تاریخ کرموی جهان و اشاره طنزآمیز به استعمار
نویسنده: علیرضا عبدی
«تاریخ کرموی جهان» یک کتاب طنز نوشته فرزانه صنیعی است که انتشارات میخ آن را در بهار ۱۴۰۴ منتشر کرده است. این کتاب در مدت کوتاهی به چاپهای بعدی رسیده است.
عنوان کتاب اشارهای طنزآمیز به «کرمریختن» کشورهای استعمارگر در نقاط مختلف جهان دارد؛ یعنی همان جنایتهایی که پشت عبارتهای فریبندهای مثل «تمدنسازی» و «پیشرفت» پنهان شدهاند.
زورگیر محله بهتر از زورگیر جهانی!
ناشر در معرفی کتاب، سوالی کلیدی و تاملبرانگیز مطرح کرده است که روح حاکم بر کتاب را بهخوبی نشان میدهد: «هیچوقت پیش نیامده بگوییم «کاش ما جای آن خفتگیر سر گردنه بودیم». ما حتی به اختلاسگرهای شیک میلیاردی هم حسودیمان نمیشود. اما فراوان پیش آمده که گفتهایم: خوش به حال اروپاییها! ببین مردمشان در چه رفاهی زندگی میکنند!»
نتیجهگیری نویسنده یک طنز تلخ و گزنده است: زورگیران محلهها از زورگیران جهانی شرافت بیشتری دارند! چون دزدی آنها حداقل با اسم تمدنسازی و حقوقبشر پنهان نمیشود.
روایت جنایتهای پشت پیشرفت
کتاب مجموعهای از روایتهای طنز تلخ است که به سراغ تاریکترین گوشههای تاریخ استعمار رفته است. صنیعی با استفاده از لحن طعنهآمیز و مقایسههای اغراقآمیز، تصویر رسمی و محترمانه قدرتهای غربی را زیر سوال میبرد.
در این کتاب با ماجراهایی از آمریکا، کانادا، بلژیک، فرانسه، هلند و پرتغال روبهرو میشویم که هرکدام یک «کرم» در تاریخ جهان هستند: کشتار زانوی زخمی و مدارس شبانهروزی بومیان در کانادا، رژیم وحشیانه بلژیک در کنگو، آزمایشهای پزشکی سیفلیس در گواتمالا، آزمایشهای هستهای فرانسه در الجزایر، باغوحشهای انسانی و ماجرای اوتا بنگا، نقش نیروهای حافظ صلح در سربرنیتسا و حتی حضور ایران در جنگ ویتنام و قحطی بزرگ ایران.
نویسنده تلاش کرده با تکیه بر مثالهای مشخص و روایتهای جزئی، چهره پشتپرده قدرتهای مدرن را نشان دهد و یادآوری کند که پشت تصویر کشورهای متمدن، چه تجربههایی برای ملتهای دیگر رقم خورده است.
کتاب تاریخ کرموی جهان
نویسنده: فرزانه صنیعی
ناشر: میخ
سال انتشار: 1404
تعداد صفحه: 168
طنزی از جنس «جنایت واقعی با لبخند»!
طنز در این کتاب از جنس طنز تلخ تاریخی است؛ یعنی روایت جنایتهای واقعی با زبانی شوخ و طعنهآمیز. نویسنده بهجای مرثیهخوانی، با کنایه و اغراق، مخاطب را به فکر فرو میبرد و نشان میدهد که چطور «قتلعام، بردهداری و قحطی» پشت واژههایی مثل «توسعه»، «صلح» و «حقوقبشر» پنهان شدهاند.
یک نمونه عینی از این طنز، روایت لئوپولد دوم، پادشاه بلژیک است. نویسنده با لحنی شوخ، از «شرمندگی» پادشاه بلژیک در برابر همسایههایش میگوید که هرکدام یک مستعمره آفریقایی داشتند و او بیعرضه مانده بود!
این روایت طنزآمیز، زمینهساز ورود به وحشیانهترین جنایتهای تاریخ استعمار در کنگو میشود؛ جایی که لئوپولد دوم، برای جبران این «شرمندگی»، کنگو را به حراج گذاشت و میلیونها انسان را به کشتن داد.
نقاط قوت؛ کتابی که با طنز، آگاهی میبخشد!
۱. موضوع جسورانه و کمترشنیدهشده: پرداختن به جنایتهای پشتپرده قدرتهای غربی با زبانی طنز، ایدهای تازه و جسورانه در ادبیات ایران است.
۲. تاکید بر مستندات: نویسنده تاکید کرده که «تمام مطالب این کتاب واقعی هستند و بسیاری از آنها در منابع اروپایی ثبت شدهاند». این یعنی کتاب صرفا یک بیانیه سیاسی نیست، بلکه بر اساس اسناد تاریخی نوشته شده است.
۳. زبان ساده و جذاب: کتاب با نثری روان و طنزآمیز نوشته شده و بهراحتی با مخاطب عام ارتباط برقرار میکند.
۴. استقبال خوب مخاطبان: کتاب در مدت کوتاهی به چاپهای بعدی رسیده و امتیاز بالایی در سایتهای فروش کتاب به خود اختصاص داده است.
۵. طرح جلد جذاب و بامزه: جلد کتاب با طرحی کاریکاتوری از یک کرم، فضای طنز کتاب را بهخوبی منتقل میکند.
تاریخ جهان با زبان طنز، تلختر از همیشه!
«تاریخ کرموی جهان» یک کتاب منحصربهفرد است که با زبانی طنزآمیز، به سراغ تاریکترین گوشههای تاریخ استعمار رفته است. فرزانه صنیعی با قلمی شوخ و طعنهآمیز، نشان داده است که میشود از «جنایت» با «لبخند» حرف زد؛ البته لبخندی که پشتش، تلخترین واقعیتها نهفته است.
کتاب برای مخاطبی جذاب است که از تاریخنگاری رسمی و یکطرفه خسته شده و بهدنبال روایتی تازه و کمترشنیدهشده از تاریخ جهان است.
اگر از کلیشههای همیشگی «استعمارستیزی» خسته شدهاید و بهدنبال یک اثر طنز هوشمندانه با پشتوانه مستندات تاریخی هستید، «تاریخ کرموی جهان» را از دست ندهید.
این کتاب یک تذکر طنزآمیز است به همه کسانی که هنوز فکر میکنند «تمدن غرب»، هدیهای رایگان به ملتهای جهان بوده است.
نمونهای از متن کتاب
از زمانی که کریستف کلمب زحمت کشید و اشتباهی قاره آمریکا را کشف کرد، پای سفیدپوستان به این قاره باز شد. قبلش یک عده بومی سرخپوست در آن قاره زندگی میکردند؛ ولی آخر شما بگویید، این هم شد زندگی که آدم صبح تا شب گاومیش شکار کند و کنار آتش طبل بزند!
نه صندلی و میزی، نه کارد و چنگالی، نه قبل از خواب مسواک میزدند بروند توی تخت، نه مشروب… چیز… ببخشید… نوشیدنی حاوی مواد ضدعفونیکنندهای میزدند به بدن! خلاصه خیلی بهشان بد میگذشت!
سفیدپوستان با ورودشان به قاره آمریکا تاثیرات ژرفی بر بومیان سرخپوست گذاشتند؛ مثلا باعث شدند بچههای سرخپوست سر ساعت ۹ شب مسواک بزنند و بخوابند؛ چون مادرشان میگفت هرکس زود نخوابد، جرج واشنگتن میآید سراغش.
اروپاییان از سرخپوستان کشاورزی و شکار و صید ماهی را یاد میگرفتند و در عوض، به آنها چیزهای مفیدتری آموزش دادند؛ مثل شیوههای فرار از گلولهای که از فاصله نیممتری به جمجمهات شلیک میشود. تصدیق میکنید که مورد اخیر در مقابل مسائل پیشپاافتادهای که سرخپوستان به سفیدها یاد میدادند…
پایان
بخش نقد و بررسی «کتاب» دفتر طنز را دنبال کنید




