که بین خدایی که می‌پرستند و وطن، خدا را انتخاب کردند!

این دسته نمونه تشدید شده دسته دوم هستند و احتمالا بعد از آتش بس چون از خدایشان ناامید شدند از درخت پیامبرانشان یعنی عربستان، امارات و … بالا بروند.

دسته آخر کسانی هستند که برخلاف دسته‌های قبلی اندکی فرهیختگی دارند و اهل فرهنگ و ورزش هستند. به عنوان مثال سان می‌بینند و با آمادگی بالا ژیمناستیک کار می‌کنند!

البته این دسته فقط شامل یک نفر می‌شود. از آنجایی که وقت گذاشتن برای کارهای فرهنگی و ورزشی زمان زیادی از آن‌ها می‌گیرد دیگر به کار کردن نمی‌رسد و مجبور هستند از مامی پول بگیرند.

آن‌ها همچنین علاقه زیادی دارند فرهیختگی خود را به دیگران منتقل کنند؛ به همین دلیل اهل سخنرانی هم هستند چه برای پنج نفر په پنجاه نفر. البته بیشتر همان حالت پنج نفر پیش می‌آید؛ اما پنج نفر مهم، پنج نفر خیلی خیلی مهم. بالاخره کسانی که به انباری پشت پارلمان سوئد رفت و آمد دارند و ارزش این گروه را درک کردند مهم هستند؛ خیلی مهم‌تر از خود اعضای پارلمان!

علاقه آن‌ها به سخنرانی و انتقال دانش باعث می‌شود برخی مواقع یعنی صد درصد کلاغ سیاه را رنگ کنند و جای قناری به آن‌ها بفروشند ولی این موضوع باعث نمی‌شود امیدشان را از دست بدهند چون آن‌ها خود شاه پندار هستند و هیچ هنر دیگری غیر از آن ندارند.

افراد این گروه از آتش بس بیشترین سود را می‌برند چون در زمان جنگ مجبور بودند به دیدار این رئیس جمهور و آن نخست وزیر بروند و پیام تسلیت برای سربازان بفرستند؛ اما حالا با خیال راحت می‌توانند مشغول تماشای سان و اجرای حرکات نمایشی ژیمناستیک شوند و دیگر کسی هم سرشان کلاه نمی‌گذارد و کلاغ را به اسم طوطی بهشان قالب کند.

پایان

بخش «متن طنز» را در دفتر طنز دنبال کنید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید