ثبت نام

    ورود    

     
Skip Navigation Links
صفحه نخست
اطلاع رسانيExpand اطلاع رساني
انواع طنز Expand انواع طنز
منابع مکتوبExpand منابع مکتوب
طنازان Expand طنازان
البوم کاریکاتور
گالری
نظرات شما
ارسال مطالب
ويژه نامه طنز مكتوبExpand ويژه نامه طنز مكتوب

آخرين نشست امسال «در حلقه‌ي رندان» با ياد منوچهر احترامی برگزار شد.
آخرين نشست امسال «در حلقه‌ي رندان» بدون منوچهر احترامي و با ياد اين طنزپرداز فقيد، يكشنبه، 18 اسفندماه برگزار شد.
تعداد مشاهده : 956 -  دوشنبه، 19 اسفند 1387  20:56:58

آخرين نشست امسال «در حلقه‌ي رندان» بدون منوچهر احترامي و با ياد اين طنزپرداز فقيد،  يكشنبه، 18 اسفندماه برگزار شد.
در آغاز برنامه سعيد بيابانكي كه اجراي اين برنامه را به عهده داشت، در سخناني كوتاه اظهار كرد: اين آخرين نشست «در حلقه‌ي رندان» در سال 87 است و نخستين جلسه از «در حلقه‌ي رندان» كه بدون حضور منوچهر احترامي برگزار مي‌شود؛ پيرمردي كه همواره آرام و صبور بود و در بعضي از جلسه‌هاي «در حلقه‌ي رندان» بدون اطلاع ما مي‌آمد و آرام در گوشه‌اي مي‌نشست و به شعرهاي شاگردانش گوش مي‌داد.
در اين مراسم كه با شعرخواني و سخنراني طنزپردازان همراه بود، محمدعلي علومي به بررسي اجمالي بين داستان «اتاق شماره‌ي 6» آنتوان چخوف با داستان «جامع الحكايت مرحوم ابوي» منوچهر احترامي پرداخت و تصريح كرد: آثار چخوف و منوچهر احترامي كم‌وبيش هر دو در يك جامعه‌ي گرفتار بحران به وجود آمدند. درواقع، آثار اين دو نويسنده در جامعه‌ي در حال گذار به نگارش درآمدند؛ جامعه‌اي كه از سيستم ارباب رعيتي در گذر است و به دوران صنايع سنگين وارد مي‌شود، كه اين گذار در ايران از آغاز دوره‌ي رضاشاه صورت گرفته و تا نهادينه ‌شدن آن همچنان در حال شدن است و روسيه هم درواقع، به نوعي در زماني كه چخوف آثارش را به نگارش درآورده، جامعه‌اي در حال گذار است.
علومي يادآور شد: در «اتاق شماره‌ي 6»، مي‌بينيم به غير از ديوانه‌ها، باقي شخصيت‌هاي داستان منفعل‌اند و تنها كساني كه فعال‌اند، ديوانه‌ها هستند. ما اين اتفاق را به نوعي در داستان احترامي هم مي‌بينيم.
اين طنزپرداز با ارائه‌ي شواهدي از متن داستان منوچهر احترامي تصريح كرد: احترامي اگر رمان مي‌نوشت، عنوان «چخوف ايران» واقعا شايسته‌اش بود.
او در بخشي ديگر از سخنانش درباره‌ي طنز منوچهر احترامي به بحث زبان پرداخت و يادآور شد: احترامي ظرفيت‌ها و كاركردهاي طنز را در زبان به خوبي دريافته بود و از آن‌ها استفاده مي‌كرد.
ابوالفضل زرويي نصرآباد نيز در سخناني درباره‌ي منوچهر احترامي گفت: درباره‌ي اين‌كه ميزان استادي يك استاد به چه اندازه است، نمي‌شود قضاوت‌هاي سطحي انجام داد؛ اين نيازمند گذر زمان است؛ اما از ميزان اجتماعي‌ بودن پيشكسوتان و ارتباط‌شان با هم‌نسلان خودشان و نسل‌هاي پس از خودشان مي‌توان يك ارزيابي از تأثير پيشكسوتان به دست داد.
اين طنزپرداز در ادامه افزود: عده‌اي از پيشكسوتان منزوي‌اند و كسي را به خلوت خودشان راه نمي‌دهند. عده‌اي ديگر از پيشكسوتان از اين‌كه آموخته‌هاي‌شان را به ديگران ارائه دهند، عاجزند. از سويي، گروهي هستند كه از آموختن داشته‌هاي‌شان به ديگران بخل مي‌ورزند؛ اما منوچهر احترامي برخلاف اين طيف از پيشكسوتان بود و ارتباط خوبي با ديگران داشت و در ياد دادن آموخته‌هايش به ديگران دريغ نمي‌كرد و همواره به روي كساني كه احساس مي‌كردند حداقل استعدادي دارند، آغوش مي‌گشود.
زرويي نصرآباد گفت: در مراسم خاك‌سپاري منوچهر احترامي، دوست روزنامه‌نگاري مي‌گفت، گويا احترامي هيچ‌چيزي براي آموختن به نسل شما نداشته است و يا تخمه بو مي‌داده كه به شما بدهد و يا اين‌كه كارهايي از اين دست انجام مي‌داده كه هر خاله‌ و عمه‌اي اين خاطرات را مي‌توانست براي نسل شما بگذارد. من از ذكر خاطرات اين‌گونه كه توسط دوستاني نقل شده بود، تأسف خوردم و مي‌خواهم از دوستان بپرسم اگر اين خاطرات تخمه‌ خوردن‌ها و قدم ‌زدن‌ها را از خاطرات‌مان درباره‌ي احترامي كسر كنيم، چه مي‌ماند؟ چقدر از منوچهر احترامي آموختيم؟
او افزود: قدر مسلم اين است كه احترامي درياي مواج پرمرواريدي بود كه عده‌اي به جمع‌آوري گوش‌ماهي در ساحلش پرداختند و جمعي هم كه تني به آب دادند، مرواريد صيد كردند. ما بايد ببينيم كه با عزيزان پيشكسوت‌مان چه مي‌كنيم و سعي كنيم كه اين رويه را در مواجهه با پيشكسوتان عرصه‌ي طنز تغيير دهيم و سعي كنيم بيش‌تر از تجارب آن‌ها استفاده كنيم.
يوسفعلي ميرشكاك - ديگر سخنران اين مراسم - با تأييد و همدلي با سخنان ابوالفضل زرويي، تصريح كرد: اين‌كه جوان‌ترها از تجربيات پيشكسوتان استفاده نمي‌برند، تنها درباره‌ي منوچهر احترامي صادق نيست؛ بلكه اين در جامعه‌ي ما عموميت دارد؛ در جامعه‌اي كه مشهور به مرده‌پرستي هستيم و براي مرده‌ها بزرگداشت مي‌گيريم و سعي مي‌كنيم از مرده‌ها تجليل كنيم و حتا ياد نگرفتيم شش‌دانگ براي عزيز از ‌دست‌رفته‌اي دريغ بخوريم.
ميرشكاك در ادامه با انتقاد از آن‌چه كه وي به عنوان فرهنگ مرده‌پرستي از آن ياد كرد، سخنانش را با بحث درباره‌ي منوچهر احترامي دنبال كرد و گفت: احترامي در گفت‌وگويي كه از او منتشر شده، مي‌گويد كه من از كامو، همينگوي و كافكا تأثير پذيرفتم و به اعتقاد من، احترامي يك‌سري قصه‌هاي كافكايي نوشته بود؛ اما از آن‌ها خبري نيست. به اين اعتبار مي‌گويم قصه‌هاي كافكايي نوشته كه در طنز‌ش، رگه‌هاي كافكايي را مي‌بينيم.
ميرشكاك خاطرنشان كرد: او مانند كافكا كم‌تر به فكاهه توجه مي‌كرد. همچنين در داستانش بسياري مسائل را به تعليق مي‌انداخت و تعليق را موكول به مخاطب مي‌كرد و مهم‌ترين ويژگي ديگر او به تعبير خودش، اين است كه روي خط قرمز مي‌نشست؛ اما رنگي نمي‌شد.
اين طنزپردار در پايان يادآور شد: مهم‌ترين درسي كه از احترامي مي‌توانيم بگيريم، اين است كه به زباني بنويسيم كه به تعبير نيما يوشيج، گزمه‌ها نفهمند.
اسماعيل اميني در ادامه‌ي سخنان زرويي و پاسخ به اين‌كه چرا ما نسبت به پيشكسوتان اين‌گونه برخورد مي‌كنيم و از آن‌ها و تجارب‌شان بهره نمي‌بريم، گفت: متأسفانه ما در زمانه‌اي هستيم كه احساس نمي‌شود بايد چيزي ياد بگيريم. اگر واقعا در اين جلسه منوچهر احترامي بود و مي‌خواست چيزي را به ديگران ياد بدهد، چند نفر مي‌آمدند؟
اين شاعر و طنزپرداز در ادامه با انتقاد از سطح نازل آثار توليدي در حوزه‌ي طنز و هنر به طور عموم، وضع موجود را وضعي دانست كه براي هيچ‌كسي فرقي نمي‌كند كه چه اثري توليد مي‌شود و درواقع، فرق دوغ و دوشاب معلوم نيست.
او در بخش ديگري از سخنانش تصريح كرد: اگر جنس مرغوب و متناسب با نياز مخاطب در حوزه‌ي آثار هنري خلق نشود، مخاطب به سوي آثار مبتذل گرايش پيدا مي‌كند؛ چنان‌چه اين امر اتفاق افتاده است و نسل جديد امروز مصرف‌كننده‌ي محصول مطلوب فرهنگي نيست. حالا ما مدام نگران خط قرمزها باشيم.
اميني در ادامه با تقسيم‌بندي جريان طنز به دو جريان، در تشريح آن‌ها گفت: در حوزه‌ي طنز، طيفي هستند كه شجاعت در طنز را در ابراز مخالفت با ارزش‌هاي ملي و ديني مردم مي‌دانند، كه در نهايت، دلقك بيگانگان مي‌شوند و جرياني ديگر كه به طنز نگاهي مبتذل دارند و آن را ابزاري براي محفل‌ گرم‌ كردن مي‌دانند.
او در پايان يادآور شد: همه‌ي ما كه شاگردان مكتب احترامي بوديم، از او ياد گرفتيم كه طنز را جدي بگيريم و ما خود شاهد بوديم كه طنز براي منوچهر احترامي جدي بود، چه هنگامي كه كار تحقيقي مي‌كرد و چه زماني كه آثاري را براي كودكان مي‌نوشت و به اعتقاد من، مجموعه‌ي «من هم بازي» احترامي به عنوان كلاس بزرگ طنزنويسي است و اين ره‌آورد طنزنويسي معاصر را در خود جمع دارد.
در آخرين نشست «در حلقه‌ي رندان» در سال 87، حاج حسن شعباني، همايون حسينيان، جواد ذهتاب، مهدي استاداحمد، محمدرضا ستوده و رحيم رسولي شعرهاي طنزي خواندند و نماآهنگ‌هايي در يادبود منوچهر احترامي پخش شد.



 
[ نام ]
   
[ ایمیل ]
   
   
 
 
 
daftaretanz.ir All Rights Reserved 2008 | نقشه سايت