چیزی که از پرستاران یاد گرفتیم
نویسنده: هادی مومن
روز پرستار را خدمت تمامی پرستارهای عزیز بخصوص آنهایی که در شرایط سخت و بحرانی، بیماران را با جملهی «آقا سوند داری کارتو انجام بده» آرام میکنند، تبریک عرض مینمایم.
بنده همواره پرستاران را قشری زحمت کش، صبور و عاشق خدمت دیدهام؛ البته غیر از پرستارهای دوران کودکیام که رد آمپولهایشان هنوز هم درد میکند.
طبق علم پزشکی برای زدن آمپول باید ناحیه مورد نظر را به چهار قسمت تبدیل کنی و بعد آن چهار قسمت را دوباره به چهار قسمت تبدیل کنی و سپس یکی از آن چهار قسمت دومی را مورد اصابت سوزن قرار دهی تا کمترین میزان درد و آسیب را ایجاد نماید.
اما نمیدانم در کودکی ما چگونه آن ناحیه را تقسیمبندی میکردند که دقیقا بیشترین درد و آسیب ایجاد میشد. طوری که همیشه سرماخوردگی ما چند روزه خوب میشد اما جای آمپول حداقل سه هفته درد میکرد.
اکنون هم این تقسیم بندی به نواحی چهارگانه، باعث شده پرستاران آنقدر در ذهن خود همه چیز را چهار قسمت کنند که ملکه ذهنشان شود و چشم بسته ناحیه مورد نظر را پیدا کنند.
بنابراین اگر مشاهده کردید یک پرستار سرنگ به دست زیادی به صورت یا شکم شما خیره شده احتمالا دارد در حال تقسیم کردنشان به نواحی چهارگانه باشد، پس سریعا یا گارد بگیرید و خودتان دفاع مشروع کنید یا به سرعت محل را ترک نمایید.
البته اینها که شوخی بود و پرستاران شریفتر از آن هستند که اینگونه رفتار کنند. نهایت خلاف این قشر زحمت کش این است که کمی خونسرد رفتار میکنند. چون آنقدر موارد مختلف و بحرانی دیدهاند و تجربه پیدا کردهاند، چیزی وادار به واکنش سریعشان نمیکند.
مثلا در بیمارستان گاهی پیش می آید که بیمار ناگهان ایست قلبی میکند و نیاز به شوک دارد، اما پرستار ابتدا با آرامش زیاد غذایش را میل میکند و بعد با آرامش بیشتری دستهایش را میشوید و بعد به سراغ بیمار میرود.
یعنی طوری عادی رفتار میکند که خود بیمار شاکی شده و در آن حالت میگوید: «آقا جون مادرت زودتر یه ماساژ بده قلبم از کار نیفته.» البته باز هم شوخی کردم. اگر نه کدام پرستاری است که بعد از غذا چایش را فراموش کند.
چیزی که از پرستاران یاد گرفتیم
البته جدا از شوخی، امروزه بیمارستانها نه تنها باعث افزایش سلامت جامعه میشوند، بلکه نقش بسزایی در افزایش ازدواج نیز ایفا میکنند.
طبق پژوهشهای جدید، مادرانی که برای یافتن عروس، از مسجد محل ناامید میشوند، برای خود یک بیماری سوری میتراشند و راهی بیمارستان میشوند تا بلکه عروس مناسبی پیدا کنند.
طبق تحقیقات جدیدتر، پسران جوان نیز به این مکان بیش از هر مکان دیگری برای یافتن نیمه گمشده، علاقهمند بوده و گاهی خودشان را به بیماری زده و راهی بیمارستان میشوند بلکه به مراد دلشان برسند.
مورد بوده یکی از این جوانها، عاشق پرستار اتاق عمل میشود و در راه رسیدن به معشوق انواع عملهای موجود را انجام داده تا عروس خانم بعد از عمل نوزدهم، بله را گفته است.
طی عمل بیستم، هم قرارها را گذاشتند که متاسفانه این عمل ناموفق بوده ولی خب در مراسم خاکسپاری، خانوادهها با هم آشنا شدند و راجب مسائل کلی به تفاهم رسیدند.
خلاصه پرستاران نقش بسیار مهمی در جامعه ایفا میکنند و ما همینجا از مسئولین تقاضا داریم حقوق پرستاران را به طور چشمگیری افزایش دهند تا این عزیزان، در نهایت آسودگی روانی و جسمی به خدمت مشغول باشند. چون به هر حال جان ما، سلامتی ما، سوند فولیما، آمپولهای ما و انواع و اقسام داروهای ما در هر شکلی، در دست این عزیزان است و خدایی نکرده اگر در اثر خستگی داروها جا به جا شود مقصر کیست؟!
مثلا اگر داروی مرگ مغزی را به مریض بواسیر بزنند، طرف باید برای همیشه با بواسیر وآن قسمت بواسیرخیز خداحافظی کند. آن موقع چه کسی پاسخگو است؟
در آخر باید عرض کنم که هر چه گفتیم قصد بیادبی نداشتیم و قصدمان شوخی و مزاح با کادر درمان بود که همیشه خودش را به ما ثابت کرده است، بخصوص در دوران کرونا.
این عزیزان در دوران کرونا به ما ازخودگذشتگی، ایثار، شجاعت، ایستادگی و از همه مهمتر رقصیدن را یاد دادند و چه رقصهای معرکهای!
پایان
بخش «متن طنز» را در دفتر طنز دنبال کنید



