گوزن های اتوبان از وسط ذهن مخاطب رد میشود
نویسنده: سارا ملاعباسی
معمولا اسم فیلمها به سناریو و خود داستان میآید، اما فیلمی که ما دیدیم هیچ چیزش به هیچ چیز دیگرش نمیآمد.
برخلاف سایر فیلمهای داخلی و خارجی، «گوزن های اتوبان» با شرط بندی شروع میشود و به دنیای بلاگری میرسد و چون مسیر را خلاف جهت سایر فیلمها و سریالها رفته، همانجا گیر میکند.
آنقدر که خود مخاطب فکر میکند فیلمِ نیم ساعته با پایان باز هم بد نیست ها! حداقل از فیلمِ یک ساعت و نیمه با پایان نیمه بسته و کلیشهای بهتر است.
فیلم گوزن های اتوبان
فیلم گوزن های اتوبان داستان عابس راننده پیک موتوری است که به خاطر شرطبندی به دنبال ماشین یک بلاگر معروف میافتد. بلاگر فکر میکند، عابس خفتگیر است و این در حالی است که گوشیاش روی لایو است و همه چیز به سرعت وایرال میشود.
شخصیت «عابس» با بازی نوید پورفرج مثلاً شخصیت عاقل، ساده و آیندهنگر است که در طول فیلم خلاف هر سه ویژگی عمل میکند تا مبادا از سایر شخصیتها توقع بیشتری داشته باشیم.
مردی که سر یک شرط بندی ساده وارد دنیای فضای مجازی و بلاگرها میشود و هرچه تلاش میکند از آن بیرون بیاید به در بسته میخورد. چون همسرش صبا با بازی الناز شاکردوست قفل در را انداخته و به خاطر این اتفاق تازه به مزیت و درآمدزایی فضای مجازی پی برده است.
تقابل این دو (که همان تقابل زندگی معمولی با حواشی زندگی فضای مجازی است)، حضور بلاگر عاصی و شخصیت شیادی مثل پیمان قاسمخانی آنقدر جذابیت دارد که مخاطب تا پایان فیلم به تماشا بنشیند. اما نه آنقدر که مخاطب پول بدهد و وقت صرف کند تا در نهایت یک نفر مثل عابس با ژست خاصش خیره به افق بایستد و او را درباره فضای مجازی نصیحت کند.
یعنی اگر پیمان قاسمخانی متنبه میشد و ما را نصیحت میکرد شاید به واسطه خاطرهبازی از «سن پترزبورگ» حرف او را قبول میکردیم ولی قبول حرف نوید پورفرج با خاطرهای که از فیلم «مغزهای کوچک زنگ زده» داریم کمی غیر قابل قبول است.
خلاصه اگر نمیدانید که فضای مجازی بد است، آدمها را عوض میکند، بلاگرها همه دروغگو و عاصیاند، این فیلم را ببینید. هرچند با دیدن فیلم به این نتیجه نمیرسید و ترجیح میدهید همین جملهای را که گفتیم، برداشت کنید تا حداقل دلتان برای وقت و هزینهای که کردید نسوزد.
پایان
نقد و بررسی سایر برنامههای سینما و تلویزیون را بخوانید



