در حيطه کلمات ظلم شده است

 

پنجاه و دومين و آخرين برنامه دگرخند در سال ۹۰ با حضور سيد عبدالجواد موسوي و اسماعيل اميني دوشنبه ۸ اسفند ماه در حوزه هنري به بررسي طنز در آثار کهن فارسي اختصاص يافت.

به گزارش خبرنگار دفتر طنز، سيدعبدالجواد موسوي با بيان اين که دنبال کردن گذشته مان در متون طنز به سال هاي اخير باز مي گردد، گفت: ايرج پزشکزاد اشاره مي کند که پيش تر از ما غربي ها متوجه طنز در آثار سعدي شده اند و ما دير به اين مساله رسيديم، توجه به طنز در سال هاي اخير بيشتر شده است و يک نمونه اش هم اسماعيل اميني است که در کتاب اخيرش به طنز در اشعار سعدي پرداخته است. موسوي ادامه داد: به دليل روحيه شيطنت آميزي که داشته ام هميشه به بخش طنز در متون کهن توجه بيشتري مي کردم و بخش طنز ديوان را بيشتر از ادبيات جدي مي خواندم و هميشه شوق و رغبت بيشتري به ادبيات ممنوع داشته ام.

اين شاعر افزود: زماني که به دنبال جمع آوري طنز در ادبيات فارسي بودم متوجه شدم که شاعران جدي که طنز داشته اندخيلي کم هستند و برخي از شعرها گم شده است و برخي هم قابل چاپ نيست. موسوي با اشاره به اين که در ابتدا فکر مي کردم مي توان براي شاعري به عظمت خاقاني که طنز در آثارش وجود دارد گزيده اي منتشر کرد، خاطرنشان کرد: حجم اشعار طنزآميز شاعر به قدري نبود که بتواند تبديل به يک جلد شود و از بين شاعران کهن فکر کردم عطار و انوري و سنايي اين قابليت را دارند.

عبدالجواد موسوي با بيان اين که سه مجموعه حکمت شادان (گزيده آثار طنز انوري ابيوردي)، تازيانه خرد (گزيده آثار طنز حکيم سنايي غزنوي) و ديوانگان فرزانه (گزيده‌اي از طنزهاي «مصيبت‌نامه» عطار نيشابوري) را از سوي شرکت سهامي کتاب‌هاي جيبي وابسته به سازمان تبليغات اسلامي به چاپ رسانده است، گفت: دو مجموعه ديگر هم زير چاپ دارم ، کتاب اول با عنوان «از آغاز طنز بود» ردپاي طنز در شعر فارسي از آغاز تا پايان قرن ششم و مجموعه دوم با نام «اينک طنز» از پايان قرن ۶ تا پايان قرن نهم مروري اجمالي است بر شاعراني که طنز کار کرده اند.

در ادامه برنامه اسماعيل اميني با بيان اين که نه فقط در عالم ادبيات بلکه شايد در تمام حيطه ها با اين مشکل مواجه هستم که معناي لغات تغيير پيدا کرده است، گفت: ما وقتي مي گوييم عدالت يک مقصود داريم، سياست مداران وقتي مي گويند، يک مقصود ديگر دارند. او ظلم در حيطه کلمات سازنده مباني اعتقادات و مليت و دين را وحشتناک دانست و گفت: آسيب اين ظلم به زودي از بين نمي رود و حتي به روزگاري مي رسيم که ديگر دروغ و راست فرقي ندارد و به طور مثال در حال حاضر وقتي مي گوييم طنز، حواشي طنز چنان غلبه مي کند که مجبوريم کلمه را توضيح دهيم. حيطه کلمات به هم ريخته است و اين به هم ريختگي بسيار مهم است.

وي درباره سه کتاب گزيده آثار طنز عبدالجواد موسوي گفت: اگر چه اين آثار جمع و جور و کم حوصله کار شده است، اما لااقل مي توانيم بگوييم در اين دوره کسي وجود دارد که بفهمد طنز چيست و نگهبان نادر گلهايي باشد که در گلخانه نگه داشته است و از اين نظر کتاب را مي پسندم.

سيد عبدالجواد موسوي نيز با اشاره به اين که ذهنيت خوبي از آثار گزيده در بازار ندارد، تصريح کرد: به اين دليل که اغلب کتاب سازي مي کنند. منتها چند الگو داشته ام و به نظرم آن ها با گزيده هايشان ادبيات جدي را به خوبي معرفي کردند. مانند گزيده هاي دکتر شفيعي کدکني که گزيده اي از انوري به نام «مفلس کيميافروش» که با اين کتاب آثار انوري را خواندم و علاقه مند شدم و گزيده بسيار خوبي براي معرفي انوري بود. وي خاطرنشان کرد: شفيعي کدکني با گزيده هايي که منتشر کرد باعث شد که ادبيات کهن و جدي بخوانيم و فکر کردم اگر بخواهم کار گزيده در بياورم بايد شبيه آثار کدکني باشد.

اين شاعر و پژوهشگر با اشاره به اين که در گزيده هاي طنزي که منتشر کرده در ذهن ناشر مخاطب شعرهاي ساده تر مد نظر بوده است، گفت: قصد ناشر اين بود که به درد نسل جوان هم بخورد، اما پس از آن که کار کردم اثرم را طوري نوشتم که اهالي ادبيات هم از آن استفاده کنند.

اسماعيل اميني درباره مقدمه گزيده هاي طنز موسوي گفت: برخي از نوشته هاي کتاب بسيار تخصصي بوده و مهم است اما جايش در کتاب به اين کوچکي نيست و مقاله جداگانه اي مي خواهد، به نظرم اگر آن توضيحات بيشتر بود به کتاب کمک مي کرد. اميني ادامه داد: نکته مهم ديگر اين که به نظر مي آيد ويراستار کتاب اهل ادبيات نبوده است و اشکالاتي در کتاب به وجود آمده است که به خاطر عدم آگاهي ويراستار نسبت به ادبيات کهن بوده است.

عبدالجواد موسوي نيز درباره مقدمه هايي که بر کتاب ها نوشته است، گفت: براي نوشتن مقدمه ها طرحي در ذهنم ندارم و شروع مي کنم به نوشتن و بستگي به حال ذهني ام دارد و خيلي ذوقي و دلي نوشته شده است و البته حواسم جمع بوده است که حکم صادر نکنم، ولي به هر حال به دليل اين که طرحي ندارم ممکن است هر کدام از گزيده هايم مقدمه اش متفاوت باشد. موسوي با بيان اين که در مقدمه ها خيلي روي زندگي نامه مانور نداده و مستقيم سراغ متن رفته است، افزود: شاعران ما شخص برايشان مهم نبوده و مي گفتند اگر صفات بدي داشته است خوب نيست و اگر خوب بوده که خوب است و تلقي و تعصبي که ما به مذهب و باورهاي رايج داشته ايم آن ها نداشته اند.

اسماعيل اميني نيز با اشاره به سخنان موسوي افزود: به اين دليل که دسترسي به گذشته نداريم اين گونه بحث ها به جايي نمي رسد، چرا که حتما اغراض در آن دخيل است و اين که به طور مثال بحث کنيم که منظور حافظ در شعرهايش خدا بوده يا دختر همسايه ، بحث بي هوده اي است. موسوي در بخش ديگري از اين نشست از اميني پرسيد که بين سنايي و انوري و عطار طنز کدام را بيشتر مي پسنديد که اميني اينگونه پاسخ داد: عطار را بيشتر مي پسندم، به خاطر جسارتي که در طنزش دارد. عطار و سنايي منظومه فکري دارند و انوري ندارد، انوري شاعر است و هر چيزي ممکن است در شعرش قرار بگيرد. عبدالجواد موسوي نيز معتقد بود که انوري شاعري است که بخش هاي وجودي مجزايي دارد و در اشعارش حکمت هاي عميقي را بيان کرده است و گاهي نيز مسائل ساده اي را با زبان شعري قوي آورده است. 

اسماعيل اميني با بيان اين که از بنيان هاي طنز وارد شدن به حريم ها و تابوهاست، خاطرنشان کرد: طنزپرداز نمي خواهد تابو شکني کند و فقط مي خواهد وارد حريم ها شود و با آن حيطه کار کند. اميني تناقض انسان در جهان هستي را باعث ايجاد طنز دانست و گفت: طنزپردازاني که به اين موضوع و درد اصلي انسان توجه مي کنند هوشمندترين طنزپردازان هستند و البته حيطه ديگر اين است که انسان مي خواهد نمايش کمال بدهد اما در واقع آن گونه نيست و انوري اين حيطه و تناقض ميان رفتار و گفتار و کردار را به خوبي ديده است و در شعرهايش آورده است.

عبدالجواد موسوي نيز با بيان اين که برخي شاعران ذاتن طنزپردازند، عنوان کرد: انوري وقتي شعر مي گويد همه جا روحيه شوخ طبعي اش وجود دارد و در آثار انوري همه جا طنز وجود دارد. حوزه اي که انوري در آن کار مي کند خيلي متنوع تر و گسترده تر از بقيه شاعراني است که گزيده آنها را انجام داده ام.

لینک کوتاه مطلب : http://dtnz.ir/?p=311979
نظر بدون فحش شما چیست؟

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.