ثبت نام

    ورود    

     
Skip Navigation Links
صفحه نخست
اطلاع رسانيExpand اطلاع رساني
انواع طنز Expand انواع طنز
منابع مکتوبExpand منابع مکتوب
طنازان Expand طنازان
البوم کاریکاتور
گالری
نظرات شما
ارسال مطالب
ويژه نامه طنز مكتوبExpand ويژه نامه طنز مكتوب

رحيم رسولي
یاد عمران
عمران صلاحي شاعر ، نويسنده و طنزپرداز دوست داشتني روزگار ما نيز شوخي شوخي مرد و سفره گسترده ادبيات معاصر جدي جدي نمك خود را از دست داد .
تعداد مشاهده : 1336 -  يکشنبه، 14 مهر 1387  12:53:51

عمران صلاحي شاعر ، نويسنده و طنزپرداز دوست داشتني روزگار ما نيز شوخي شوخي مرد و سفره گسترده ادبيات معاصر جدي جدي نمك خود را از دست داد . از آنجا كه در عصر تكنولوژي و سايه سنگين و غيرقابل انكار آن بر جوامع بشري به علت تنوع آراء و تكثر افكار در آستانه فروپاشي روياها و تخيلات قرار داريم و وفور انديشه هاي هم قد ، ظهور نابغه ها را تا اطلاع ثانوي منتفي و قراردادهاي اسمي و نام گذاري هاي رسمي را مشكل كرده است .
هرچند پذيرفتن دليل بر باورداشت نيست اما بايد پذيرفت كه در حوزه ادبيات در عصر تمدن گفتگوها ( با گفتگوي تمدن ها اشتباه نشود ) شعر از سرايش به نويسه رسيده است به همين دليل و دلايلي كه در بالا نه از بالا آمده كسي دوست ندارد شبيه ديگري باشد ، شبيه ديگري فكر كند و شبيه ديگري بنويسد و شايد باز به همين دليل باشد كه نحله هاي مختلف ادبي وارد گود مي شود و در بوته آزمايش و خطا قرار مي گيرد .
هر چه خلق آموختت زان لب ببند   جمله آن شو كز خدا آموختي
باز اگر بپذيريم كه چنين باشد متفاوت نويسي حتي با ط دسته دار هم قابل تامل و تحمل است . اما با كمي دقت از نوع رندانه اش به جرئت مي توان گفت شاخصه ي اصلي و برجسته در نوشتار غير متعارف و متفاوط همانا طنز است و شايد به همين خاطر بود كه كسي گفت « طنز پديده قرن است . »
نيمچه مقدمه بالا را از آن بابت آوردم كه در آستانه فقدان عمران صلاحي حساب او را به هر طريقي كه هست شده با زبان خوش و گرنه با زبان ناخوش از آن ديگران و همديگران جدا كنم .
در كارهاي موزون و منثور عمران صلاحي شعر حرف اول را مي زد بنابراين دوست دارم او را پيش از هر چيز فرزند ايران و مادرزادي شاعر بنامم ضمن گريز از مولفه ساده نويسي و زبان تمثيل در كارهاي جدي و طنزش بايد گفت صلاحي در همه تجربيات قلمي خود از جوهره طنز آني بهره مي برد و معتقد بود اتفاق شاعرانه پيش از آنكه براي شعر بيفتد ابتدا بايد براي شاعر بيفتد . طنز او با خروج از لودگي ، مطايبه ، هزل و هجو و فحاشي ؛ طنــزي منطبق بر منطق شاعرانه و دموكراسي نقد (از نوع انتقادي اش) بود و فرصت دفاع يا مقابله را حتا به دشمن هم مي داد و اين خود از شاخصه هاي طنز واقعي در حوزه نقد اجتماعي است و مهم تر اينكه عمران صلاحي همانطور كه گفته شد پيش از هر چيز شاعر بود در انساني ترين شمايل آفرينش و صاحب شرافت مندانه ترين بينش در برخورد با اشيا و جهان هستي .
وين دو هزاران من و ما 
وين عجبا من چه منم
گوش بده عربده را
دست منه بر دهنم     « مولوي »
ايجاد وضعيت خاكستري براي خلق آتشبازي ، طرح و توطئه و شيطنت شاعرانه به منظور خروج از ايستايي مزمن و زندگي خوش خوشانه يكي از شاخصه ها و شايد مولفه منحصر به فرد طنز عمران صلاحي بود . او به دنبال مضمون نمي رفت بلكع با خلق مضمون صحنه هاي مورد اتهام را بازسازي نموده ، شاهدان را به قضاوت نشانده و بدون صــدور حـكمي « عوامل پشت صحنه » را متوجه « اطاق فرمان » مي كرد و از صحنه خارج مي شود .
گاهگاهي بد نيست
گل به پرواز آيد
و به پروانه رساند خود را          « عمران صلاحي»
اگر جنون را شناسنامه انسان معاصر دانسته اند به نظر من طنز از اولين نشانه هاي جنون است . جنون طنز در عمران صلاحي در چرخشي دوراني ميان من و فرامن ، خود و فرا خود به تمامي حاصل روان پريشي موروثي هزاران ساله انسان امروزي بود نه حاصل پريشان روزگاري امروزي انسان ديروز و همين آمد و رفت ميان اضداد طنز او را متفاوت و مستقل نشان مي داد . او حتي در طــنزهايي كه ايجاد شــائبه هاي اروتيكي مي كرد به خاطـر توجه اش به شعريت و آنيت شاعرانه « طنزش اشك آدم را در مي آورد ! »
و پايان سخن اينكه عمران صلاحي به علت بافت پارادكسيكال جغرافيايي و زيست محيطي موجوديت شاعرانه‌اش مرگ را شــوخي شوخي ، زندگي را تفننــي ولي طنز را جــدي جدي دنبال مي كرد   .

 



بخش مقالات سایت
 
[ نام ]
   
[ ایمیل ]
   
   
 
 
 
daftaretanz.ir All Rights Reserved 2008 | نقشه سايت