ثبت نام

    ورود    

     
Skip Navigation Links
صفحه نخست
اطلاع رسانيExpand اطلاع رساني
انواع طنز Expand انواع طنز
منابع مکتوبExpand منابع مکتوب
طنازان Expand طنازان
البوم کاریکاتور
گالری
نظرات شما
ارسال مطالب
ويژه نامه طنز مكتوبExpand ويژه نامه طنز مكتوب

راشد انصاری
خطرناك
وقتي از خانه مي‌زني بيرون/ مردِ صد ساله مي‌شود دل‌خون/ متلك بشنوي تو از حالا/ از جوان‌هاي بي‌سر و بي‌پا/
تعداد مشاهده : 2312 -  چهارشنبه، 29 مهر 1388  20:27:40

روز و شب با خودت نرو هي وَر

باتو هستم، بله، شما... دختر!

قلب تو گرچه واقعاً پاك است

خواهرم! خوشگلي خطرناك است

با چنان تيپ و اين چنين تركيب

صورتي مثل كاغذِ تذهيب

وقتي از خانه مي‌زني بيرون

مردِ صد ساله مي‌شود دل‌خون

متلك بشنوي تو از حالا

از جوان‌هاي بي‌سر و بي‌پا

آن يكي با دروغ و صد نيرنگ

مي‌دهد و عده‌هاي خوب و قشنگ

ديگري گويدت كه جاني تو

گزِ شيرينِ اصفهاني تو

پيرمردي يواشكي از پشت

گويد اين دخترك مرا هم كُشت

نم‌نمك مي‌روي ز راه به در

با همين گفته‌ها شوي خرتر

*

سادگي بعد از اين نمي‌صرفه

«من فداي چشات بشم» حرفه

سادگي‌ها تو يك‌كمي كم كن

تو خيابون حواستو جم كن!

(«جمع» ما شد اگر كه «جم» به درك

يا كه شد قافيه «كلم» به درك)

گيرهاي سه‌پيچ را ول كن

جانِ من! فكر اين اراذل كن

اين جوان‌ها تمام ناجورند

آي ماهي! بپا، همه تورند!

پلويي مي‌شوي به يك دوري

سي‌دي‌ات پخش مي‌شود فوري

مي‌شوي نقل محفلِ مردم

سبب عيشِ كاملِ مردم

آبرويت به باد خواهد رفت

نه يه‌خورده، زياد خواهد رفت

*

كار من نيست تا كنم خواهر

امر معروف و نهي از منكر

قصد من نيست تا كنم كيفي

منتها چون كه ديدمت حيفي

گفتم اين را بپرسم، اي زيبا!

كه اگر فكر شوهري حالا

گرچه ناراحتي تو از دستم

من خودم «كيس» قابلي هستم



 
[ نام ]
   
[ ایمیل ]
   
   
 
 
 
daftaretanz.ir All Rights Reserved 2008 | نقشه سايت