تاریخچه طنز را روی دور تند بخوانید

تاریخچه طنز را روی دور تند بخوانید

تاریخچه طنز را روی دور تند بخوانید

نویسنده: محمد تسلی بخش

شاید شما هم همیشه می‌خواستید بدانید که اصلا طنز چیست و چه فرقی با بقیه کمدی‌ها دارد. نگران نباشید. خود ما اینجا هستیم و بر روی دور تند، تاریخچه طنز ایران را برای شما توضیح می‌دهیم.

اگر در پایان این مطلب کوتاه، شما به طور دقیق متوجه طنز و تفاوت آن با گونه‌های دیگر کمدی نشدید ما اسم‌مان را که عوض نمی‌کنیم ولی در عوض هر وقت پولدار شدیم میلیاردها تومان صرف امور خیریه خواهیم کرد. مرده و قولش.

در زمان‌های خیلی قدیم کمدی ایرانی سه شاخه شناخته شده داشت. «هجو» و «هزل» که کار ادبا و اهل فن بود و از آن ارتزاق می‌کردند و نوعی شوخی عامیانه که بین مردم عادی رواج داشت ولی برای ادبای آن زمان آب و نانی نداشت و از نظر هنری جدی گرفته نمی‎شد.

اما ادبای برجسته و کاردرست (که معمولا پیشوند حکیم هم به نامشان زده می‌شد و آثارشان عمق و تفکر بیشتری داشت) یک فنی داشتند که به وسیله آن با زبان لطیف، مفاهیم عمیق را بیان می‌کردند تا کارشان از یکنواختی و خشکی خارج شود. این فن ویژه هیچ اسمی نداشت.

تا عصر مشروطه و رسیدن مدرنیسم به ایران تقریبا وضعیت همینطور پیش می‌رفت ولی با ورود ماشین چاپ و آغاز روزنامه‌نگاری، هم انتشار آثار راحت‌تر شد هم اینکه نثرنویسی هم مثل شعر جدی گرفته شد و فرم و ساختارهای ادبی کم کم رو به تغییر گذاشت.

دهخدا و نسیم شمال احتمالا مهمترین کسانی بودند که بدون اینکه خودشان بدانند رفتند سراغ چیزی شبیه به طنز و سعی کردند با زبان شوخی و مز‎ه‌ پرانی مسائل و مشکلات کشور را مطرح کنند البته آثار دهخدا به طنز امروزی نزدیک‌تر و آثار نسیم شمال چیزی بین طنز و هجو است.

فارغ‌التحصیل شدن اولین گروه دانشجویان دوران مشروطه باعث شد که بحث‌های دانشگاهی و تحقیقات در فضای ادبی و هنری ایران گسترش پیدا کند و بالاخره یک روز چند نفری از همین اساتید که معروف‌ترین آنها دکتر خانلری بود، ناگهان متوجه شدند که ای دل غافل! به جز هجو و هزل دو گونه دیگر کمدی ایرانی هم وجود دارد که تا به حال شناخته نشده است.

یکی همان شوخی عامیانه‌ای که بین مردم و فقط محض خنده رواج داشت اما حالا وارد ادبیات ایران هم شده بود و اسمش را گذاشتند «فکاهی» و یکی دیگر هم نوعی شوخی بود که ردش را در اشعار جدی حافظ و سعدی و فردوسی و مولوی و … زده بودند و اسمش شد «طنز».

البته هنوز طنز تا طنز شدنش خیلی کار داشت و با وجود اینکه بعد از درخشش دهخدا موج چاپ روزنامه‌های کمدی در ایران به راه افتاد اما کسی به طور تخصصی و علمی سراغ طنز نرفت.

حتی «توفیق» هم که برجسته‌ترین روزنامه کمدی قبل از انقلاب بود با وجود اینکه همه چیز (از طنز و هجو تا فکاهی و هزل) داخلش پیدا می‌شد اما خودش را به عنوان فکاهه یا فکاهی‌نامه معرفی می‌کرد. با بگیر و ببندهای شدید اواخر دوره پهلوی، تقریبا همه مجلات کمدی و فکاهی از جمله توفیق درشان تخته شد.

تاریخچه طنز

بعد از انقلاب اما اتفاق مهمی افتاد. کیومرث صابری فومنی که خودش از توفیقیان قدیمی بود بزرگترین قدم را در کمدی مکتوب ایران برداشت.

مجله «گل آقا» با وسواس شدید و اخلاق‌گرایی منحصر به مفرد استاد صابری و اصرارش بر دور شدن از شوخی‌های مبتذل دوره‌ های قبل و پرهیز از تمسخر دیگران؛ به تعریف  عملگرایانه‌ای از طنز رسید که به شدت با استقبال مردم و به خصوص خانواده‎ها مواجه شد.

طنز دیگر به قله رسیده بود و نه تنها از هجو و هزل که نزدیک به هزار سال بر شوخی‌نویسی ایران حکومت می‌کردند بلکه حتی از فکاهی هم که ریشه‌های عامیانه داشت محبوب‌تر شده بود.

اما هنوز تعریف تئوری و دقیقی از مفهوم طنز وجود نداشت. مهمترین تحقیقات و پژوهش‌ها در زمینه طنز ایرانی را عمران صلاحی آغاز کرد. آن زمان هرکسی یک تعریفی از طنز می‌داد و با اینکه اشتراکات این تعاریف زیاد بود ولی بین آنان اختلافاتی هم بود.

استاد صلاحی که خودش طنزنویس و شاعر قهاری بود به درستی فهمیده بود که اگر نتوانیم طنز گل آقایی را به یک تعریف درست برسانیم در آینده قطعا به مشکل می خوریم.

پژوهش های صلاحی و توصیف‌هایی که چندبار در مورد طنز ارائه کرد هیچوقت به دل خودش ننشست و هرچه در پژوهش جلوتر می‎رفت نظریات خودش را رد می‌کرد.

این انتقادپذیری و کمال گرایی صلاحی به نفع طنز تمام شد چون با اعتباری که او بین اهالی طنز داشت اگر بر تعریف خودش اصرار می‌کرد دیگر بعید بود کسی بخواهد مخالفتی داشته باشد و درِ پژوهش و مطالعه بر روی چیستی شناسی طنز بسته می‎شد.

تا اینکه ابوالفضل زرویی نصرآباد یکی از مهمترین شاگردان مکتب گل آقا تعریفی ارائه کرد که مورد تایید و اجماع همه علما و صاحب نظران عرصه طنز قرار گرفت و مشکل حل شد.: «طنز بیان واقعیت‌های تلخ به صورت شیرین و نشاط ‎آور اما منصفانه و عفیف است.»

ویژگی جالب تعریف جناب زرویی در این است که علاوه بر توصیف کامل و دقیق طنز و همه مختصات آن، اگر هر بخشی از این تعریف تغییر کند خود به خود به یکی دیگر از گونه‎های ادبی و کمدی تبدیل می‌شود.

یعنی اگر اثری که می‌نویسید:

بیان واقعیت‌های تلخ جامعه باشد اما این بیان با شوخی و شیرینی همراه نباشد، دیگر طنز نیست. می‎شود «انتقاد».

اگر شیرین و بامزه باشد ولی بیان تلخی‌ها و پند و اندیشه در کارش نباشد می‌شود «فکاهی» یا «فکاهه».

اگر هم بیان واقعیت‌ها و تلخی و هم به زبان شوخی باشد ولی از دایره انصاف خارج شود، می‎شود «هجو».

اگر شیرینی و شوخی داشته باشد ولی از دایره عفت و حیا خارج شود، رسیده است به «هزل».

به همین راحتی تمام شد و رفت پی کارش.

جان من کیف کردید؟ حالا فهمیدید که من و استاد زرویی کم کسانی نیستیم و همین طور الکی الکی به ما استاد نمی‎گویند! و سال‌ها تلاش و مطالعه و پژوهش و تمرین و پشتکار، پشت کارمان گذاشته‌ایم تا به این مقامات عالی رسیده‌ایم.

تازه من یک ویژگی خوب دیگر هم دارم و آن هم این است که بسیار آدم فروتنی هستم و در این مطلب از کرامات خودم چیزی نگفتم تا بسته اینترنت شما یکجا مصرف نشود.

در عوض با شعری از استاد زرویی که در توصیف مرام‌نامه طنزپردازان واقعی است مطلب را به پایان می‎ رسانم.

«تا قلم در کف ما بود به حق کوشیدیم
پاک ماند همه جا کِسوت ملایی ما

هرکسی برده ز انصاف و مروت بویی
تحت تاثیر شد از طنز گل آقایی ما»

پایان

برخی منابع: 

حدیث قند، ابوالفضل زرویی نصرآباد

طنزآوران امروز ایران، عمران صلاحی

یک لب و هزار خنده، عمران صلاحی

طنزنویسی از زبان طنزنویسان، نسیم عرب امیری

طنزآوران امروز ایران، فریبا فرشادمهر

همچنین بخوانید: تعریف طنز از نظر صاحب نظرانِ صاحب قلم

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید